« امان از قلب پاره پاره | Main | ويکي و مسعود »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

اين دل ديگه واسه ما دل نميشه

داستان "شهر قصه" رو شاید بچگی یکی دوبار اون هم ناقص شنیده بودم. راستش اصلا یادم نمیاد که کجاهاش ولی یه قسمتاییش یادم مونده بود تا اینکه دیروز نشستم یه خوردش رو دوباره گوش دادم. شهر قصه داستان آدمهای دور و برمون که هر روز باهاشون برخورد داریم و داستان خود ما هم هست. هرکسی هم بنابر سلیقه اش یه تکه اش رو دوست داره. یادم نمیاد بچگی این تکه اش رو اصلا چطور راجع بهش فکر می کردم اما حالا که بزرگتر شدم اون موش بیچاره عاشق که قصه گو بیکار هم توصیفش می کنه قلبم رو زخم می ندازه.

دلم می خواست به راوی بگم که هرکی عاشق میشه بیکار نیست. دل که منطق و اساس سرش نمیشه. سرت که گرم شد و دلت که عاشق دیگه چه می فهمی از حساب چرخ و فلک و بازی روزگار. این قسمت آقا موشه رو دوست دارم زیاد مخصوصا که خیلی قشنگ و سوزناک می خونه. شما هم می تونید از اینجا گوش بدید(اگر فقط تکه موش عاشق رو میخواید برید به دقیقه 9 از داستان). این تکه رو می گذارم توی وبلاگم برای یادگاری به تموم خوانند هام که عاشق شدن و به عشقشون نرسیدن. به هرکسی که تو راه عشق موند و سوخت و بهش ایمان داشت. به یاد اشکهای شبونه و دلی که واسه ما دیگه دل نمیشه. یاد و خاطره "بیژن مفید" هنرمند فقید هم که سالها پیش چنین داستانی رو به مرحله ظهور رسانده گرامی باد. روحش شاد.

 آقا موشه : نه ديگه اين واسه ما دل نميشه ... نه ديگه اين واسه ما دل نميشه
هر چی من بهش نصيحت ميکنم .... که بابا آدم عاقل آخه عاشق نميشه
ميگه يا اسم آدم دل نميشه ... يا اگر شد ديگه عاقل نميشه

خرس : بش ميگم جان دلم اينهمه دل توی دنياست چرا يکدوم مثل دل خراب صاب مرده من پاپی زنهای خوشگل نميشه؟

موشه تکرار ميکنه : بش ميگم جون دلم اينهمه دل توی دنياست چرا يکدوم مثل دل خراب صاب مرده من پاپی زنهای خوشگل نميشه؟

روباه :چرا از اينهمه دل يکدام مثل تو ديونه زنجيری نيست؟يکدام صبح تا غروب تو کوچه ول نميشه ؟

موشه : چرا از اينهمه دل يکدوم مثل تو ديونه زنجيری نيست؟يکدوم صبح تا غروب تو کوچه ول نميشه. ميگه يک دل مگه از فولاده که تو اين دوروزمونه چشاشو هم بذاره هيچ چيزی نبينه يا اگه چيزی ديد خم به ابروش نياره

شتر : ميگم آخه بابا جون اون دل فولادی دست کم دنبال کيف خودشه
ديگه از اشک چشش زير پاش گل نميشه.

ميمون : ميگه هر سکه ميشه قلب باشه ..... اما هرچی قلب شد دل نميشه

موشه تکرار ميکنه : ميگه هر سکه ميشه قلب باشه ..... اما هرچی قلب شد دل نميشه .نه ديگه، نه ديگه، نه ديگه اين واسه ما دل نميشه، نه ديگه اين واسه ما دل نميشه.

Comments

قصه جالبی بود ما که تاحالا قصه نشنیده بودیم...! موفق باشی

Kash mishod hale mano be hamatoon TAFHIM kard,

Kash mishod saato roo vaghte gharar TANZIM kard,

Kash mishod ke khoone del o ba vafa TABDIL kard,

Mese ine ke begi ke kimia mes ro tala TABDIL kard,

Man ke eshghe khodamo hamin jaha kashte boodam,midoonam ke kimia eshghe mano baz be jafa TABDIL kard,

Kaare taghvime roo miz ham in bood,ke hamash sale jadid ro be hame TAHVIL kar,

Akhe hich kas ham nist ke ye bar behesh bege,in hame TAHVIL kard,hich ham TAGHIR kard?

In hame jor o kalak,In hame pool o pale,in hame namardi ,akharesh raft zire khaak ,roo be khoda TAAZIM kard,

Hanoozam asheghetam , agar daram fohshet midam, dardame ,too saramo too ghalbame,ye joor bayad TASKIN kard,

Man ye bar too zendegim Shabname eshghi dashtam, kash mishod ,kash mishod bi daghdaghe ghalbe shabo TASKHIR kard,

Kash mishod hale mano be hamatoon TAFHIM kard

I saw that we R sharing a same moment ,so just wanted to say my feelings by my poetry!
Cheers

آقا پژمان! تو بودی که اومده بودی ایران عاشق یک دختر با روسری آبی شده بودی؟!!! راستی من نوار شهر قصه رو دارم و بارها گوش کردم ولی وقتی اون بلاها رو سر فیل میارن اینقدر دلم پر میشه و میخوام داد بزنم که اعصابم به هم میریزه! خیلی سخته آدم هر روز این چیزها رو تو زندگی آدی ببینه و نهایتا فقط بتونه داد بزنه! و مسلما آنچه به جایی نرسد فریاد است!

salam man fekr mekonam ma iraniha adat kardem ke ashegh ro bechezonem chon hameshe shenedem ashegh age ye asheghe vagheye bashe hech vaght be mashogh nemerese kafeye ke tarafe moghabel bedone ke to ashegheshe dege fargh nemekone dokhtar va pesar ham nadare kare asheghe bechare zare hala on ham dar ghalbe oropa

baraie agha nima:
kheili narahat konande bood.hesabi delam gereft.enshaallah migzare baiad garde zaman begire.doroste agar zaman begzare o dashte bashish aezeshmandtar mishe.mesle iesheie atigheh.ama dige ba gha hamrah nist.
movafagh bashid

سلام... خیلی قشنگ بود یاد زامان بچه گیم افتادم . خیلی وقت بود کی قصه گوش نداده بودم.... راتییتش خیلی دلم گرفت یاد اون روزهایی افتادم که حاضرم تمام عمرم و بدم اما 1 ساعت به اون زمان برگردم

khob boud

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ