« احکام جماع و آمیزش | Main | ,وبلاگری یک شغل نمی تواند باشد! »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

حکايت سلطان محمود و طلحک

از بهر روز عید، سلطان محمود خلعت هر کس تعیین می کرد. چون به طلحک رسید، فرمود که پالانی بیارید و بدو دهید. چنان کردند. چون مردم خلعت پوشیدند، طلحک پالان در دوش گرفت و به مجلس سلطان آمد. گفت:" ای بزرگان! عنایت سلطان در حق من بنده از اینجا معلوم کنید که شما همه را خلعت از خزانه فرمود دادن، و جامه خاص از تن خود بر کند و در من بپوشانید."

Comments

خيلي با حال بود...طلحك زبان حق و حقيقت با طنز قشنگي بيان مي كردند

nafahmidam!

جاي طلحک خاليه . . .

سلام خوبی می خواستم این سایت تو وبلاگت معرفی کنی باشه
www.pcted.com

ببخشيد اين کامنت ربطي به نوشته ي شما نداره....
زلزله ي تهران: اينو بخونين و ادامه ش رُ بنويسين:
http://mehdi-he.com/2004/06/blog-post_05.html

AHHHHHHHHHHHHHHHHHHH!!!!!!!!!!

AHHHHHHHHHHHHHHHHHHH!!!!!!!!!!

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ