« امارات و زمستان | Main | عینک آفتابی؛ از تیپ تا سلامتی »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

فرهنگ "آشنا داشتن"؛ درد بی درمان

- آقا می خوام خشتکم رو بدوزم آشنا نداری؟
- می خوام رو ماشین پیکانم موتور زانتیا بندازم(!) آشنا نداری؟
- می خوام با زنم برم ترکیه آشنا ماشنایی توی آژانش نداری؟
- می خوام بواسیرم رو عمل کنم، دکتر آشنا نداری؟
- می خوام پایان نامه ام رو چاپ کنم آشنا نداری؟
- آقا زنم داره می زاد، آشنا نداری؟
- سیفون توالتمون خرابه، آشنا نداری؟
- سگم اسهال گرفته، آشنا نداری؟
-
.
.
متاسفاه باید اعتراف کنم که خود من هم گاهی به این درد دچار میشم. بگذارید همین اول موضعم رو تعیین کنم. من نمی خوام تماما این فرهنگ پرس و جو برای آشنا داشتن رو زیر سوال ببرم چون از اونجا که ایرانی در کل تاریخ پربارش(!) مرام کش و رفیق باز بوده این فرهنگ ریشه بسیار قوی در زندگی و تار و پود ما داره اما اونچه که می خوام بهش گیر بدم سر این قضیه اس که واقعا آیا نیازه برای هر کاری این جمله بر سر زبون بیاد و جدای از ریشه ای که این قضیه داره چرا امروزه از دیدگاه من این فرهنگ یه درد بی درمانه برای ما و چرا انقدر بهش دامن زده میشه و نسل جدید هم مثل نسل قدیم ازش پیروی می کنه.

دیشب اتفاقی خونه دوستی بودم و شبکه ایران رو داشتیم نگاه می کردیم که سردار معروف ما که اخیرا توی تلویزیون ظاهر میشه و از کارها و پروسه های اجرایی نیروی انتظامی میگه مشغول حرف زدن بود و یه جمله ای گفت که واقعا عین حقیقت بود چون خیلی ساده و بی پیرایه و به بهترین عنوان مطرحش کرد. او گفت" مردم ما از حق و حقوق خودشون آگاه نیستند و نمی دونن مثلا رییس یه کلانتری چه وظایفی داره و مردم چه حق و حقوقی دارن". این جمله ارزشمنده اما واقعا چرا این طوره؟ خب من کمیش رو میگم.

وقتی در کل 12 سال تحصیلی یه بچه ایرونی بهش آموزش داده میشه که حق سوال نداری، هرچی می خونی همون رو یاد بگیر. معلم خداس و صد البته معلمهای بینش اسلامی این رو توی مخت فرو می کنن که هرچی دین خدا میگه همونه* و این ذهنیت رو توی پس زمینه و پیش زمینه مغزت نهادینه کردن، با بسط دادنش در کلیه امور زندگی به وضعیتی می رسیم که الان رسیده ایم.

وقتی در تمام طول تحصیلات، وظایف و حقوق شهروندی به یک نسل آموزش داده نمیشه، اون وقت مشکلاتی پیش میاد که الان شاهد اون هستیم. شاید این قضیه "آشنا داشتن" با چیزی که من مطرح می کنم خیلی به نظرتون بی ربط باشه ولی از دیدگاه من یه عامل بسیار با نفوذه.

اگر من نوعی بدونم که نرخ چاپ یک برگه کاغذ در سرتاسر تهران چقدره و حالا با یه تولرانس منطفی که همه جای دنیا توی قیمت وجود داره می تونم مغازه ام رو بعد از کمی تحقیق و بالا و پایین کردن پیدا کنم و برم و کارم راه بیفته دیگه چه نیازی به آشنا هست. اگر من بدونم که فلان مغازه 25 تومان برای هر کاغذ گرون تر می گیره و میشه زنگ زد پلیس و یا صنف مربوطه تا بیان چوب تو آستین طرف کنن دیگه چه نیازی به آشنا و آشنا بازی.

اگر من بدونم که حق دارم از خیاط سر کوچه سوال کنم چرا نرخش از بقیه جاها ارزونتر و یا گرونتره و در صورت مشکل باید به کجا مراجعه کرد چه نیاز به آشنا؟ به این میگن قانونمند بودن یک سیستم و مادامی که سیستم ما قانون مند نباشه این فرهنگ و بدبختی هایش همچنان ادامه داره.

ناگفته نماند که در کنار آگاهی دادن حقوق شهروندی می بایست اصول مدارا و عدم سو استفاده رو هم بیان کرد و آموزش داد. مادر من که زمانی پرستار بوده تعریف می کنه در دوران کاریش مریض هایی بوده اند که در آن زمان سینی های غذای بیمارستان رو توی هوا پرتاب می کرده اند و علی رغم سرویس بسیار عالی که بیمارستان به آنها می داده بیش از حق و حقوقشون خواستار بوده اند و این بر میگرده به قضیه افراط و تفریط ما ایرانیان و به نوعی عدم دانستن اینکه هرچیزی فرهنگ استفاده هم می خواهد.

مثل خیلی از مسائل فرهنگی دیگه ای که توی این وبلاگ مطرح کرده ام، خیلی چیزها زنجیره وار بهم متصل هستند و نمیشه قضیه رو بتونه کاری کرد چرا که این قضیه از پای بست ویرانه.امیدوارم یه زمانی بشه که بتونیم توی ایران روی این چیزا کار کنیم. بتونیم نسلی تربیت کنیم که این فرهنگ"آشنا داشتن" رو پشت سر گذاشته باشتن و اگر هم هنوز ورد زبونشون هست جزیی از احساس اخوت و مهربانی و نزدیکی باشه تا ترس از تو زرد دراومدن طرف و خیلی چیزایی که می دونیم.به امید نسلی پربارتر.


* جالبه که این حرفشون دقیقا بر خلاف دینی ست که ما به نام اسلام می شناسیم. در قرآن آمده که حق انتخاب و یا رد دین و تعیین مسیر زندگیش برای هر کسی محفوظه و دین بدون پرس و جو هیچ ارزشی نداره. در سیستم آموزشی که من و شما به اتمام رسونده ایم دقیقا بر عکس این بوده. اگر گفته اند شب ما هم باید صد در صد می پذیرفته ایم که شب است.

Comments

برو بچه مسلمون. این لااکراه فی‌الدین واسه‌ی افه‌ست. اگه مسلمون نباشی که برادران مخ‌لص پشتت می‌ذارن. خود الله هم گفته بیچارتون می‌کنم. بقیه یه عده باید جزیه بدن، یه عده کشته می‌شن. فکر کردی اسلام با بوس گسترش پیدا کرده؟ اجباری در دین نیست، اما مسلمون نباشین بیچارتون می‌کنیم! اسلام زمانش گذشته، ولی تو بهش گیر دادی الکی. ول کن مادرمرده رو.

سلام آقا آنلاين نمي شي؟ دلمون هم تنگ شده برات هم ازت خبري نيست

vay .. to ro khoda aghaye pak din harfe boos nazan in bazam ye poste sxi mizare ha!!
badam:ehsan raas mige kojayee? nakone beri ghatye boshke ha...

آقا ميخوام يه وبلاگ بزنم. آشنا نداري؟

به نظر من متنت خیلی مزخرفه

Hey

I agree with what you're saying. Thanks for sharing the info with us.

Hey

I agree with what you're saying. Thanks for sharing the info with us.

Omg thats right! Please come see me and my friends! ;)

Omg thats right! Please come see me and my friends! ;)

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ