« المپیک کمرنگ تر از همیشه | Main | تعظیم کائنات به زوج خوشبخت »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

آمریکا؛ سمبل یک حکومت مردمی؟

مطلبی در روزنامه همشهری باعث شد که امروز این متن رو بنویسم. این قضیه گویا دیروز در رسانه های آمریکایی  نیز نوشته شده. حتما می دونید که دولت ایالات متحده دارای یک لیست سیاه هست که اسامی تروریستهای دنیا و یا هرکسی که به نوعی بنابر صلاح دید وزرات امنیت باعث به خطر افتادن سیاستهای دولتی و جان مردم  میشه  رو در اون لیست قرار می ده. آقای سناتور داستان ما که می خواسته با هواپیما به مسافرت کاری خودش برسه، ماموران از سوار شدن ایشون به هواپیما جلوگیری می کنن و می گن که اسمش توی لیست سیاهه( دوستان این تیکه رو دارید که طرف سناتور آمریکایی ولی ماموران فرودگاه هیچ اهمیتی نمی دن که چی کارس! مهم اینه که اسمش توی لیست سیاهه و پروازش با بقیه مسافرین خطرسازه!). سناتوره هم اولین فکری که می کنه این بوده که حتما به خاطر تشابه اسمی یا اشتباه کارمندان وزارت دفاع در نگارش اسم چنین مشکلی پیش اومده. خلاصه اول زنگ می زنه به وزارت دفاع ولی مشکلش حل نمیشه تا اینکه بار پنجم به وزیر امنیت تلفن می کنه و ایشون ترتیب کار رو میده و مشکل رو حل می کنه.

خب تا اینجاش ممکنه بگین که هیچ چیزی اتفاق نیفتاده. یه جورایی آره ولی بعدش مهم میشه که این آقا مساله رو کشونده به رسانه های عمومی (یا حالا اونا اومدن سراغش از دید من فرقی نمی کنه) که یک شهروند معمولی آمریکا دسترسی به وزیر امنیت و یا شماره های داخلی وزارت امنیت نداره که مشکلش رو این طوری حل بکنه اون وقت حقش ضایع میشه. ایشون گفته به یک شهروند معمولی هیچ ارتباطی نداره که چرا مامور امنیتی اسمش رو اشتباه تایپ کرده و یا براش به هر دلیلی مشکل ساز شده چون به طوری وقت شهروند رو گرفته. خب حالا فرقش پیدا شد. فرقش اینجاست که سناتور خودش رو مسوول مردم می دونه و تنها به فکر شکم و خانواده و پسرعمو و پسرخاله خودش نیست. بلکه دوست داره یه امکان برای همه مردم کشورش که حالا یه طورایی مسوولشونه ایجاد بشه.

از قدیم و ایام آمریکا به عنوان سمبلی از دموکراسی و آزادی بیان و سرزمین رویاها برای مردم کشورهای جهان سوم و حتی امروزه به نوعی برای متخصصین اروپایی مطرح شده. دادن امکانات زیاد، در اختیار گذاشتن امکانات آموزشی و فرهنگ سازی مناسب و امکانات بالای پژوهشی و درمانی و خدماتی باعث شده که آمریکا سرزمینی ایده آل برای مردمانش و دیگران باشه. متاسفانه خیلی ها این قضیه رو با طرح این مساله قاطی می کنن که آیا آمریکا یک مدینه فاضله س؟ مسلما این طور نیست ولی شرایط زندگی و شرایط ترقی بسیار بالاتر از همتاهای اروپاییشه(حالا کشورهای جهان سوم و رو به توسعه که پشمم حساب نمیشن!). حتی اگر آمریکا از نظر سطح زندگی بالمجموع در رده های پایین تری از بعضی کشورهای اروپایی مثل نروژ و سوئد باشه اما به واقع اینگونه مقایسه رو من نوعی قیاس مع الفارق می دونم. چرا که سیستم و نظام آمریکا انقدر پویاست که با نظام کوچک و کم تحرک کشورهایی مثل کشورهای نامبرده قابل مقایسه نیست.

روزنامه ها رو باز کردید؟ همش خبر از قتل و قتولت و آشوب و خفقان و دیکتاتورهای جدید در قالبی جدیدتر و کشتار و تعدی و ظلمه. و این فقط مختص به الان نیست اگر اسکندر مقدونی آتش می زد و می کشت و بر عطش کشور گشایی خودش می افزود، اگر امپراطوری چین قرنها مردمش رو به زیر سلطه برد و وحشیانه ترین شکنجه ها رو برای مخالفانش ایجاد کرد، اگر چنگیز خان به هیچ زن و دختر و بچه ای در کشورگشایی هاش رحم نکرد، و خیلی های دیگه که تو تاریخ خوندیم هیچ دوربینی نبوده که اینها رو ثبت و ضبط کنه بنابراین دنیا همچنان مثل قدیمه. همین اروپایی ک ادعای تمدن مردمانش همه رو خفه کرده تا 700 سال پیش زیر یوغ مذهب و فئودالیته اش، مردمش رو له می کرده. کنفوسیوس که به واقع یک حکومت گردان و ایده پرداز خوب در مملکت داریست میگه که بهترین نعمت برای یک ملت داشتن حکومتی خوب است. و این رو کنفسیوس قرنها پیش گفته. مردم همیشه در طول تاریخ نیازمند حکومتی بوده اند که از جان و مالشون دفاع کنه و بهشون آزادی بیان بده، حقوق انسانیشون رو زیر پا نگذاره تا بتونن زندگی راحتی رو پشت سر بگذارن.

نمیشه از حکومت داری صحیح و انسانی و بشر دوستانه صبحت کنیم و یادی از  کوروش کبیر پادشاه ایران زمین نکنیم که یکی از موفق ترین انسان هایی  بوده است که بر روی کره خاکی پا گذاشت و اولین منشور حقوق بشر رو ایجاد کرد و نامش رو برای همیشه جاویدان ساخت. متاسفانه بعدها جانشینانش از رویه او تبعت نکردند و باز اغتشاش و خیانتها بوجود اومد. اینجا اصلی که از تاریخ میشه یاد گرفت اصل آموزش و پرورش هست. شناخت و ایجاد افرادی بالقوه که دارای هوش درکی و خلاق بالا هستند و با بینش بزرگ و استقامت روحی ای که دارند می تونند سازندگی کنند و زندگیشون رو وقف کودکان و بزرگان سرزمین مادریشان بکنند. آرزو دارم روزی حتی گوشه ای از ایران تبدیل به یک شهر آرمانی متناسب با خوی انسانی می شد. شهری که توش مردمش دارای تفریح، آموزش و پرورش، تفرج گاه های مناسب و تکنولوژی روز باشن و از جنگ افروزی و نزاع و خونریزی به دور باشه. هرچند شاید در دنیای امروزی خیلی خیالی باشه اما این تنها مشکل و شرایط حال نیست که باعث دلسردی ما میشه. ما مشکل میزهای رهبریت نیز داریم. در مورد رهبرها و نقش دولت ها در شناسایی و پروار کردن استعدادشون عنقریب می نویسم.

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.cyberpejman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/27

Comments

1- bad az modat haa comente aval maale khodam shod
2- khaab ye kam fek kardan be inke ye dolat hazineye tamine in emkanato vase mardomesh az koja myare zyadam bad nist
3- in harfa dalili nemishe vasat az amrica zan begiramaaaaaaaa!!!

I truely enjoyed "از قدیم و ایام آمریکا به عنوان سمبلی از دموکراسی و آزادی بیان و سرزمین رویاها برای مردم کشورهای جهان سوم و حتی امروزه به نوعی برای متخصصین اروپایی مطرح شده. دادن امکانات زیاد، در اختیار گذاشتن امکانات آموزشی و فرهنگ سازی مناسب و امکانات بالای پژوهشی و درمانی و خدماتی باعث شده که آمریکا سرزمینی ایده آل برای مردمانش و دیگران باشه. متاسفانه خیلی ها این قضیه رو با طرح این مساله قاطی می کنن که آیا آمریکا یک مدینه فاضله س؟ مسلما این طور نیست ولی شرایط زندگی و شرایط ترقی بسیار بالاتر از همتاهای اروپاییشه(حالا کشورهای جهان سوم و رو به توسعه که پشمم حساب نمیشن!). حتی اگر آمریکا از نظر سطح زندگی بالمجموع در رده های پایین تری از بعضی کشورهای اروپایی مثل نروژ و سوئد باشه اما به واقع اینگونه مقایسه رو من نوعی قیاس مع الفارق می دونم. چرا که سیستم و نظام آمریکا انقدر پویاست که با نظام کوچک و کم تحرک کشورهایی مثل کشورهای نامبرده قابل مقایسه نیست

این مهمه که چرا ما با داشتن همچین سابقه ای . یعنی یکی مثل کوروش که باعث کلی استثناست توی جامعه شناسی و علوم سیاسی( به خصوص در مورد بحث شهروندی که قراره از دستاوردهای مدرنیته باشه . یعنی مربوط به ۳۰۰ سال اخیر)‌ به همچین نقطه افتضاحی رسیدیم . به نظرم بحث شاید برگرده تا حدی به اتکای به فرد به جای اتکای به یک نظام و ساختار متداوم

aya hazer be tabadole link ba man hastid khabaram konidwww.aseman.caspianblog.com

تنها عیب امریکا دور بودنش به ایران است

آراگورن عزیز
با نظر شما خیلی موافق هستم. در سیستم حکومت مداری و مدیریتی عملا وابسته بودن به یک نفر هیچ سودی نخواهد داشت جز یک دوره کوتاه سازندگی تا زمانی که خود اون شخص زنده س و بعدش دوباره روز از نو روزی از نو + آموزش و پرورش و فرهنگ ما ایرانیان هیچ وقت در مسیری درست قرار نگرفت.

چه زمانی که زیر یوغ موبدان زرتشتی بودیم که دوره اش رو می گذارم قبل از اسلام و چه زمانی که زیر شمشیر اعراب به تاراج رفتیم و شد دوره بعد اسلام.

ای کاش چنین شهری وجود داشت.... ولی مطمعنم که وجود خواهد داشت.... ای امام زمان .. چرا نمی ایید و ما را از شر این متجاوزان رها کنید؟

Was browsing Google and found your site

Where can I follow up for more information

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ