بکنیم یا نکنیم؟ مساله این است...
می گن آدم باید توی زندگیش برنامه ریزی داشته باشه. اگه سری هم به کتاب فروشی ها
بزنید هزاران هزار کتاب در این باره می بینید. بعضی کتابا که دیگه شورش رو در می
آرن و برای دست تو دماغ کردن هم روش های برنامه ریزی یاد می دن. شاید بشه گفت که
برنامه ریزی خیلی جاها خوبه اما زیاده روی در اون می تونه آدم رو به خاک سیاه بشونه
چرا که سرعت عمل رو از آدم می گیره و تو مواقع بحرانی آدم نمی تونه اون طور که باید
و شاید جوابگو باشه.
اکثریت ماها به دلیل بمباران اطلاعاتی که هر روز می شیم حالا به طرق مختلف مطمئنا
گیج می زنیم. برنامه های ماهواره و تلویزیون و سریالهایی که جذابن و از شونصد کانال
غربی پخش می شن. رسانه های نوشتاری مثل روزنامه ها و مجلات و بعلاوه عامل تبلیغات
که کم مونده روی بند تنبان من و شما هم سبز بشه همه و همه باعث میشن که ما در
روزمره احساس سرشلوغی بکنیم. چرا که حالا باید حتما یه ساعت تلویزیون ببینیم. هفته
ای حداقل 3 فیلم خوب تماشا کنیم و حتما مجله کامپیوتری ماهانه و یا هفتگی رو مطالعه
کنیم و در مورد خانومها آخرین متد کاشت سینه و سربالا کردن دماغ و شینیون و فرموژه
باید خونده بشه و خب همه اینا مستلزم وقته.
حالا می تونید این وسط مثل من خیلی وقتا صورت مساله رو پاک کرد و درگیرش نشد. مثلا
من اصلا تلویزیون در خانه ام ندارم. قید سینما رفتن و فیلم دیدن رو هم زده ام مگر
موارد معدود تا شاید بتونم وقت آزادی برای خودم دست و پا کنم. دانشگاه دست و پا گیر
هم که کمرش شکسته شد و عملا فعلا آنچنان کاری باهاش ندارم بنابراین وقتم بسیار باز
تر و آزادتر خواهد بود. اینجاست که بحث برنامه ریزی پیش میاد. از برنامه ریزیهای
روزانه گرفته تا ماهانه و سالانه و آینده دور.
اما جالبه حتما دقت کردید ریختن برنامه خودش یه هنر می خواد و چسبیدن به برنامه و
مطابق اون پیش رفتن حواله به حضرت فیل. حتما شده بارها و بارها گفتیم خب از فردا می
چسبم به برنامه و یا مثلا گفتید به جان عذرا خانوم از اول هفته بعد مطابق برنامه
پیش می رم و در آخر فردا یا هیچ وقت نرسیده یا اگه رسیده بعد دو سه روز غول تنبلی و
وولوولک سرباز زدن از برنامه ریزی اومده سر وقتمون و باز روز از نو روزی از نو. نمی
دونم این حس یاغیگیری و مطابق برنامه پیش نرفتن چه صیغه ای که هیچ بنی بشری ازش
راحت نیست. خداییش چند بار شده که برنامه ریزی کردید یه کتاب رو بخونید ولی تا
موقعش رسیده کتاب رو شوت کردید یه طرف و رفتید یه کار دیگه انجام دادید. ولی همون
کتاب رو همین جوری بگذاریدش یه طرف خودتون هم نمی فهمید که کی شده که اون کتاب رو
در وقت یه برنامه دیگه که ازش در حال گریز بودید خوندید!!!
به هر حال این قضیه برنامه ریزی کردن یا نکردن واقعا خودش سوالی در حد همون جمله
معروف شکسپیر مرحوم. دنیای جالبیه و این گم شدن ما در اون به خاطر اینه که ذات
آدمیزاد همش به دنبال بیشتر خواهیه. حالا این بیشتر خواهی صرفا مالی نیست بلکه
معنوی و ارضای حس و حال شخصی هم هست. مثلا من یه زمانی آرزو داشتم یه لپ تاپ قراضه
داشته باشم تا باهاش کار کنم. حالا دو ساله که لپتاپ دارم دنبال نوع جدیدشم و هی
دوست دارم عوضش کنم. یا مثلا دوستان من در تهران خیلی دوست دارن بیان دوبی و یا
حداقل یه شهر اطراف ایران رو مثل شهرهای ترکیه رو ببینن و مسافرت کنن ولی من حالا
دوست دارم دور دنیا رو بزنم و به دیدن یه دونه شهر و دوتا بسنده نمی کنم.
این چیزا باعث میشه که ما بیشتر بدویم. عین یه باتلاق می مونه. خیلی باید مواظب بود
که بفهمیم داریم چه می کنیم و از کاری که انجام میدیم لذت ببریم. هرچند این هم خودش
هنر می خواد. متاسفانه در سیستم آموزش و پرورش ما دریغ از یک دقیقه صحبت راجع به
این چیزا و اینکه بهمون یاد بدن چه حق و حقوقی داریم که تو سرشون بخوره حداقل بهمون
یاد بدن چطور بکنیم یا نکنیم(حالا اینجا به معنای هر کردن و ناکردنی که فکرش رو
بکنید!). امید به اینکه همه ما راهمون رو پیدا کنیم و دیگه نه من اینجا برای شما
بنویسم و نه شما برای من عزیز دل برادر. ولله عالم.
Comments
مشکل اندازه کالیبره برادر. خوب بعد هم اگه کار هرکسی بود که انقدر به قول تو کتاب راجع بهش نمینوشتن. اما منم تازگی ها با این سئوال دست به گریبانم:« چگونه میشود self discipline داشت؟»
Posted by: pantea | January 26, 2005 10:08 AM
آقا ممنون بابت لينك زاغارت اونجا قسمت روان پريش ذهنمه :)
Posted by: rouzbeh | January 26, 2005 07:30 PM
ino daram be dastoore rayeese bozorg minvisam:
baraye vorood be orkut be jaye adrese http://www.orkut.com
az adrese https://wwww.orkut.com
estefade konim yadetoon bashe tamame addreshaye tool baretoon baraye worood be orkut bayad https beshe
Posted by: khanome ba salighe | January 26, 2005 08:50 PM
من یه بار برنامه ریختم درس بخونم ، کابل مونیتو رو در اوردم دادم به مامانم ! دو ساعت نشده رفتم گرفتم !
برنامه چیه بابا ! به قول امام علی : گذشته گذشته ، آینده هم معماست ! لحظه را دریاب !
Posted by: Habib | January 27, 2005 12:15 AM
هر وقت زیادی به ارادت اطمینان داشتی می تونی فرداش یه برنامه ریزی بکنی و... ببینی چقدر در اشتباه بودی :دییی
... خیره ایشالا :)
Posted by: هیولا | January 27, 2005 01:52 AM
بيشتر از اينكه با نوشته هات حال كنم با لينكايي كه ميدي حال ميكنم.
Posted by: rootooshbashi | January 27, 2005 03:04 AM
سلام پژمان جان
زندگی بدون برنامه ریزی=هیچ
Posted by: وحید | January 27, 2005 07:25 PM
شايد فقط بايد ياد بگيريم از لحظه هاي الان لذت ببريم و فكرمون رو بيش از اندازه با اينده مغشوش نكنيم...
Posted by: azy | January 27, 2005 08:39 PM
baba to dige ki hasti koli bahat hal kardam
Posted by: hooman | February 3, 2005 09:17 PM
آقا اگه با انگشت خودت بکنی باید غسل کنی؟
Posted by: گوگوش | February 9, 2005 05:32 PM
عكسهاي سكسي عالي!
دخترا بيان ضرر نميكنن!
mjdbob@yahoo.com
Posted by: MAJID | February 14, 2005 02:31 PM
man nemitoonam beram too bazam
Posted by: gelareh | February 26, 2005 06:09 PM
kiram 2 kose naneye............
Posted by: peyman | March 14, 2005 01:14 PM
عکس سکس بازیگرهای معروف ایرونی رو می خوام
متشکرم
در ضمن سال نو مبارک و خیلی با حالی
Posted by: امید | March 23, 2005 02:23 PM
bar name rizi male adamaye bikare ke vaghte ziyadi daran
Posted by: nana | April 14, 2005 12:32 PM
دنبال یه دوست پسر خوشکل با یه چیز کلفت میگردم لطفا واسم ایمیل بدین
Posted by: رزیتا | April 14, 2005 10:26 PM
راستی آدرسم این:m_h_rkh@yahoo.com
عکستونم اگه می تونید بفرستید
Posted by: رزیتا | April 14, 2005 10:31 PM
دنبال یه دختر می گردم خوب وبا مرام فعلا که بدون قصد ازدواج وفقط دوستی وعشق
Posted by: reihoni | April 16, 2005 02:03 AM
barayam aks va filme sexi beferestid
hoseinefatemeh@yahoo.com
Posted by: ahad | April 26, 2005 04:56 AM