رکیک نویسی؛ آری یا خیر
پیش گفتار :یکی از مواردی که همیشه وبلاگرها در جایگاه نویسنده یک متن
باهاش می تونن درگیر بشن و بازدیدکنندگان یک وبلاگ در جایگاه خواننده، بحث
رکیک نویسی و استفاده از فحش و فضیحت و لغات رکیک در نوشته هاست. فرض کنید
که یک خواننده برای اولین بار وارد یک وبلاگ می شه و با متنی روبرو میشه که
واژه های زننده و فحشهای کوچه بازاری توش به وفور یافت میشه، اون وقت
خواننده چه احساسی نسبت به وبلاگر مربوطه خواهد داشت. نه اشتباه نکنیم در
اینجا بحث من خواننده و طرز تفکرش نیست. من امروز می خوام راجع به جایگاه
وبلاگر و اینکه چه عواملی ممکنه در انتخاب لغات رکیک در نوشته هاش مطرح بشه
حرف بزنم.
در سه سالی که دارم وبلاگ می نویسم به این عقیده رسیده ام که متاسفانه
نویسنده اکثریت وبلاگها از اینکه تاثیر لغات رکیک در نوشته هاشون تا چقدر
می تونه در شکست و یا توفیق متن مربوطه موثر باشه بی اطلاع هستن. مساله
بغرنج دیگه اینه که اکثریت وبلاگرها دیدی از ژانر خواننده های خودشون ندارن
و فقط به افزایش تعداد بازدید کنندهاشون به هر قیمتی(!) فکر می کنند و
مساله آخری که به نظرم در این قضیه بسیار موشکافانس بحث اطلاع رسانی به
خواننده از طرف شخص بلاگر هست.
مورد اول اینه که چه عاملی باعث میشه یک وبلاگر از لغات رکیک و فحش در
نوشته هاش استفاده کنه؟ این بحث داغی هم در بین وبلاگرهای انگلیسی زبان
بوده و هست و اینکه اشاره می شه به دلیل فضای وبلاگ نویسی، وبلاگر ممکنه
شخصیتی جدا از شخصیت روزمره و معمولیش داشته باشه. مثلا چون می تونه ناشناس
بنویسه فحاش تر می شه و یا به دلیل عدم وجود محدودیت های اجتماعی در وبلاگ
و اینترنت، وی می تونه هرگونه گزینشی در انتخاب لغات و جملاتش داشته باشه.
اما اینگونه رفتارهای نوشتاری بحث من نیست هرچند که عامل بسیار مهمی محسوب
می شه. اگر بخوایم چند صورت کلی و صدالبته نه فراگیر برای دلایل استفاده از
جملات رکیک و فحش در نوشتار بگم می تونم به موارد زیر اشاره کنم:
1- ژانر وبلاگ: تصور اینکه در یک وبلاگ که وبلاگر خودش رو یه فرد از محلات
جنوب و لات معرفی کرده بخواد از جمله " خواهر روسپی حرام زاده" به جای "
خواهر کسده(خارکسسه) ولد زنا" استفاده کنه،خیلی دور از عقله. و یا وبلاگی
که نوشته های اروتیک می نویسه مسلما استفاده از لغات مربوطه می بایست چیزی
باشه که در زبان عامیانه مردم گفته می شه نه اون چه که در کتاب نوشته میشه.
مثلا هیچ وقت نمی تونه نویسنده یک وبلاگ اروتیک و سکسی به جای جمله" دختر
خاله ام رو خوابوندم روی تخت، لاش رو باز کردم و کردم تا دسته توش"
بنویسه" دختر خاله ام روی تخت دراز کشید و من پاهای او را از همدیگر باز
کردم و تا بیضه هایم در فرج ایشان وارد نمودم"!!!بنابراین در ژانر
وبلاگهایی که می طلبه بدین گونه بنویسن، نمیشه انتظار داشت که وبلاگر از
لغات در لفافه پیچیده و کتابی استفاده کنه.
2- ژانر نوشته و عنوان مطلب: من می خوام خاطره ای تعریف کنم از دوران
دبیرستان و مسلما توش فحش خواهر و مادر عین نقل و نباته. چطور می تونم اصل
مطلب رو به همان شکل و بدون تحریف بنویسم اگر قرار باشه از اینگونه لغات
استفاده نشه. مثلا چطوری میشه متلک یک پسر به دختر دبیرستانی در راه
دبیرستان رو که حواله دوشیزه مکرمه میشه به زبان غیر رکیک گفت. اینم مثالش"
جیگر، شب بیا باغ بده بخوریم، بچلونیم، بتپونیم و جر بدیم". یا جواب دختر
که می تونه باشه" بیا از کونم بخور". اون وقت حتما باید نوشته بشه" از مقعد
بنده تناول بفرمایید"!!!
3- استفاده صنعت ادبی و یا رساندن تون و لحن جمله به خواننده: این یکی رو
من بارها در وبلاگم نوشتم که حالا با این نوشته بازم تکرارش می کنم. گاهی
ممکنه نویسنده وبلاگ برای رسوندن یک مطلب از طنزی استفاده می کنه که چاشنیش
می تونه این گونه لغات و جملات باشه. مثلا در جریان نوشتن یک تعارف گفته می
شه" پشم خایتیم" طبیعتا منظور نویسنده مناعت طبع و ارادتیست که راوی داستان
به شخص مقابلش داشته!!!نوع دیگه ای که باز من بارها استفاده کرده ام و
تاکید کرده ام استفاده از لغات رکیک برای نشان دادن خشم درون نویسنده س.
من علاقه ای ندارم که بخوام مثل دنیای اطراف و پیرامون همه چیز رو به خوب و
بد تعبییر کنم چرا که از دیدگاه من هر دو جزیی از کائنات هستن و مکمل
یکدیگر و به نوعی اصلا چیزی بد وجود نداره. همین قضیه در مورد لغات ادبی و
رکیک و یا هرچی که اسمش رو می گذارید صدق می کنه اما طبیعیه که لغات رکیک و
فحش با خوی و ذات و منش انسانی ناسازگاره و هیچ کسی خوشش نمیاد که به جای
احترام و گفتار نیکو از ابتدای روز بهش فحش بدن. اما فحش نویسی و رکیک
نویسی می تونه نوعی خشم درون نویسنده و یا اعتراضش رو به مطلبی نشون بده.
اگر بخوام مثالی از همین وبلاگ داشته باشم مطلبی هست که 2 سال گذشته درباره
بازگشایی مدارس نوشتم و در اونجا رفتار معلمان و ناظمها رو با دیدی تنفر
آمیز و خشم آلود به نگارش در آوردم و ناظم رو با لفظ جاکش( لغتی که در
دبیرستانها به وفور استفاده میشه) نوشتم. طبیعتا جاکش حرف پسندیده ای نیست
و اینکه این فحش مشخصا ناظم مربوطه رو هم درگیر نمی کنه بلکه کل خانواده اش
رو درگیر می کنه پس چرا نوشتم؟ من نوشتم چون می خواستم خشم و نفرتم رو با
زبانی دبیرستانی به بقیه بگم و بیان کنم.
متاسفانه خواننده و وبلاگر ما این مطالب رو نادیده می گیرن و خیلی باعث
تاسفه که در نامه ای به یک وبلاگر پر خواننده جواب به این صورت آورده بشه
که پارادوکسی برای وی بوجود اومده که چرا استفاده از لغات رکیک زمانی در
این وبلاگ زیاد بوده و این عامل باعث بشه تا قضاوت و به واقع پیش قضاوتی
نادرست صورت بگیره. اگر بخوایم ریشه یابی توی این قضیه داشته باشیم بازم
برمی گردیم به فرهنگ منحط و مزخرف ایرانی که بارها هم در بعضی جاها ازش
دفاع کردم و بعضی جاها هم باهاش درگیر بودم. امیدوارم که خیلی خلاصه تونسته
باشم اونچه رو که می خواستم هرچند کوتاه و ناقص بنویسم. و یادمون باشه
استفاده از لغات مستهجن بازم مثل خیلی موارد دیگر به دلیل اینکه در یک چرخه
عرف و سنت افتاده باهاش بد تا میشه. اگر حرف رکیک نباشه هیچگاه شاید نشه
سیاهی ها و خشم و یا غم و پیام موجود در یک طنز رو اون طور که در
جامعه و به شکل واقعیش هست نشون داد. امید به روزی که همه ما انسانها
همدیگر رو با جملات و گفتار نیک مورد خطاب قرار بدیم و دیگه نیازی به
استفاده از لغات رکیک و فحش در نوشته ها و گفته هامون نباشه اما اگر کسی
گفت و نوشت صرفا یک لاابالی پست و نفهم و دون پایه می تونه نباشه.
کمی تفکر کنیم.
Comments
بلا تو که به بهانه نقد ملتو رسما نمودی
آقا نمودی درسته ؟ به زبان لطمه نمیزنه ؟ خوب جا میره ؟
Posted by: کفتار | September 27, 2004 09:09 PM
... تغييرات ، هميشه چشمگير است !
به گفته حضرت علي : ْ زيان بار آن کسي که امروزش ، همانند ديروزش باشد ... ْ
همان مطلبي که ْ خوابگرد ْ، سال قبل ، به عنوان ابتذال در وبلاگستان ، مطرح کرد ولي تقريبا هيچ کس نکته را نگرفت و همه از آن به عنوان اعتراض به ادبيات در وبلاگستان ، برداشت کردند...!
به هرحال ، ميراث اصلي ما فرهنگ ماست که آن هم پيش مردم ماست و مردم ما هم که در حال گذار جدی از فرهنگ خودند ...
موفق باشــيد .
Posted by: MHA | September 27, 2004 09:17 PM
سلام
بعد از مدتها وبلاگ جديدم رو با تكنولوژي دات نت طراحي كردم. البته هنوز نسخه بتاست. ممنون ميشم ببينيد، نظرتون رو برام ميلكنيد و اگه دوست داشتيد بهم لينك بديد.
http://www.mohsenahmadi.com
Posted by: محسن | September 28, 2004 11:25 AM
آخه تو اين ايده ها رو از کجا مياري جيگل بلا :))
کمي از عشق بنويس جانا که انگار سپرديمش بر باد...
Posted by: يک بلاگر بازنشسته ! | September 28, 2004 10:29 PM