« حلقه های تو در توی پیاز | Main | مرد متفکر و نشسته پارک ساعی »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

افسردگی مزمن یتیم بودن

به یمن داشتن اینترنت پر سرعت در خونه و به خاطر اینکه دیگه دغدغه پولش رو ندارم و هر غلطی بخوام می تونم انجام بدم، این 10 روز اخیر چشم و چالم رو درآوردم و روزی بیش از 12 ساعت داشتم وبگردی می کردم. جدای از چشم درد و کتف درد و مچ درد که وجود داره، اما از لذت گشت زدن در اینترنت و استفاده از دنیای بیکرانش هم نمیشه نگفت ولی چی بگم که این چند روزه افسردگی هم گرفتم.

ایران که بودم روزنامه نمی خوندم. اعصابم خورد می شد. خیلی هنر می کردم یه سر تیتر می خوندم و خلاص یا عکسای تخمی صفحه اول روزنامه ها رو ور انداز می کردم و د در رو. حالا وقتی می خوام وبگردی کنم هی هر روز می گم مردیکه غلط بکنی بری سایتهای ایرانی رو بخونیا. به اونجات می خندی که بری اخبار مربوط به ایران رو بخونیا ولی مگه این دل بی صاحاب گوش میده. بازم میام می خونم و دق می کنم. نمی گم غصه می خورم میگم دق می کنم. این اخبار ایران آدم رو به مرز هلاکت می رسونه.

میگن آدم هرچی بیشتر بدونه بیشتر زجر می کشه. ما این ترم گذشته یه درس قانون مدنی و جزایی آمریکا داشتیم. هی خوندیم هی زدیم توی سر خودم. هی خوندیم هی اشک ریختم و ضجه زدیم. تازه فهمیدم توی چه طویله ای بزرگ شدم. طویله ای به نام ایران. جون مادرتون کامنت نگذارید بگید حالا چرا بی احترامی می کنی. نه منظورم بی احترامی به آب و خاک وطنه نه مردمش. میگم طویله چون مثل گاو گوسفند باهامون برخورد کردن. میگم طویله چون عین بز انداختنمون توش و گفتن هرکی گه بخوره و نطق بکشه ذبحش می کنیم. حالا هر ذبحی که هست. فرهنگی، آموزشی،سیاسی، اجتماعی.

تو کتابه نوشته بود اگه کسی زد زیر کلاهتون می تونید برید ازش شکایت کنید. یه جور مصداق حمله به حریم شخصه. تو کتابه نوشته بود اگه غذای بدی جایی خوردید یه وقت خدای ناکرده معدتون چساش زیاد شد می شه صاحب رستوران رو به دادگاه کشوند. نوشته که پلیس هیچ حقی نداره بگه تو چه می کنی یا بهت گیر الکی بده اگر گیر داد بیا پاسگاه اسمش رو بگو تا چوب تو آستینش بکنیم.نوشته که پدر یا مادرت حق ندارن بزننت(قانون واسه بچه ها و نوجونا تا زیر 18 سال). اگه زدن و یا اگر به زور خواستن بگن که کار بکنی می تونی شکایت کنی یا بگی که یه جای امن از طرف دولت بهت بدن.

تو کتابه خیلی چیزا نوشته که هی دو دستی می کوبم تو سر خودم. تو کتابا از حقوق دولت بر مردم و مردم بر دولت نوشته و آدم میگه اگه اینا آدمن پس من گاوم نیستم چون حق و حقوق گاو هم بیشتر از منه. نه!نه! جو نگرفتتم. من آدم جوگیری نیستم اما هرچی دارم تو اخبار مربوطه به کشور گل و بلبل غور می کنم بیشتر افسردگی می گیرم.حالم گرفتس. می بینید که این چند روزه اصلا دستم به نوشتن نرفته. میگم آخه از چی بنویسم. از کجاش بنویسم. اون وقت یکی کامنت می گذاره این ما جوونا هستیم که باید مملکت رو بسازیم. نمی دونم فلان بهمان.

همش کشکه.می دونی مثل چی می مونه. این بچه های باهوش رو دیدی تو خانواده های درپیت به دنیا میان. باباهه عیاشه. مادره به فکر سرخاب ماتیک. این بچه باهوش رو ذله می کنن. همه از بچه تعریف می کنن. همه ازش راضی. سرشار از استعداد. ولی چه فایده. دل اون بچه همیشه پر غصه س. همه بچه رو دلداری می دن که آره اشکال نداره که پدرت به تخمش هم نیست که تو این همه استعداد داری. همه براش مادری می کنن و نوازشش می کنن که بچه از پا درنیاد و عقده ای نشه اما میشه. هیچ کسی هم نمی تونه کاری بکنه چون اصل و بنیاد خرابه که همون خانواده اشه

مملکت ما هم اصل و بنیادش خرابه. چه فرقی می کنه 30 ساله پیش باشه یا حالا باشه یا هر زمان دیگه.  جوون مملکت عین دسته گل. آقا و مودب. به کمترین چیزا قانع. یه کار خوب باشه زودی هم دست زنش رو می گیره می ره سر خونه و زندگیش. باهوش و با استعداد. با منش. ولی دولت و اجتماع چی بهش میده جز دوندگی و سرزنش. از دبستان سرزنشمون می کنن تا وقتی بزرگ می شیم. برادر کوچکم می گفت دیگه بچه ها تو دبیرستان معلمها رو می زنن و معلم جرات ندارن به شاگردا بتوپن. منم لبخندی می زدم و می گفتم خوب می کنن.

دوران ما ناظم کثافتمون که مثلا خیر سرش بسیجی هم بود جوون رعنای 18 ساله رو همچین می زد پس کله اش که انگار گوسفند داره می زنه. جوون هم سالار انقدر منش داشت که هیچی نمی گفت و احترام بزرگتری نگه می داشت. حالا خوبشون می کنن که اگه معلمه یه پس گردنی زد یه مشت بزنن تو دهنش که بگن ما هم آدمیم مثل حیوون باهامون برخورد نکنید.اینا شده قلبمه هایی که هرچند یه بار به یه بهونه ای می زنه بیرون.

این سرویس خدمات مشاوره رو هم راه انداختیم دیگه شد قوزه بالا قوزه. بالا غیرتا ایمیل شخصی نزنید و از شرایطتون ننویسید. خیلی حالمون خوشه دیگه این چیزا رو هم بخونیم. اینایی که تو تلویزیون میگن چرا جوون ایرانی میاد خارج با مدرک لیسانس طی می زنه یا تو رستوران کار می کنه خیلی پر روئن. خیلی زباله تشریف دارن. یعنی کورن. نمی بینن هیچی نداریم. نه وضعیت فرهنگی مناسبی داریم. نه اجتماعی و نه اقتصادی. صبح تا شب جون بکنی که چقدر بهت بدن؟ دویست هزار تومان. دویست هزار تومان رو آدم کجاش بگذاره آخه. فرض کنید طرف متاهل باشه اون وقت دلش بخواد یه کفش خوشکل برای زنش بخره 45000 تومان یعنی یک چهارم حقوق یک ماهش از کجا بیاره.

اینم جوونه دیگه. دل داره. نکنه دل واسه پیر پاتاله. یه زوج جوونم دوست داره کمترین امکانات رفاهی رو داشته باشه. یه طورایی هممون یتیم هستیم. یه طورایی وقتی میگن پرچم کشورت چیه می مونم چی بگم. یه جورایی وقتی میگن مذهبت چیه می مونم چی بگم. وقتی میگن واحد پولت چیه مکث می کنم و وقتی توی هر سفارت کشوری می پرسن ملیتت چیه خفه خون می گیرم. هرچی بیشتر می فهمم بیشتر غصه ام میشه. ای کاش بشه راجع به این چیزا فکر نکرد. لعنتی.

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.cyberpejman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/53

Comments

من یک جای این نوشته رو متوجه نشدم . اگر منظورت از طویله نه آب و خاکه و نه مردماش میشه بگی دقیقا منظورت از طویله چیه ؟
من متوجه حرفهای شما میشم . این مشکلیه که نه شما و نه من بلکه خیلی های دیگرو آزار میده . به نظر من با غصه خوردن و بد و بیراه گفتن به شرایط هم کاری درست نمیشه . سیستم حقوقی آمریکا و کشورهای پیشرفته هم به نظر من یک شبه اینجوری نشده بلکه خود مردم آمریکا برای به دست آوردن حق و حقوقشون مبارزه کردن . ما هم اگر سیستم درست میخوایم باید حقمون رو بگیریم ( البته منظور من این نیست که مبارزه کنیم یا مثلا انقلاب و اینجور مسخره بازیها ) همیشه حق گرفتنی بوده نه دادنی .
در ضمن خیلی با حرف شما موافقم که مشکل ما ریشه ایه . ولی من همیشه به ایرانی بودن خودم افتخار میکنم .

اره درست مي گي همه مايتيميم .. اگه تو سرمون زدن نبايد چيزي بگيم .. من كلاس اول راهنمايي بودم معلمم كه يه زنيكه عقده ايي بود سركلاس چون به تلفظش خنديدم ان چنان منو كتك زد و موهامو كشيد كه هنوز هنوزه بعضي از شبها كابوس اونروز رو مي بينم و حس مي كنم از موهام آويزونم كرده.

اره درست مي گي همه مايتيميم .. اگه تو سرمون زدن نبايد چيزي بگيم .. من كلاس اول راهنمايي بودم معلمم كه يه زنيكه عقده ايي بود سركلاس چون به تلفظش خنديدم ان چنان منو كتك زد و موهامو كشيد كه هنوز هنوزه بعضي از شبها كابوس اونروز رو مي بينم و حس مي كنم از موهام آويزونم كرده.

بالاخره گاو و گوسفندیم یا با منش و قانع ؟

salam
kamelam bahat movafegham.
pas ma chi begim ke gor oftadim too in mamlekat va nemitoonim jayi berim????

پژمتن جون بابا باز که زدی به صحرای کربلا. پس بالاخره به این دنتیست بی نوا یکی بگه پس بره کجای دنیا زندگی کنه. من همش فکر می کنم کم کم درست می شه. هر روز از صبح تا شب با خودم کلنجار می رم که دوره ام که تموم شد پا شم برگردم ایران. همون مردم به من نیاز دارند من هم چیزی بیشتر از یه زندگی مرفه معقول نمی خوام . می گم خوب تو ایران که اینها هست. هی سعی می کنم به این چیزا کمتر فکر کنم. همش می گم خوب من که بچه هام رو می فرستم غیر انتفاعی خودم مراقبشونم سعی می کنم بالاترین سطح امنیت رو برای خودم و خونواده ام تامین کنم که این بلا هائی که می دونم و می دونی و سر همه مون اومده نیاد، اما چیکار می شه کرد. اما یه چیز بگم پژمان عشق به این خاک لامصب از دل من بیرون نمی ره و از دیدن ذره به ذره ایرانم سیر نمی شم. می گم سختیهاش رو به جون می خرم اما هنوز سر درگمم

پژمان جون بابا باز که زدی به صحرای کربلا. پس بالاخره به این دنتیست بی نوا یکی بگه پس بره کجای دنیا زندگی کنه. من همش فکر می کنم کم کم درست می شه. هر روز از صبح تا شب با خودم کلنجار می رم که دوره ام که تموم شد پا شم برگردم ایران. همون مردم به من نیاز دارند من هم چیزی بیشتر از یه زندگی مرفه معقول نمی خوام . می گم خوب تو ایران که اینها هست. هی سعی می کنم به این چیزا کمتر فکر کنم. همش می گم خوب من که بچه هام رو می فرستم غیر انتفاعی خودم مراقبشونم سعی می کنم بالاترین سطح امنیت رو برای خودم و خونواده ام تامین کنم که این بلا هائی که می دونم و می دونی و سر همه مون اومده نیاد، اما چیکار می شه کرد. اما یه چیز بگم پژمان عشق به این خاک لامصب از دل من بیرون نمی ره و از دیدن ذره به ذره ایرانم سیر نمی شم. می گم سختیهاش رو به جون می خرم اما هنوز سر درگمم

فكر كنم اين اولين باري باشه كه نظر مي‌دم. پژمان جان، هنوز خيلي چيزها هست كه بايد بدوني تا بفهمي كه تو ايران كسي زندگي نمي‌كنه. حداكثر مي‌شه گفت هنوز زنده است. اينجا يك طويله بزرگ واقعيه. يك اي ميل هم برات فرستادم . بخونش.

سلام پژمان جون
گفتی مدرسه منم یاد چند ساعت پیش افتادم
یه مدرسه تخمی داریم به اصطلاح بهش میگن خوب
یه ناظم در پیت هم داریم اون قبلن به من چیزی میگفت من سرمو مینداختم پایین میگفتم ببخشید
اما خیلی بهش رو دادم امروز بهم یه تهمت تخمی زد اتیشی شدم زدم تو یوزش چون ادم چقدر میخواد بره زیر بار حرف زور؟
حالا هم بهم گفته باید ولیتو بیاری.
منم به تخمم نیست چون ظهر اومدم خونه توپ مامانرو پر کردم گفتم باید حالشو بگیری.
اخه چند تا هویج گذاشتن شدن معلمو ناظم بعد اسمشو گذاشتن دبیرستان...
خداییش منم چند تا از معلمامونو هم دوست دارم مثلا مثل معاونیان
دبیر زیسته 70سالشه شاید شما هم اونو بشناسین اینارو گفتم نرین زیر بار حرف زور اونایی که بیدارن هیچ.اوناییکه خوابن خوب بیدار میشن.اونایی هم که خودشونو زدن به خواب عمرن بیدار نشن.

عزیز جان حالا فکرشو بکن که تو ایران اگر دختر باشی 200 تا درد دیگه هم به همه اونهایی که گفتی اضافه میشه.

می دونی زندگی سخته
بار حرف زور زیاده
کسی برده که قلبش رو
به دست غم نداده

ببخشید دوباره مزاحم شدیم !

bavar kon nemidonam che begam ,che mishe kard joz hers khordan ,, ma ham inja mesle to har roz hobh in akhbare lanati ra mikhonim va hers mikhorim ,,,, tafavot ha kheli bishtar az ine ke to migi

این دوستی که گفته بود، " به نظر من با غصه خوردن و بد و بیراه گفتن به شرایط هم کاری درست نمیشه" و گفته بود، " البته منظور من این نیست که مبارزه کنیم یا مثلا انقلاب و اینجور مسخره بازیها ".
به نظر ایشون مثلا" باید چکار کرد؟ اینم افه جدیده! طرف از یه طرف میگه نباید قبطه سیستم آمریکا رو خورد از یه طرف میگه حق گرفتنیه، ببخشید حق که گرفتنیه رو باید از کجا گرفت؟ میشه آدرسش رو بگید؟ اگه آدرسش رو دارید بگید ما حاظریم یک سال هم تو صف وایسم.
راه حل نهایی رو من نمیدونم چیه،
ضمنا" مرسی که مشکل ما ریشه ایه! برای همین من میگم بی خیال برگ و تنه و این حرفا شو، بزن بیرون.
یا حق

همونطور که گفتی اون حرفای قشنگ رو توی کتاب قانون مدنی و جزایی آمریکا نوشته. یعنی اگه پشت گوشت رو دیدی نصف نتیجه این شکایتها و غرامتها رو هم میتونی ببینی.

سلام
من می خوام در مورد متنی که در مورد رفتار پسرها و دختر ها نوشتید و اینکه میشه درمرورد همه چیز به تفاهم رسید بیشتر بدونم اگه کتابی هست معرفی کنید

دوست عزیز از حال ما گفتی و ما هم تو گفته هات چند بار مردیم و زنده شدیم. آخه میدونی ما مثه گوسفندا زنده مانی می کنیم ولی هنوز دل نازکی داریم برا همین این حرفا بیشتر ما رو آتیشی می کنن.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ