آتقی؛زر ورق؛اعتیاد
نه بابا نترسید.معتاد نشدم. همین یه کارمون مونده بود دیگه. داشتم نصفه شبی
این زر ورق پاکت سیگار رو در میاوردم یهو نوستالژی و حس طنزم گل کرد. ما هم
که دست به کیبوردمون به کوری چشم کفار و ایادی قلم شده تمام دنیا به غیر
ایران(!) خوبه، گفتم کمی بنویسم هم بخندیم هم گریه کنیم. سریال آینه عبرت
رو یادتون میاد؟ همون که آتقی توش بود هرویین میزد اون یارو دیگه هم بود
تریاک می کشید و این وسط یه فلک زده اسکل هم افتاده بود بینشون که وسوسه
میشد و خلاصه کلی با خودش کلنجار می رفت که شیره ای بشه یا نشه آخرشم می
نداخت تو خط تزریق!
خداییش هم صدا و سیما اون زمانا مردم رو خر گیر آورده بود و هنوزم اسکل می
کنه هم مردم تو هپروت زندگی می کردن. حالا شاید به یمن اینترنت و ماهواره و
خلاصه اطلاع رسانی بیشتر عده ای از نسل جوان و تاکید می کنم عده ای یه کمی
بیشتر حالیشونه. من اون موقع ها بچه بودم. این چیزا رو که می دیدم دیگه کپ
می کردم. میگفتم یا امام. هرکی لب زد به سیگار یعنی تا هفت پشتشم معتاد
میشن.
اساسا این سیاست صدا و سیمای ما توی همه چیزه که شلوغش می کنه و به جای
اینکه راه درست رو نشون بده با ترس و وحشت می خواد واسه بیننده اش یه دیوار
پوشالی درست کنه. سریال مربوطه نقل هر مجلسی بود و پدرماردها به زور شمشیر
و ساتور بچه هاشون رو مجبور می کردن که این سریاله رو ببینن یا اصلا بهتره
بگیم اون موقع خدای سریال تلویزیونی دیگه همین بود. نه ماشالله برنامه های
متنوع هم صدا سیما اون موقع ها از سر و کول مردم توی 2 شبکه ایران بالا می
رفت و اصلا مردم گه گیجه می گرفتن کدوم یکی رو ببین واسه همین خلاصه ملت هر
هفته آماده می شدن بشینن پای این سریال ببینن اون یارو پسره بچه مثبته که
انگار از پشت کوه اومده بود معتاد میشه و آخرشم که معتاد شد ترک می کنه یا
اصلا به چه راه هایی کشیده میشه.
این تریپهای اعتیاد و ترسوندن ملت واقعا الان بهش فکر می کنم خیلی خنده
داره. یه مدت یادمه از این سریالهای ایدز می ذاشت. من اون موقع ها اوایل
نوجونیم بود. دیگه بهم الهام شده بود که آره راستی راستی ایدز دارم. حالا
جالبه اون موقع تو سوراخ کلید هم نکرده بودیم چه برسه به سوراخ آدمیزاد ولی
ترسیده بودم خفن. می گفتم نکنه من هم ایدز دارم و حالیم نیست!!!
برنامه های مستند درمورد اعتیاد هم که دیگه واویلا. نمیدوم چرا همه معتادا
کیف دزد می شدن و قاتل و مزدور. دوربین رو برمی داشتن می بردن تو زندونایی
که مثل سیاهچاله های قرون وسطی ست. صدای ترق و توروق دری که انگار صد ساله
روغن نخورده و یه معتاد فلک زده که انگار دیواری کوتاه تر از این بدبخت گیر
نیورده بودن و بعدش صورت شطرنجی و ندامت و اشک و اخ و تف معتاده و خلاصه
بچه ها با کبریت بازی نکنید که خطر داره.
یعنی به جای اینکه بیان به ملت اصولش رو بگن و اصلا توضیح بدن قضیه چی به
چیه تریپ همون تریپ پروپاگاندای مذهبی بود. به زور وحشت از جهنم و گرز داغ
توی ماتحت هم که شده می خواستن بگن معتاد نشید. سناریوهای سریالها هم که
خدا بود. باباهه زیر تخت پسرش قره قوروت پیدا کرده بود بعد فکر می کرد
تریاکه. هاها. دیگه ببینید بابائه چه اسکولی بوده. دارم فکرش رو می کنم اگر
قرار باشه من هم همچین بابایی از آب در بیام که معلوم نیست بچه چه نخاله ای
از آب در میاد با این همه امکاناتی که اون باهاش مواجه هست و من نبودم.
نمی دونم یادتون هست یه بار راجع به مجلات سوپر نوشتم و دردسرهایی که من
نوعی زمان نوجوانیم برای به دست آوردنشم داشتم و الان یه بچه 10 ساله هم با
یه اکانت اینترنت 3 سوت می تونه به عکسای گوگوری دسترسی داشته باشه. حالا
لابد اینم بشه سوژه می رن سریال می سازن که مادره شب دخترش رو زیر نظر داره
که توی اتاق تاریک نشسته پشت مانیتور و چشما گود رفته پس حتما داره عکس
سوپر نگاه می کنه!!!
مرده شور اون دورانی رو ببرن که این طوری من و امثال من توش بزرگ شدیم.
حالا دیگه به جای حرص خوردن فقط می خندم. بابا آتقی بیا یه سیگار بده
دستمون جو بگیرتمون بریم مرفین تزریق کنیم! به قولی دوستی انقدر بدبختی
داریم دیگه به این چیزا نمی رسیم. یعنی وقت کم میاریم...فعلا این مطلب رو
داشته باشید تا مطلب بعدی کمی زار بزنیم.
Comments
بالاخره همين ترسي كه گفتي هم مي تونه كارساز باشه.البته تا حدي.مثلا به نظر شما صدا و سيما چه جوري بياد راه نشون بده؟ اگه به نصيحت كردن يه عده اي اصلاح ميشدن ،كه آخه پدر مادراشون قبل از همه و به اندازه 100 تا برنامه صدا و سيما نصيحت كرده بودن.قبول دارم كه ترسوندن اثر موقتي داره ؛ ولي گاهي همين اثر موقت هم غنيمته.مخصوصا واسه يه سنين خاص.آدما دقيقا در يه سنين خاصي مثل نوجواني از اين برنامه ها حساب ميبرن و ميترسن.و چه بهتر!!.چون دقيقا در همين زمان هست كه ممكنه مسخره ترين اشتباهات عمرشونو انجام بدن. خوبه كه يه خورده بترسن تا كمتر ريپ بزنن.
Posted by: عاطفه | February 25, 2005 01:35 PM
man natonestam in matn ro bekhoonam !! to ketabkhone daneshgah chenan zadam zire khandeeee az in kalamati ke estefade mikoni ke nazdik bood bendazanam biroon :D
in pejman vaghean shahkare :* az sorakh mosh o divaar ham story minevise
Posted by: Alijenab MontagheD Geram | February 25, 2005 01:36 PM
سلام
یه چیزی میگی که انگار واسه اولین باره
عزیزم اینجا ایران است.
Posted by: وحید | February 25, 2005 08:13 PM
fghjkl;'
Posted by: amhn | March 4, 2005 11:06 AM
سلام
بابا چنتا حرف کیر تو کس قشنگ بگید
Posted by: وحید | March 9, 2005 02:44 PM
سلام امیر.امید وارم چاق باشه
Posted by: محسن | April 30, 2005 08:41 PM
سلام امیر.امید وارم چاق باشه
Posted by: محسن | April 30, 2005 08:41 PM
لطفا در مورد اعتیاد هر مطلبی دارید برای من بفرستید.متشکرم.
Posted by: محمد امین | May 18, 2005 07:40 PM
به قول آقا وحید بابا چنتا حرف کیر تو کس قشنگ بگید
Posted by: بهداد | June 13, 2005 08:11 PM
خوماریم داداش ت لی دوای هرچداریبفرست
Posted by: saeed | June 17, 2005 07:34 PM
خوماریم داداش ت لی دوای هرچداریبفرست
Posted by: saeed | June 17, 2005 07:34 PM
keram todahnton
Posted by: mahdy | August 1, 2005 12:32 PM
keram todahnton
Posted by: mahdy | August 1, 2005 12:32 PM
keram todahnton
Posted by: mahdy | August 1, 2005 12:32 PM
iimnjxshjhjd
Posted by: 2236 | August 20, 2005 09:17 PM