دنیایی که در آن زندگی می کنیم!!!
من تازه دارم لمس می کنم چرا هرچی آدما بزرگتر می شن، علاقه بیشتری نسبت به
بچگیشون پیدا می کنن. بدون حاشیه و توضیح فقط میشه گفت چون هرچی بزرگتر می شیم
دیدمون وسیع تر میشه و مسوولیت بیشتری پیدا می کنیم. و مسوولیت یعنی استرس و فشار و
هزاران کوفت و زهرمار دیگه اونم توی این دنیای عجق وجق امروزی. متاسفانه باز ما از
2 جهت دهنمون سرویس شده. یکی اینکه نسلمون نسل سوخته س و بر می گرده به اتفاقات
کشور خودمون و دیگری نسلیه که کل دنیا باهاش در حال کلنجار رفتنه. برای یه
بچه دوازده ساله امروزی، کامپیوتر و اینترنت و پیشرفتهای تکنولوژیک خیلی راحت قابل
پذیرفتنه تا من نوعی که 7 سال قبل از اینکه سال 2000 بشه در وصف یخچالهایی که به
اینترنت وصل می شن و یا کامپیوترهای بسیار کوچک و ماهواره و سایر قضایا در مجله و
روزنامه می خوندم و بعضا توی تلویزیون می دیدم و چشام از حدقه می زد بیرون و میگفتم
عجب دنیایی بشه! ما از یک برهه بدون کامپیوتر وارد عصر دیجیتال شدیم و این بیچارمون
کرده.
شدیم عین موش آزمایشگاهی. هر خدمات ویژه و تکنولوژی جدیدی که بیاد این ما هستیم که
باید تاوانش رو پس بدیم و آزمایشمون کنن. سیستم عامل جدید، موبایل جدید، خدمات ویژه
جدید روی اینترنت چیزایی مثل اورکات و خدمات دوست یابی و حتی سرویس های مختلف
ایمیل. این ما هستیم که جدا فکر می کنیم اینها مجانیه ولی دریغ از اینکه بدونیم عمر
و ذهن و وقتمون رو می گذاریم تا اینکه ارائه دهندگانش متوجه بشن که آیا این سرویس
جوابگو هست یا خیر و خیلی چیزهای دیگه. یه جورایی سردرگمی عجیبی رو حس می کنم نه
برای خودم بلکه با بقیه هم که حرف می زنم همین طوره. فقط جواب یه چیز می تونه باشه
که هرکسی بهتر بتونه خودش رو تطبیق بده راحت تره وگرنه فاتحش خوندس.
دنیا انگار خیلی کوچیک شده. اینترنت به جاش روز به روز داره بزرگ میشه. اینجا
راحت میشه تور هفت روزه اروپا رفت به شرط اینکه اندک پول پس اندازی داشته باشی(
شرایط کاملا با مسافرت رفتن از داخل ایران فرق می کنه). اینجا میشه خط پر سرعت
اینترنت داشت و تند و تند به منابع حجیم اطلاعاتی صوتی و تصویری دسترسی داشت.
ماهواره و اینترنت و هوش مصنوعی که زمانی خمیر مایه داستانهای تخیلی بوده اند
امروزه چیزهای دور از انتظاری نیستن. امروزه به حدی رسیده ایم که اگر در نمایشگاه
ماشین دوبی یک ماشین بی.ام.و. را در چند متر بالاتر از سطح زمین ببینیم، بدون اینکه
فکر کنیم ممکنه این ماشین یک مدل بادکنکی باشه، برای سازندگانش کف مرتبی می زنیم و
احتمال میدیم که این غول ماشین سازی آلمانی حتما تکنولوژی حرکت ماشین تا چند متر
بالاتر از سطح زمین رو هم به دست آورده! چرا که انقدر گام پیشرفت انسان سریع شده
که مردم عادی هرگونه جهش و دستیابی به آرزوهای دیرین رو دور از دسترس نمی دونن.
لب کلام اینکه ما پلی بوده ایم برای اتصال نسل قدیم به نسل جدیدی که تا چشمش رو باز
کرده، اینترنت و ماهواره و تلویزیونهای پلاسما و خیلی چیزهای دیگه رو تجربه کرده و
هیچ گاه به مخیله ذهنش خطور نخواهد که کار با یک کمودور 64 یعنی چه. یا اینکه
بازیهای 64 بیتی دستگاه اسپکتروم یعنی چه. مانیتورهای سیاه و سفید چه معنایی دارند
و یا واقعا ما بدون اینترنت چگونه زندگی می کرده ایم!گاهی از این مسوولیت خطیر در
کنار سایر مسوولیتهامون می ترسم و گاهی هم بسیار خسته ام می کنه. حداقل افکار من با
این عصر دیجیتالی آنچنان خو نگرفته است.
Comments
من با اینکه هم نسل توام ولی مطمئنم از این نظر مشکلاتمان از نسل بعدی کمتر است, همانطور که مشکلات نسل قبلی از ما کمتر بود. ما بهتر از نسل بعدی میدانیم که تکنولوژی چه مراحلی را طی کرده تا به اینجا رسیده است, می دانیم که DOS یعنی چه, و می دانیم که بهترین کامپیوترها هم 3-4 سال دیگر هیچ ارزشی نخواهند داشت.
Posted by: سعید | June 15, 2004 09:42 AM
taze hameye ina be kenaar tafavot haye farhangye beyne ma,,, nasle ghablemoon... va bishtar ba hamon bache haye 10--12 saleye emrooze... onayee ke inghadr azamoon kochik tar nistan ta bekhaym begim nasle bad az ma hastan... ama inghadr az nazare fekry bamon fargh daran ke ma bishtar joze nasle pedar madaraamon mishim ta nasle ona
Posted by: khanome ba salighe | June 15, 2004 03:02 PM
Things will get worse and worse. I agree with Saeed. Enjoy and appreciate what we have today because things are only liable to get worse. And I mean globally. The resources are going to be less and less and population grows larger and larger. And the world "leaders" don't seem to have a clue how to resolve the situation. I think wars , famine and disasters are only begining on this Earth!
Posted by: farhad | June 15, 2004 06:33 PM
هیچ کس نمی دونه کدوم دوره -دوره ی بازگشت ماست.ما همچنان دوره می کنیم شب را روز را هنوز را!
Posted by: ر.ح | June 15, 2004 07:51 PM
خیلی دلم گرفت از خوندن پستی که نوشته بودی
Posted by: Farshid | June 16, 2004 01:09 AM
http://weblog.amin-asemi.com/archives/0052.html
Posted by: امين | June 16, 2004 10:52 AM
salam Pejman jan;
Vaghean ke harfe dele mano zadi. Harchi ma senemoon bala tar mireh hasrate bachegiamoono bishtar mikhorim. Im ghanoone tabiateh.
Mer30
Posted by: khashayar | June 18, 2004 11:50 PM
من تازه با سایت تو اشنا شدم . با تو موافقم و لی عقیده دارم جزء هر نسلی که هستی باید ارزشهای خودت را حفظ کنی.
Posted by: مینو | August 11, 2004 06:19 PM
من یک دوست دختر خوشگل میخواهم.
fathiir1382@yahoo.com
Posted by: مصطفی | August 31, 2004 08:52 PM
زندگی می گذرد همچو نسیم از Pی هم
در نسیمیم من و تو گذریم از Pی هم
اره داداش اینجوریاس
ارادتمند همه برو بچ موجود مستر ALEX
Posted by: ALEX | September 27, 2004 01:08 PM
سلام..وبلاگ خیلی قشنگی داري...مطالب جالبی داری... با اميد به کارت ادامه بده ...لطفا يه سر به ما بزن
... وبلاگ من در مورد کشتی آزاد و فرنگی است...يه نظر در مورد وبلاگم بده
...اگه میشه اسم وبلاگ منو تو لینک دوستانت وارد کن... موفق باشی .یا حق...به اميد ديدار...
Posted by: مهدی | October 22, 2004 02:19 AM