« پياده روي توچال به سبک بعضي ها! | Main | یک فنحان کاپوچینو سرد میل دارید؟ »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

در سرخود زنی ذاتی ایرانیان

در اینکه فرهنگ ما، پاره های بسیار بد و گزنده ای داره شکی نیست. در اینکه فرهنگ ایرانی از دیرباز دارای مشکلات فراوانی بوده و بدبختی ها و مصیبت های بسیاری رو برای همه بوجود آورده شکی نیست اما اینکه چرا خود ما ایرانی ها توی سر خودمون می زنیم سالهاست که با عقل من جور در نمی آد و هیچ پاسخی براش ندارم. وبلاگ نویسی که راه افتاد موجی از انتقاد هم به دنبالش داشت. اولین دوره انتقاد مربوط به نسل قدیمی بود که نمی تونست درک کنه یه جوون مثل من بیاد با اسم و رسم که در ایران به مانند یک کد خداوندیست، مسائلی مانند سکس و حرفهای "نگو وگرنه سوکس می شی" و هزاران تابوی دیگه رو بنویسه. این موج شروع شد و درگیری های بسیاری رو به دنبالش داشت و بازم مثل هر پدیده دیگری در تاریخ ما محکوم به سرکوبی بود اما این بار تاریخ تکرار نشد چرا که اینترنت نامحدوده و حد و مرزی نداره و نمی توان جلوی اون رو گرفت.

یادم میاد وبلاگ نویسی که راه افتاد دعواها و فحش و فحش کاری های متعددی از جانب کسانی که خودشون رو مدعی دموکراسی و انسان گرایی می دونستن به همدیگه حواله می شد و من و امثال من هم فقط نظاره می کردیم چون حداقل می دونستیم این چیزا برای ما معنایی نداره. بارها و بارها بحث شد و هنوز هم بسیارند عده ای که فکر می کنند نویسنده یک وبلاگ اروتیک و یا یک وبلاگ جوک رو باید با دستاشون خفه کنن. اینان فکر می کنن که وبلاگ چیزیست قابل تعریف که صد البته از دید ایشان هم درست است و نه بقیه. متاسفانه حتی نزدیک ترین دوستانم هم به چنین حرفهایی اعتقاد دارن و این خیلی آزاردهندس. اگر بخوام به عنوان بحث داغی که الان توی دهن اکثر وبلاگ نویسها می چرخه و بعضا به دیده شوخی بهش نگاه می کنن بپردازم باید بگم بارها این جمله شنیده میشه که بیایید یک سایت پورنو بزنیم و میزان بازدید کننده خودمون رو بسیار زیاد کنیم و در کنارش لینکهای سایتها و وبلاگهای خودمون رو بگذاریم. این عزیزان هیچ گونه اعتقادی به این کار ندارند و به دیده مزاح و شوخی می نگرند و فقط می خواهند استفاده ابزاری از اون بکنند برای همینه که همیشه به دارندگان چنین سایتی به دیده یک آدم مزلف نگاه می کنند!

بعد از اینکه دعواهای وبلاگی تا حدی خاموش شد با ورود سیستمهای کنترل محتوا و انتشار وبلاگ مانند ام تی بلای خانمان سوز دیگه ای به نام کامنت برای نسل اینرنت باز ما فراهم شد و به دلیل کنترل محدود دارنده سایت یا وبلاگ، سیل عظیم فحاشی و استفاده نابه جا از اون شروع شد. اما باز چیزی که بار دیگر همگان به بوته نقد کشیدن و فکر کردن دیگه آخر حق به جانبن این بود که افرادی رو که کامنتهای بیهوده می گذاشتن و یا فحاشی می کردن و یا حتی کامنت معروف" سایت خیلی خوبی دارید. به ما هم سر بزن. خیلی خوشحال می شم" رو به عقده ای بودن و بی شعور بودن و نفهم بودن و لیاقت نداشتن متهم کردن اما دریغ از اینکه باز از گذشته درس بگیریم و یا کمی تامل کنیم.

آخرین دست آوردی که بر و بچز اینترنت باز رو درگیرش کرده "اورکات" هست. اورکات با یک سری اهداف خاص بوجود اومده و حالا به یمن وجود ایرانیان بسیار زیاد که  تا این زمان در رتبه سوم از نظر عضو شدن در زنجیره ارکات هستند، حرفها و حدیث های بسیاری رو در پی داشته. یکی از مسائلی که به شدت به اون گیر داده میشه در ارکات اینه که باز ایرانی ها اونجا رو به گند کشیدن. دقیقا تمام پاراگرافهای بالا رو نوشتم که مقدمه ای باشه برای حرفم این پایین.

حرف من اینه که به دلیل آموزش نادرست یا اصلا نبود آموزش مناسب برای نوجوانان و جوانان این مملکت، به دلیل کمبودهای بسیاز زیاد فرهنگی و آموزشی، نمیشه انتظار داشت که همه هرکاری رو اون طور که قراره باشه انجام بدن. چرا ما خودمون، خودمون رو بی ارزش می کنیم. چرا تا فرصتی پیش میاد به جای نقد درست و معمول دست به گریبان مسائل بیهوده می شیم و هدفمون به لجن کشیدن شخصیت دیگرانه؟ چرا هیچ کس رو آدم حساب نمی کنیم. درسته که ما مشکل داریم اما آیا باید خودمون مدام توی سر خودمون بزنیم و به همدیگه بی احترامی کنیم یا اینکه با کمک همدیگه مشکلات رو حل کنیم. حداقل بر روی جایی مثل اینترنت که میشه به سادگی گسترش پیدا کرد و محدودیتی برای اطلاع رسانی وجود نداره.

طرف آمده یک مقاله 2 صفحه ای نوشته درباره ارکات و بقیه دوستان رو در حد اسکیزو فرنی و حمال و بی شعور فرض کرده و گفته ما اونجا رو به گند کشیدیم و بقیه نمی دونن چطوری ازش استفاده کنن. انگار که این آقا رو باید بگذارن دم در ارکات هرکی اومد تثبیتش کنه که اون تو چه بکنه چه نکنه. پس مگر تنظیمات رو برای چی گذاشتن. عزیز جان اگر دوست ندارید از "دوست دوستتان" در ارکات پیغام دریافت کنید کافیه توی setting این قضیه رو تعیین کنید. این طوری فقط اگر پیغامی از دوست اضافه شده خودتون داشته باشید براتون می آد دیگه چه دلیلی داره تو سر بقیه می زنید.

ما مشکل داریم و همه هم می دونیم اما آیا راهش اینه که فقط غر بزنیم؟ جالبه که فکر می کنیم جماعت اینترنت باز و وبلاگ خون و مقاله خون آنلاین قاعدتا می بایست فکر بازتری داشته باشند نسبت به کسانی که از این حجم اطلاعاتی برخوردار نیستند اما متاسفانه نظریه جالبی نیست چون داره خلافش ثابت میشه. همچنان اینجا غر می زنیم و همچنان مشکلات رو می گیم اما کو راه حل؟ آیا تلاشی کرده ایم؟ حال باز با کمی اغماض مشکلات رو بازگو کنیم و راه حلی ندیم مشکلی نیست اما چرا آخه توی سر هم می زنیم؟انگار که به خودمون ثابت شده که ما آدم نیسیتم!!!

برادر من، خواهر من، 3 ساله توی این بلاگ، من دارم گلوم رو پاره می کنم که بگم همیشه این دوگوله رو کار بندازید. بیایید به همدیگه احترام بگذاریم و کسی رو بی ارزش نکنیم و اگر فکر می کنیم کار کسی اشتباهه یا خودمون دست به کار بشیم و یا علی بگیم و برای ریشه کن کردنش کاری انجام بدیم و یا اینکه حداقلش اینه که تو سر خودمون نزنیم. این فرهنگ توی سر خود زنی ایرانی ها خیلی بده. اجازه بدید کمی به خودمون زمان بدیم و مایی که تحت هیچ گونه آموزش نبودیم به مفاهیم جدید آشنا بشیم. انقدر از خودمون انتظار نداشته باشیم اگر جوون اروپایی استفاده بهینه می کنه از اینترنت به هزاران دلیل غیر یک شبه س. ما میخوایم که آداب اینترنت و فرهنگ وب رو که چیز جدیدیست حتی در محافل خارجی، یک شبه به جوانان خود تزریق که کنیم هیچ،  انتظار داریم که همگی هم یکسان شوند. مگر نه اینکه وقتی در خیابون راه می رویم کسی رو خواهیم دید که بسیار مودب است. جوونی رو خواهیم دید که کتاب به دست است. اون یکی زنجیر می چرخونه و یکی فحاشی می کنه! اینترنت هم آدمهایی رو دور هم جمع کرده که از هر ژانری هستند. پس انقدر خودمون رو بی ارزش نکنیم. انقدر توی سر جوونهای این مملکت نزنیم و به همدیگه کمک کنیم تا لذت موفقیت رو در کنار هم بچشیم. پس زنده باد جوانان ایران که هیچ وقت هیچی نداشته اند ولی همچنان استقامت می کنند و سعی در اصلاح خویش دارند. زنده باد هممون.

Comments

Ala Homa Sale ALa PJ va Ale PJ :)

چند وقت پیش با یکی از همکلاسی هام حرفی زدیم در مورد نوع دید تک تک ما ایرانی ها به خودمون. اینکه ما نه تنها به همه چی ایراد میگیریم به خصوص گروه خودمون ؛ تازه همیشه نام ایرانی رو در مقابل ملیت های دیگه هم به باد انتقاد میگیریم و خرابش میکنیم.
چون همه عادت کردیم. از بچگی سرگرمی مون ایراد شنیدن و کردن بوده. بزرگ تر به کوچیک تر و الی . ولی نشده فکر کنیم که این درست مثل رفتار یه خانواده میون چند تا غریبه میمونه. مثلا اگر پدر و مادر جلوی همه با هم دعوا کنند و به هم بی احترامی کنند و یا بچه ها با هم به جنگ بشیندد دیگه آدم های غریبه هیچ جایگاه خاصی واسه این افراد قائل نیستند. چه برسه به احترام.
ریشه مشکلات از اونجایی میاد که جوون ایرانی از زمانی که چشمش رو باز میکنه میخوره تو کلش گمپ گمپ و جوون یه کشور توسعه یافته زمان مخصوص هر کاری رو به اون مسئله اختصاص میشه و عقده ای هم نمیشه :)
یه فرقی که شاید توی این جوامع پیشرفته یاد گرفتند اینه که وقتی جایی دور هم جمع میشند از عقاید خصوصی هم حرفی نمیزنند. به دین و ایمون هم کاری ندارند. اجازه سوال در مورد مکتب سیاسی هم رو به خودشون نمیدند. نتیجه اش میشه مکالماتشون بر محور آب و هوا و ساندویچ سوسیس ؛) میگرده ولی آخرش نه بکش بزنی میشه و نه کسی به مرز های دیگری تجاورز میکنه.
بایست این رو یاد گرفت. که این خودش مستلزم قانون مندی هست. یه آدم کلی با کلاس و فرهنگ و مدرنیته و غربی هم اگه یه روز قانون مجازات درست بالای سرش نباشه اولین بار کار درست میکنه میبینه بقیه خلافش رو میکنند. بار دوم باز هم به وجدانش بر میگرده و درست عمل میکنه ولی بار سوم اون هم میگه به من چه ! اگر من هم از قانون تخطی نکنم کلاهم پس معرکه هست.
رکن اول هر اجتماعی احترام به قوانینش هست. وقتی خراب بشه دیگه جای بحث و دعوا هم خود به خود باز میشه.

بـــــــــــــــــه بیا پژمان جیگـــــــــل حال کردی واست نتق ! کردم . هاها. اندازه یه نامه شد !

حالا بگو چرا دیگه واست کامنت نمیگذارم . ملت شاکی مشن آخه عزیــــــــــــــــــــــز برادر ؛))))

با کمی جرح وتعدیل راست می گید پسرجان.افرین

یعنی کیف کردم. واقعا از ته قلبم خوشحالم که یکی اومد و گفت که دیگه غرنزنیم. واقعا خسته کننده و ملل آوره که بری تو وبلاگ های جور وا جور هی مدام غر بشنوی و هیچ راه حلی نبینی. من دستت را فشار میدم حتی اگه برای اولین و آخرین بار باشه. به امیدیک روز که ایرانی سربلند تر از همیشه و آباد تر داشته باشیم. هر کسی به قدری قدرت انفجاری داره که می تونه یک دنیا را منفجر کنه. متاسفانه قدرت های خودمان رایا نادیده می گیریم یا فراموشش کردیم. فقط جایز که یک غر بزنم. اونم این که تو دنیا دنبال جونهایی می گردن که ادعا داشته باشند که می تونند تحولی جدید به وجود بیارند. اونها را پیدا می کنند و می فرستندشون م. ای. تی و این جور جاها. اما تو مملکت عزیز خودم هر کی بیاد و بگه که آقا من میتونم میگن این قدر ادعا نداشته باش مگه وضع معمولی ات چشه که می خوای دنیا را بترکونی..... ولی حرف آخر را فقط خود آدم میزنه.

اما پژمان جان یک چیزهایی نیاز به تربیت یا آموزش ندارد
چطوری بگویم نیاز به کمی دقت و فهم درونی دارد
اینکه هر کسی وارد هر محیط و جامعه ای می شود باید قبل از هر کاری قوانین و عرف آن را مطالعه کند، به نظر تو نیاز به آموزش دارد؟
اینکه از هر وسیله ای باید در راستای تعریف شده برای آن استفاده کرد ، نیاز به آموزش دارد؟
اصلا آموزش به چه چیزی می گویی؟
برای مثال : مگر رانندگان ایرانی آموزش رانندگی ندیده اند؟ مگر آیین نامه نخوانده اند؟
پس این وضعیت بد رانندگی از کجا ناشی می شود؟
در طی ده سال گذشته به اندازه هشت سال جنگ ایران و عراق ما در تصادفات رانندگی کشته داده ایم!!
بد نیست مشخص کنی که منظورت از آموزش چیست

اما پژمان جان یک چیزهایی نیاز به تربیت یا آموزش ندارد
چطوری بگویم نیاز به کمی دقت و فهم درونی دارد
اینکه هر کسی وارد هر محیط و جامعه ای می شود باید قبل از هر کاری قوانین و عرف آن را مطالعه کند و آشنا شود ، به نظر تو نیاز به آموزش دارد؟
اینکه از هر وسیله ای باید در راستای تعریف شده برای آن استفاده کرد ، نیاز به آموزش دارد؟
اصلا آموزش به چه چیزی می گویی؟
برای مثال : مگر رانندگان ایرانی آموزش رانندگی ندیده اند؟ مگر آیین نامه نخوانده اند؟
پس این وضعیت بد رانندگی از کجا ناشی می شود؟
در طی ده سال گذشته به اندازه هشت سال جنگ ایران و عراق ما در تصادفات رانندگی کشته داده ایم!!
بد نیست مشخص کنی

جانا سخن از زبان ما می گویی.(یه چیزی تو همین مایه ها)

خوبي عزيزم ؟ وبلاگت خيلي توپه اگه اهل حال هستي با ما باش در بحث شيرين كير كس كون در وبلاگ بچه هاي خطرناك خجالت نكش بيا منتظريم

kheili webloget khoobe....be webloge ma ham sar bezan...khoshhal misham

به نظر من تو كشور هاي جهان سوم هر تكنولوژي قبل از اينكه فرهنگش بياد خودش مياد و اين باعث ميشه كه تا يه3- 4 سال همه به طرز احمقانه اي از اون استفاده مي كنند و به نظر من مشكل اصلي همه ايراني ها اينه كه نمي دونند با يك تكنولوژي جديد چطور برخورد كنند و شايد اين مشكل از اونجا ناشي ميشه كه ايراني ها اينقدر بار ديكتاتوري را تحمل كرده اند ( منظورم تمام جنبه هاي ديكتاتوريه چه تو خانواده چه تو تمام كشور) عقده اي شده اند (البته ببخشيد كه اين كلمه رو بكار بردم) و از انجايي كه جايي براي ابراز نظراتشون نمي بينند عقده هاشون رو با فحاشي تو اينترنت خالي مي كنند اميدوارم باور كنيد كه همه چيز به سياست بر مي گردد و سياست به فرهنگ !! اين خود ما هستيم كه ميخواهيم ديكتاتور يالاي سرمان باشد چون اصلا جنبه ددموكراسي نداريم ....
اي واي ببخشيد زدم به صحراي كربلا!!!

MOHEM AST

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ