« مدهای تابستان 83 | Main | سربازهای سر چهار راه و میدون انقلاب »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

چند روز اوقات فراغت در کردن!

هر از چندگاهی  خیلی اتفاقی چیزهایی پشت سر هم پیش میاد که من بهش می گم مراسم خودشناسی و بازگشت به اصل خودم که حالا این سری خیلی باحال تر بود. 2 تا کتاب خوندم که به شدت من رو تحت تاثیر قرار داد مخصوصا کتاب دوم که حقایق بسیار زیادی درباره دلیل وجود آدمها روی زمین برام مشخص کرد. این کتاب با نام "سفر روح" به واقع حقایقی ست که یک دکتر هیپونیتز کننده با کند و کاو در درون موردهایی که بهش سر می زدن سیری در دنیای پس از مرگ می کنه و به طور کلی سر منشا روح و هدف این زندگی و غیرو رو از زبان آنها که به ناخودآگاه و ابرآگاه خود رفته اند و از عالم دیگر حرف می زنن، بیان می کنه. این کتاب رو من یک شبه با توجه به اینکه 350 صفحه هم بود، خوندمش و به جرات می تونم بگم که اصلا شاید برای من خریده شده بود چون همین طوری قاطی بقیه کتابها داشت خاک می خورد. واقعا کتاب فوق العاده ای بود و باردیگر به من یاد آوری شد که زندگی فرای اون تصور ذهن کوچک درون جمجمه ماست و متاسفانه دوندگی های بی امان باعث شده که حتی با وجود اعتقاد به این، بازم درجا بزنم.

اما چند تا فیلم بسیار عالی هم دیدم. اولین فیلم بسیار خوب که در بچگی کمیش رو دیده بودم "آخرین وسوسه مسیح" بر اساس رمانی به همین نام از نیکوس کازانتزاکیس که حالا یه سری عقاید نویسنده رو درباره مسیح بازگو می کنه. این فیلم خیلی فیلم گول زننده ای به شمار میره و من اسمش رو میگذارم از تریپ فیلمهایی که روشن فکرا رو درگیر می کنه (حالا مذهبی ها که جای خود دارد). جدای از چند سکانس حساس و به یادماندنی که داره، اما از دیدگاه من بر خلاف اونچه که از نویسنده ای مثل کازانتزاکیس تصور داشتم خیلی به بیراهه رفته. از دیدگاه من افرادی مثل مریم مقدس یا عیسی مسیح در مرحله ای نبوده اند که اصلا بخواهند دچار وسوسه زندگی روزمره و مادی شوند چون مطمئنا اینها را قبلا گذرانده اند!!!

این فیلم به واقع تلاش شیطان رو بر سر وسوسه کردن مسیح برای یک زندگی بی دردسر و آرام و همرا زن و بچه بیان می کنه. هرچند که پیام کازانتزاکیس شاید به نوعی این بوده که همواره جنگی میان روح و نفس ذاتی جسم انسان درحال اجراست که در عوام چیزیست به نام خیر و شر، اما از دیدگاه من روح مسیح آنقدر متعالی بوده که هرگز به چنین وسوسه هایی فکر نمی کرده و اگر هم وسوسه ای بوده بسیار فراتر از دسترسی به زندگی آرام در روی کره خاکی بوده است.

فیلم دیگری که دیدم و کلی احساستم رو قلقلک داد فیلم "خانه ماسه و مه" بود. از دیدگاه من خیلی خوب درست شده بود و انقدر کارگردانش فضای فیلم رو سنگین کرده بود که آدم فکر می کرد دیگه خودش هم جزیی از سرنوشت شوم و تاریک فیلم شده. فیلم پایان بسیار ناراحت کننده ای داشت و من رو به عنوان یک بیننده جدا غافلگیر کرد. چیزای زیادی توی فیلم بهش اشاره شده بود اما یکی از غم انگیز ترین صحنه ها فکر می کنم لحظه ای بود که پدر توی بیمارستان روی زمین سجده می کنه و از خدا می خواد که پسرش رو برگردونه و عملا این اتفاق نمی افته. هنرپیشه نقش پدر، خوب تونست اضطراب و حس ندامت  و نحوه مناجات رو بازی کنه. خلاصه اینکه سر این فیلم هم غمباد گرفتیم!

چند روزی ملت رفتن شمال و عشق و حالشون رو کردن. من هم مثل مرغ تو خونه نشستم و بیرون هم نرفتم و فقط کتاب خوندم و فیلم دیدم و غذای خوب و خوشمزه خونگی مثل قرمه سبزی مادر رو خوردم و خوابیدم و کمی هم اینترنت بازی کردم. زمان خیلی زود می گذره. خیلی سریع.

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.cyberpejman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/24

Comments

کتاب راز داوینچی را بخون . فکر می کنم برات جالب باشه. می تونی از haftom.org دانلود کنی.

سلام خوبی مثل اینکه از پیدا کردن کار نا امید شدی میبینم خونه نشین شدی و تعطیلات داره بهت می سازه
خوبه یه کم استراحت لازمه عقلت یه کم میاد سر جاش در ضمن انقدر به دختر های مردم نیگاه نکن که چی میپوشن چی نمی پوشن صاحاب درن هه هه هه

چی گفتی؟؟؟خونه خالی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

salam pejman jan/gharaz az mozahemat ye khahsh dashtam:man kheyli vaghte ke donbale yki migardam ke toye orkut ozve manam davat kone /ta inke shomaro peyda kardam/agar in arezoye mano be vagheiyat tabdil koni mamnon misham/qorbanet/in id mane khoshhal misham ke khabar bedi: paradise4252000
felan
montazeram

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ