امارات و زمستان
حدود 3 ساله که دارم توی امارات زندگی می
کنم و هر سالش زمستون اینجا حال و هوای خودش رو داره. امسال هوا به نسبت
سالهای قبل دیرتر خنک شد. یعنی تا حدود یک ماه پیشم باز گرم بود ولی
پارسالش به نظرم زودتر هوا خنک شد. توی امارات چیزی به نام برف وجود نداره
و بچه هاشون مگه خواب این نعمت سفید و قشنگ الهی رو ببینن اما گه گاهی
بارون می زنه. طرفای عید خودمون اکثرا بارونهای بهاری نم نمک میاد و زیر
اون بارون قدم زدن واقعا لذت داره. توی پاییز و زمستون اینجا خبری از برگ
ریزان و تغییر رنگ برگ درختها مثل اون چیزی که توی ایرانه, نیست. برای همین
عملا پاییز و زمستون اینجا برای کسانی که توی ایران بودن، جذابیت طبیعی
خاصی نداره.
تنها چیزی که عملا مفیده اینجا اینه که هوا خنک میشه و از شر اون هوای
شرجی خفن ناک آدمکش تابستون راحت می شید. امسال 2 تا قضیه اتفاق افتاد که
خیلی جالب بود یکیش اومدن تگرگ به مدت 15 تا نیم ساعت در دوبی بود.( حالا
اون موقع من دوبی بودم از جاهای دیگه خبر ندارم) تگرگاش واقعا درشت بودن و
زیر اون تگرگ نمی شد راه رفت. حتی تو تهرانم این طور تگرگی ندیده بودم و
بعدش بارون سیل آسا به همراه باد شدید. اتفاقا اون روز رو مهمان پدر بودم
که دوبی اومده بود و حسابی خاطره شد.
دومین پدیده ای(!) که اینجا امسال اتفاق افتاده اینه که صبح ها اینجا
سرد شده و باد سردی می آد. البته بعضی صبح ها ولی همینش واسه امارات خیلیه.
وقتی میگم سرد نه حالا به فکر دمای زیر صفر بیفتید ولی دیگه نمیشه بدون
لباس نیمچه گرم بیرون رفت. این یکیش دیگه نوبره. چون اینجا خیلی هنر کنه
هوا خنک میشه اما هوای سردش رو دیگه ندیده بودم.
جالبه بدونید اینجا گاهی بارون های رش که بارون های تند و به شدتی هست
میاد و تمام شهر رو بهم می ریزه. دوبی با اون همه دبدبه کب کبش کافیه یه
بارون سیل آسای 10 دقیقه ای بیاد تا اصلی ترین میدون شهر( میدون بنی یاس)
تا زانو پر آب بشه و عملا رفت و آمد مردم رو مختل می کنه. یعنی دقیقا مثل
تهران که وقتی بارون زیادی می آد سر چهار راه ها تا زانو پره اینجا هر سال
من شاهد این قضیه بودم و شارژه که دیگه وضعش افتضاح تره. وقتی اون جور
بارونا میاد توی شارژه دریاچه فصلی کوچولو درست میشه! یعنی آب توی یه گودال
کوچک و یا حتی بزرگ جمع میشه و روزها می مونه.
اما خداییش اینجا بارون نمیاد ولی اگه بیاد همراه رعد و برق خفن و
توفانه. هر بار از این بارونا میاد فرداش روزنامه ها هستند که عکسای خسارات
وارده رو چاپ می کنن. حتما حتما چند تا درخت نخل از جا کنده شده و یا
یونولیت های کنده شده به ماشین ها اصابت کرده و درب و داغونشون کرده. نکته
دیگه که اینجا باحاله اینه که اگه از شانس بدت خونه و یا مغازه طرف حرکت و
جریان توفان و بارون شدید باشه خونه و مغازه رو ممکنه آب برداره و این
دقیقا هم برای خوابگاه سابق من برای بعضی از دانشجو ها افتاده بود که
اتاقشون رو آب برده بود و امسالم که مغازه های میدون جمال رو آب برد و این
بیچاره ها با پلاکاردهای تبلیغاتی نوکیا جای طی استفاده می کردن که
آب رو بریزن بیرون پاساژ. به هر حال توی امارات هر چیزی رویه خودش رو داره.
یه مدت دیگه فستیوال دوبی هم شروع میشه و از الان هتلا تا خرخره پر
شدن. ایرانی هم که تا دلت بخواد سرازیر میشه و اونایی که اهل مخ زدن هستن
حواستون باشه که الان بهترین موقع برای تور کردن خوشکل ترین دخترای
تهرانیه. حتی اونایی که فکر می کنید عمرا پا بدن اینجا پا میدن اونم به طرز
فجیع! مراکز خرید اینجا هم به فروش و چپاندن محصولات خودشون برای کریسمس
مثل درختچه های کریسمس و غیرو مشغولن. اگه دوستم عکس گرفت از این چیزا لینک
میدم که حتما ببینید.
با این همه تغییراتی که توی سطح شهر اتفاق افتاده گاهی فکر می کنم سهم
من از اینجا چیه. من عمدتا توی اتاقم هستم. هرچند اینبار که از ایران
برگشتم به مراتب بیشتر گشت و گذار کردم اما بازم خیلی موقع ها توی اتاقم
هستم. حالا هم که خدا رو شکر خونه ام جور شده. یه دلیلش شاید این درس لعنتی
باشه که این ترم دیگه آه از نهادم در آورده.به تمام معنا سخته و یه دلیل
دیگش این که انگار اینترنت گردی و نوشتن و خوندن جز لاینفک زندگی منه.
خیلی ها از روی بیکاری وبگردی می کنن ولی من هدف مند این کار رو انجام
میدم و واقعا وقتم سرش میره. من اینجا با اینکه اکثرا تنها هستم و شاید به
نوعی توی چهار دیواری محبوس اما عمرا شده باشه که حوصله ام سر بره. همیشه
یه چیزی و یا یه کاری هست که انجام بدم. همیشه مقاله ای هست که باید بخونم
و یا مطلبی هست که باید واسه وبلاگ بنویسم و از این قبیل.به قول مادرم
پژمان همیشه یه کار عقب مونده داره که انجام بده.
نمی تونم بگم مثل قدیم تنها هستم چون خیلی چیزا تغییر کرده و دوستای
خوبی الان دور و برم هستند بنابراین شاید باید یکی باشه که گوشم رو بپیچونه
و بگه کمی هم به فکر خودم باشم و انقدر خودم رو با لغت و کلمه و کتاب خفه
نکنم. اینجا خونه جدیدم هنوز خط تلفن هم ندارم که وصل شم اینترنت واسه همین
یه جورایی کلافه ام ولی اونم درست میشه انشالله.
یه نذری کردم برای یه خواسته. برای یه چیزی که واقعا می خوام بهش برسم.
من اصولا برای هر کار پیش پا افتاده ای و یا چیزایی که نیاز دارم نذر نمی
کنم و یا حتی واسشون دعا هم نمی کنم و می سپارمش دست حکمت اما این بار می
خوام که این کارم جور بشه و به چیزی که می خوام برسم چون واقعا بهش نیاز
دارم. شما هم واسه من دعا کنید. دعای دیگران در حق کسی کارسازتره.یا حق.
Comments
salam dadash..mitonam beporsam kodom daneshgaah miri??? manam dubai hastam....mikham yezare etelaat dar morede daneshgaaha peyda konam
Posted by: vahid | December 20, 2004 01:45 AM
تا نگي خواستت چيه دعا نميكنيم.اول بگو قضيه چيه.مشكوك به نظر ميرسي
Posted by: عاطفه | December 20, 2004 02:10 AM
اونايي كه بهشون لقب بشكه دادين هم بايد دعا كنن ؟ :))
Posted by: NoName | December 20, 2004 10:57 AM
ایول شارژه. دیگه از امروز همه بهش میگیم شارژه برای فارسی سازی امارات. منتظر عکس باش که کلی نقشه کشیدم واسه عکسای تووپ
Posted by: علی | December 20, 2004 11:39 AM
Are ye kam raje be daneshgahaye unja benevis
Posted by: Dariush | December 20, 2004 12:45 PM
سر ميزنيم ، سر مي زني؟ بي مرام
Posted by: سهيل | December 20, 2004 06:53 PM
NoName: اونايي كه بهشون لقب بشكه دادين هم بايد دعا كنن ؟ :))
اصلا پژمان جان به عشق همین بشکه ها می نویسه نه به خاطر من و تو
Posted by: فرهاد | December 20, 2004 07:49 PM
سلام به پژمان عزیز.
من چند ماهه که میبینم مطالب جدید نمینویسی.
دلیل این چیه؟(حتما جوابمو بده)
موفق باشی و خدا حافظ
Posted by: وحید | December 21, 2004 10:13 PM
منظورم از مطالب جدید یعنی مطالب جالب(غلط املائی)
Posted by: وحید | December 21, 2004 10:16 PM
salam agha pejman aziz
man dar mashhad hastam va ozaee ab va hava khayli bade 1 roz barf 1roz aftab 1roz baron nemidonam ke vaghty miram biron chy beposham dar morede doaa cheghadr midy beram pishe emam reza
Posted by: pesar amoo amir hesabdar yadete? | December 21, 2004 11:20 PM
سلام دوستان عزيز
آقا جان ديگه دعا کردن که سبک و سنگين نداره. پس کجا رفته دلهاي بزرگ؟
پسرعموي امير حسابدار: چطوري تو پسر. مگه ميشه يادم بره. حالا يه وساطتي پيش امام رضا بکن بلکه اين گره انشالله باز بشه.
قربون صفاي همگي
Posted by: پژمان | December 22, 2004 12:37 AM
امیدوارم کارت راه بیفته. همیشه یاد دوستهام هستم. دیروز هم گذرم افتاد جلوی پنجره فولاد اسمت رو به زبون آوردم(مث همه ی دوستهای دیگه م) و دعا کردم اونی که صلاحته و میخواهی برات پیش بیاد. البته دیروز قبل ازخوندن این مطلب بود. مث اینکه بدجوری پارتی ت کلفته ها!
Posted by: آزاده | December 23, 2004 10:02 AM
با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز من یک مهندس معمار هستم که متقاضی کار در امارات میباشم در ضمن اینجانب با نرم افزارهای گرافیکی و مهندسی از جمله autocad , 3dsmax ,maya , sdrmap , archicad و چند نرم افزار دیگر آشنائی کامل دارم . لطفا من را راهنمائی فرمائید
Posted by: سلمان | March 3, 2005 09:38 AM
Omg thats right! Please come see me and my friends! ;)
Posted by: watch moi | March 17, 2005 06:04 AM
Omg thats right! Please come see me and my friends! ;)
Posted by: watch moi | March 17, 2005 08:00 AM
salam agha pejman
man ye saal dashtam inke baraye kar dar emamrat bayad be kodam sait raft ta kar peyda kard? lotfan rahnamaee konid.
az lotfeton motshakeram.
Posted by: rasol | March 29, 2005 07:25 AM