همچنان من با يه ربع قرن تجربه در خدمتتون هستم!
کلی هیجان دارم خفم می کنه! دیروز که کلی تبریکات از دوستان بعلاوه نامه هایی
که از عزیزترین دوستان و خواننده هام بهم رسیده رو داشتم می خوندم و کیف می
کردم و بعضی هاش رو هم باید با حوصله تمام خوند! بعلاوه یک تلفن جانانه اساسی در
نصفه شب که تا 2 ساعت هوش و حواس می پرونه. یه عالمه بهم لینک دادن. یه عالمه نقاشی
برام کشیدن ( تمامی لینکاش رو می گذارم توی لینکدونی. لینک دونی امروز رو از دست
ندید تا ببینید چقدر دوستای خوبی دارم و چقدر خودم غافلگیر شدم!!!)، تازه بازم مثل
اینکه در راهه!
این متنم نوشتم که هم یه وقت از شدت هیجان قاطی پاطی نشم و هم اینکه بگم خیلی ها
پرسیدن تولدم امروزه یا دیروز. خدمت شما عرض شود که تولد من سوم اردیبهشته که مطابق
با 23 آوریل می باشد. حالا امسال که نمی دونم کبیسه اس چی چیه این طوری شده تمام
تاریخها بهم خورده. از اونجا که من یه فارسی زیان و ایرانی هستم مسلما 3
اردیبهشت ملاک من خواهد بود ولی بعضی از دوستان فرنگ رفته همون 23 آوریل رو توی
ذهنشون داشتن که میشه امروز. حالا آقا مگه بده؟ آدم دو روز تولد می گیره. من
که جدا کلی خوش به حالم شده. چه نقاشی های خوشکلی کشیدن برام مخصوصا یکیش که نوشته
شیده 4 ساله از تهران.
هر چی من دارم زور به فشارم میارم که تجسم کنم این بشر رو در سن 4 سالگی، نمی دونم
چرا ابعادش نمی گنجه. تشکرات از دوستان و پذیرایی از حضار(!)، بعد از اینکه تولدم
تموم شد. فعلا هنوز تولدمه داره کلی خوش به حالم شده. بچم ذوق کرد.
Comments
جيگل مادر تفلدش مبارك باشه سيصد و شونصد سال :*
دوستت ميداريم قد يه دريا !
Posted by: عاليجناب منتقد | April 23, 2004 02:47 PM
آقا تبریکات ما رو هم برای تولدتون بپذیرید.
همه فن حریف
Posted by: همه فن حريف | April 23, 2004 03:26 PM
آخه تو هيچيت چرا به آدم نمیخوره؟ آدم که روز تولدش هر سال نبايد عوض بشه که p:
تفلدت مبارکای ما رو هم پذيرا باش پژمان جون *:
Posted by: سامان | April 23, 2004 08:04 PM
سامان جان جوابش معلمومه ديگه
من چون "خدام". آدم نيستم که!
Posted by: پژمان | April 23, 2004 08:28 PM
انصافأ آهنگ تولدش خيلي باحال بود.
ايشالا که خودت و وبلاگت به 100 سالگي برسيد. البته با کلي خوبي و خوشي.
ايشالا تا اون موقع يه ماه پريس خوب هم پيدا کردي.
Posted by: غزالي | April 23, 2004 08:37 PM
مبارك باشه. منم همين حس رو داشتم. ولي حالا از اون حس گذشته ام و دارم ميبينم سه روزه بيست و نه ساله هم شدم. بيست و پنج سالگيم سن خوبي بود. انقدر تغيير كردم كه حالا باور نميكنم فقط 4 سال از اون دوران گذشته. سن خوبيه براي خيلي چيزها. قدرش رو بدونين. موفق باشيد...
Posted by: gol e yaas | April 23, 2004 09:43 PM
پژمان جان تو به ابعادش کار نداشته باش عزیزم!
Posted by: pinkfloydish | April 23, 2004 11:43 PM
Bah tavalod mobaraaaaaaaaaaaaaaaak (!) ....
Posted by: unknown-trill | April 24, 2004 02:45 AM
حال دلت چطوره رفيق؟ تازه باهات آشنا شدم و خوشحالم. تولدت مبارک:)
Posted by: رز | April 24, 2004 03:36 AM