« از دفتر تمرين شاعري | Main | پشتکار، گامی مهم در موفقیت »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

مشکلات زندگي و لذت حل کردن آنها

 یه زمانی بود که سعی می کردم از مشکلات فرار کنم یا اصلا صورت مساله رو پاکش کنم. میشه گفت گاهی بزدل بودم، گاهی بچه بازی در می آوردم و گاهی عقده های درونی می ریخت روی سرم و هزار دلیل دیگه اما به هر حال نتیجه اش یک چیز بود؛ فرار از مشکلات و نپذیرفتن اونها. بعدش یاد گرفتم که مشکلات رو تا حدی بپذیرم ولی در عین حال سعی می کردم اون انرژی منفی که در درونم به خاطر شرایط حاضر ایجاد می شد رو با داد و بیداد و حرف زدن و گاهی ورزش و یا کتاب خوندن  و هر خلاصه چیزی که می تونست اون انرژی منفی لعنتی رو کمش کنه، کاهش بدم. بعدا که اومدم خارج از کشور و به نوعی باید جوابگوی خودم به خودم می بودم و می بایست معنای زندگی مجردی رو درک می کردم تا حدی البته، دیدم نخیر، اون چیزی که من قبلا مشکل می دونستم اصلا پشیزی نبوده و زندگی پر ماجرا تر از این حرفاس.

هرچه آدم بزرگتر میشه و تجربه اش بیشتر می شه متوجه می شه که زندگی بازیهاش داره زیاد تر میشه چون میزان و سطح تفکر و سوادت بالاتر می ره و دیگه اینکه محیط پیرامون، دوستان، آدمایی که می شناسی، محیط کار و غیرو و غیرو هی در حال انبساطه. بنابراین اگر آدمی باشی سکون طلب، و یا مخالف تغییرات ناگهانی گامت رو کم می کنی و 2 حالت پیش میاد. یا از زندگیت لذت می بری یا همیشه توسط دیگران یا خودت سرزنش می شی که چرا ببو بازی در آوردی و به یه زندگی ساده و ساکن( اگر که بخوایم این 2 رو مترادف هم بگیریم که نظر من دقیقا برعکسه) قانع شدی.

اما اگر آدم تغییرات سریع و خفن هستی که 3 حالت داره. یا تا آخر عمرت می دوی و علی رغم اینکه از دیدگاه بقیه به همه چی می رسی اما در دادگاه وجودت همیشه محکومی چون همش به دنبال هدفات بودی و لاغیر. عده ای دیگه وسط راه می برن و یاتاقان می سوزونن که شرح حال این عده هم جای خود داره. اما یه عده معدودی این وسط هستن که هم از هوش و استعدادشون برای گامهای سریع استفاده می کنن و هم از زندگی تمامیت لذت رو می برن. هرچند مبارزه و پشتکار همیشه جز لاینفک زندگی این گروهه.

این همه جون کندم که بگم باید تلاش کرد و گاهی ممکنه به گذشته نگاه کنی و افسوس بخوری که چرا این همه وقت رو تلف کردی اما بعدش باید لبخندی بزنی و بگی که اگر اون گذشته نبود این پشت کار کنونیت رو نداشتی. به مرحله ای رسیدم که نه مثل گذشته بخوام صورت مساله ای رو پاک کنم و یا از مشکلات فرار کنم بلکه تفکر و اندیشه به مشکلات و پیدا کردن راه حل یکی از لذتهای زندگیست. هر چقدر هم مشکل باشه. این هفته، هفته امتحانات منه و من از ساعت 7 صبح می رم بیرون تا 9 شب. یه چیزایی تو مایه های جسدم وقتی بر می گردم خونه. هشت ساعت کلاس فشرده تخصصی کار هر کسی نیست + اینکه عصر هم بری امتحان پایان ترم بدی. امیدوارم بقیه امتحاناتم رو خوب بدم و این ترم نمره هام همش " آ " بشه. اگه هم نشد فدای سرمون! عین شتر هم که خار می جوه من کتاب می جوم برای این دوره های فشرده و فقط امیدوارم وسطش کم نیارم. همیشه همین طور بوده که وقتی باید گامی بزرگ برداشته بشه سخت ترین مشکلات یک مرد هم همراهشه و رو سرش سرازیر میشه.

بی پولی، مشکلات عاطفی و احساسی و خانوادگی، گاهی مریضی، نداشتن تمرکز به خاطر بعضی مسائل پراکنده و خیلی چیزهای دیگه که باعث می شه آدم وسط راه ببره یا دلسرد بشه اما خب فکر می کنم یادگرفتم که بهشون تن بدم و بیفتم وسط گود. اینکه آدم غر نزنه و مشکلات باعث ایجاد انرژی منفی در درونش نشه می تونه آغاز موفقیتهای بسیار بزرگی براش باشه که من هم فکر می کنیم توی این جاده پر دست انداز دارم می دوم. هرچند گاهی نشستن روی یک تخته سنگ هم برای خودش لذتی وافر داره. یادتون می آد که چند ماه پیش چی نوشتم. تا آخر تابستون امسال زندگی دگرگون ست عزیر دل برادر!

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.cyberpejman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/14

Comments

هیچی نشده عرب شدی ؟مثل شتری که خار بجوه یعنی چی؟از شوخی گذشته خوشحالم که راه کنار اومدن با مشکلات را داری باهاش کنار میای و زبونم لال گوساله نیومدی گاو بری!!!

منظورم این بود که داری یاد میگیری.

انشاالله که امتحانات همه" آ " بشه موفق باشی عزیز دل انگیز...

سلام. آقا خيلي لطف كرديد و ممنون. من از طريق مجتبي جوياي احوال شما بودم.

خودتم که میدونی آخرش میائی میگی سخت بود ولی نمره هام خوب شده و من تحملم زیاد شده و کلی حرف مثبت دیگه! پس اینقده منو حرص نده خودتم همینجور! منم که میدونم نمره هات به جز یکی بقیه ش "آ" میشه اون نمره هه هم که نمیشه اگه گفتی چرا نمیشه؟

حرفات نهیب خوبی بود برای من. الان تو اون مرحله ام که خیلی قاطی ام و اگه مواظب نباشم بد وا میدم. نوشته ات حواسم رو جمع کرد. ممنونم.

pesar jaan to axo bezaar!! hale moshkele aatefit ba man !!

این هم می گذرد!
درسته؟
هر چی بوده گذشته و جز یاد و خاطره چیزی از گذشته نیست حتی خاطرات منفی هم یادآوری اش مثل قدیم سخت نیست . . موفق باشی

salam khobi shoma ...khili bahal minvisi iivalaa dare karet..mishe ye sar be man bezanii rastiii mishee linke be ma ham bedii ..mersi bay bay:*:*:


اول سلام بعد هم خسته نباشی آقا پژمان همین طوری داشتم تونت گشت و گذار میکردم
اتفاقی سرزده پا گذاشتیم تو وب لاگ شما البته با اجازه.......ای نوشته هات همچین به دل میشینه
گیراست چون یه جورای مثل من مینویسی.....باید بگم عقایدمون تقریبا شبه همه و این جای بسی
خوشحالیه که بابا بالا خره یکی پیدا شد که با منه مادر مرده هم فکر باشه
اما من قسم خوردم هیچ وقت دیگه سراغ up dateنرم چون توهین نباشه انقدر آدمهای
بی شعور و بی فرهنگ زیاده که نوشته های آدمو مسخره میکنن و وب لاگ و به زمین جنگ تبدیل میکنن
حتی دوستای نزدیک و به قول خودشون جون جونی......ای چی بگم اما نوشته هاتون
خوبه البته تعریف نباشه دست به قلم من بهترتره .......شوخی دوست دارم بیشتر با
عقایدتون آشنا شم اگه خواستین با من تماس بگیرین خوشحال میشم.....

وبلاگ خوبیه

iavar e hameie ostada khodeti,faghat kam o bish dam az bivafaiee mizani

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ