سال 82 هم گذشت
سال 82 رو می تونم بگم واقعا سال پرباری برای من و دوستان و اطرافیانم بود و بهتر
از اون پیدا کردن دوستان جدیدی بود که الان خیلی با هم صمیمی هستیم. تابستون 82 رو
فکر کنم تا ابد در ذهنم حک کرده باشم چون لحظه های به یاد موندنی داشت و انقدر عکس
و خاطره دارم که بخوام ازش همیشه صحبت کنم. از سال 82 خیلی راضیم و با اینکه خیلی
توش سختی هم کشیدم و خیلی موقع ها واقعا عاجز و درمونده بودم اما به کمک بقیه که
شامل خواننده های همین وبلاگ هم میشه، با هر بار شکست پا شدم و دوباره حرکت کردم و
به قول معروف کم نیاوردم.
امروز آخرین روز ساله. باید اتاقم رو تمیز کنم و نقشه های امسال رو که توی کله ام و
دلم هست بریزم رو کاغذ و مطابق اونا پیش برم. میدونم که امسال سال خیلی عجیبیه. سال
83 رو گفتن سال میمون و من فکر می کنم جدا میمون خواهد بود. توی خارج از کشور که
باشی مخصوصا یه جای مرده ای مثل امارات بعلاوه اینکه دانشجوی وامانده هم باشی بوی
عید نمی آد. هیچ جنب و جوشی نمی بینی برای همین ممکنه خودت رو هم فراموش کنی یا غصه
بخوری و دلت بگیره. اما من دلم گرفته نیست. دوست دارم زودتر برسم به سال 83. می
دونم که عمر مثل باد می گذره پس باید باهاش ساخت ولی عمری که با عشق و محبت و صفا
بگذره هیچ وقت غصه اش رو نخواهم خورد.
دوستی که توی آژانس توریستی کار می کنه می گفت که پروازای ایرانی کیپ تا کیپ پره و
مسافرای ایرانی هستن که ریختن توی دوبی. توی عید سعی می کنم حتما دوبی سر بزنم و
ببینم چه خبره هرچند که امتحانات میان ترمم هم هفته بعد شروع میشه و خلاصه کلی
دردسر. عید به آدم تازگی می ده و من دوست ندارم اینجا دلم بمیره مثل خیلی های دیگه
که وقتی آدم می بیندشون یاد قبرستون میفته! فکر می کنم اگر قراره بر این باشه که هر
کسی پیش خودش بگه چی کار کرده توی سال گذشته من باید بگم که بنیان زندگی نوینم رو
پایه گذاری کردم و امسال زیر بناش رو با سیمان سفت می کنم که یه وقت زلزله ای چیزی
نیاد خفتمون کنه. این بلاگ رو بخونید تا ببینید چطور یک نفر مثل من بارها
شکست می خوره و باز بلند میشه و حرکت می کنه.
Comments
معمولا برام سخته که واسه این جور پست ها که حرف دله کامنت بذارم.چیزی نمی تونم بگم جز این که امیدوارم دیگه شکست تو کارت نباشه و همیشه موفق رو به جلو حرکت کنی
Posted by: Persian Buddy | March 19, 2004 04:49 PM
واي چقده اين ماهي قرمزه خوشگلـــــــــه قبونش برم!
عيدت مبارک پژمان عزيزم. باريکلا بدو برو سفره ات رو بچين که دير شد :=) سالي که سبزست از سبزه گره زدنش ميشه آرزو کرد.
صد سال به اين سال ها :*
Posted by: عاليجناب منتقد | March 19, 2004 11:28 PM
من جدا همين فكرو داشتم با خودم ميكردم كه تو بشر چه روحيه اي داري به خدا!من يك كوچولو زمين ميخورم پا شندم دست خداست ديگه!واقعا بايد درس بگيريم بگيريم بگيريم از اين پژمان!
Posted by: maryama | March 20, 2004 12:45 AM
من جدا همين فكرو داشتم با خودم ميكردم كه تو بشر چه روحيه اي داري به خدا!من يك كوچولو زمين ميخورم پا شندم دست خداست ديگه!واقعا بايد درس بگيريم بگيريم بگيريم از اين پژمان!
Posted by: maryama | March 20, 2004 12:45 AM
سلام پژمان جان.
سال نو مبارک!
با اجازه ات من اين ماهي ات رو دزديم و بردم تو خونه خودم. حالا اگه مي خواي ماهي ات رو پس بگيري، بايد بيآي عيد ديدني.
ايشالا که ازسالِ جديد هم خاطراتِ خوبي برات باقي بمونه.
Posted by: غزالي | March 20, 2004 02:07 AM
سلام آقا پژمان
سال نو مبارك
اميدوارم سال جديد سال خوب و پر از موفقيت براي شما باشه.
سبز باشيد
Posted by: محسن | March 20, 2004 09:03 AM
happy new year pejman,hope o see you this year fun and fine as you were .
Posted by: amir | March 20, 2004 09:04 AM
آژانس شیمال تور مستقر در آنتالیا در کشور ترکیه آماده هر نوع خدمات توریستی به توریستان ایرانی
Posted by: شیمال تور | May 31, 2004 12:47 PM
سلام به همه دوستا من به خاطر این در اینجا مطالبی مینویسم که فقط بگم که من میخوام یه دختر خوبو مهربونو با وفا با من آشنا بشم و اگه هم جور شد یه وقت دیدی که ازدواج هم کردیم چون نظر من ازدواج هست . آدرس آیدیم رو نوشتم هر کی خواست میتونه برام یادداشت بزاره من هم 22 ساله دانشجوی کامپیوتر هستم از آذر بایجانغربی.
Posted by: تنها | June 14, 2004 09:32 PM