« فرم استخدام منشی شرکت های خصوصی | Main | یه روزی میاد که غرورت می شکنه »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

یادگاری از یک هم خدمتی

5 سال پیش وقتی مشغول خدمت سربازی در بندرعباس بودم توی خوابگاهمون پسری بود که طراحی های بسیار زیبایی می کشید و مهارت بسیاری در کشیدن صورت زنان داشت. حتی الان اسمش رو هم یادم نمیاد ولی دوره آموزشیش و نگاهش رو همیشه یادمه چون همیشه چشماش پر از اشک بود. بهش درجه مهناوی یکم( گروهبان یکم) داده بودن چون از همه بهتر دوره ی کدش رو تموم کرده بود. دست بر روزگار پسر خوش خنده ای هم بود و همیشه بقیه رو می خندوند اما از درون چیزی آزارش می داد. یادم می آد گاهی باهاش تنهایی خلوت می کردم و کمی از اوضاع و احوالش می پرسیدم. تو دار بود و چیزی نمی گفت اما گه گاهی به زندگیش اشاره ای می کرد و دل خوشی از پدرش نداشت. نمی دونم چرا و اینکه چه چیزهایی باعث شده بود انقدر غمگین و در خود باشه ولی آدم جالبی بود. حرفهای قشنگی می زد. با این که مثل اون زمان خودم سنی نداشت ولی حرفهای تلخ ولی ملموسی می زد. چیزهایی که من در طول زندگی خودم بارها لمسشون کرده بودم.

من دفتری به یادگار از زمان خدمت سربازی دارم که الان پیشم نیست و تهرانه ولی 2 طراحی از این پسر خوش ذوق کرمانی بعلاوه دست نوشته ای به یادگار ازش دارم که هر وقت می بینمش ناخودآگاه یاد سختی ها و خوشی های اندک دوران سربازی می فتم. یادم می آد شعری به یادگار در دفترم نوشت که متاسفانه الان به طور دقیق کلماتش یادم نمیاد ولی امیدوارم همین مقدار کم و شاید اشتباه هم یادی باشه از این هم خدمتی من. یادش بخیر گاهی که من غمگین بودم اون چیزی می گفت که بخندم و گاهی من تیکه ای می نداختم که اون بخنده. زمانی هم که هر دو غمگین بودیم داریوش می خوندیم. انگار همین دیروز بود. انگار همین دیروز که زمزمه می کردم" روزی که تو رو دیدم، موهاتو بافته بودی / با گل سپید یاس، گلو بند ساخته بودی."

تو همانی که از هاله شهوت به هوس / به دامان مادرم افتادی
تو همان بچه خوشکل صفتی / خاک بر آن سر پر پشمت باد

Comments

سلام ما که سربازی نزفتیم ولی تو پادگان و میون سر باز ها خیلی خیلی بودیم خیلی بیشتر از 2 سال هنوز هم هستیم خیلی هاشون عاشقن خیلی هاشون مفنگی یه عده هم که میان فقط کارتو بگیرنو برن و هیچ حسه خاصی هم ندارن یه عده هم دائم پادگان و دودر میکونن و حال میکنن دوران جالبی ولی وقتو ادمو میگیره ...در ضمن بد نیس شما به کسایی که میان این بلاگ رو میخونن براشون یه ارزش قائل شید بهشون یه سر بزنید

baba to beh sarbazitam beh dideh + negah mikoni:)) afarin !!

اجازه دارم تو لینک دونی ام به پست خوش آمدگویی وبلاگ ها لینک بدم ؟
(به جای خاطرات تلخ به امارات فکر کن .به آزادی هایی که اونجا هست و اینجا نیست .)

salammer30 ke sar zadi ishalah ke to emetehantetam movafagh bashi

silaam
khofi
delam vasat tang shode ghadeeeeeee ye donyaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

Damet Garm

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ