از دفتر تمرين شاعري
:: من بر آن سنگ قبري گريسته ام
که تن پوش فرداي من و توست.
:: آرميده ايم به بال نياز خويش
بي هيچ تو، بي هيچ ما.
:: اين منم، آن فسرده به بالين تنهايي خويش
دانم که ندارم جز ز تو، خاطر پريشاني بيش
:: هر روز بیگانه ز خویشتن شدیم
اسیر نیش و نیشتر شدیم
:: بالین من، ز اشکهایم تر است
نیک می دانم که جای تو
در کنارم هر روز، خالی تر است
:: نگاهی به آسمان دارم
تمنای وجودی از خدای دارم
:: این منم، آن شاعر کهنه خیال
پالیده ز روزهای فرد زوال
Comments
emrooz hawa aftabie,,,yek doone az panjehaye khorshido migiramo be doretoon mitabam. ke:khateretoon parishoon nabashe, ba khodetoon bigane nabashid,,,asire nisho nishtar nabshid,,,ashkatoono pak konam, ke beshinam pishetoon,,,ke roozharo baratoon zoj konam
Posted by: asal | May 17, 2004 11:30 AM
زندگي معناي مجهولي است که ناخواسته وبي اختياري وارد ان ميشوي وبي انتخاب واختياري باان وداع ميگوئي بي انکه خطي ازاين؛سرناخوانده؛: را تغييري دهي .واقعا چه بي احساس وبي وفاست اين معناي مجهول .دردهايش را به دوش مي کشي باخفت ها وذلت هايش سرميکني بي انکه روزنه اي ازمعناي خود رابرتوجلوه دهد.درعوض مرگ حداقل شهامت ان دارد که پوزخندي به ان مجهول زند.لحظه مابين هستي ونيستي لحظه ورود به مرگ چه باشکوه ميتواند باشد. لحظه اي که پوزخند مرگ نمايان ميشود چه حالي است وتو هرانچه بوده : دردها خوشي ها ولذائذي که چون خود افريدگارش(زندگي) مجهول واني است را از خود دور مي کني وبراين پوزخند سجده مي کني
Posted by: بوف کور | May 17, 2004 08:01 PM
pejman .. dige dary asabamo khord mikoniaaa... in axo bezar dige ah :-l
Posted by: khanome ba salighe | May 17, 2004 10:07 PM
ایشالله سعی کنی شعرای با وزن و قافیه بگی و بری برای تیم ملی
Posted by: آزاده | May 19, 2004 07:18 AM
خيلي با نمک بود
Posted by: nastooh | May 31, 2004 11:21 AM
pejman jan age vase tim melli rafti sefareshe maro ham bekon
(ey gole rishe rishe I LOVE YOU HAMISHE)
Posted by: vahid | June 8, 2004 12:20 PM