زندگی در دنیای مجازی
تصورش رو بکنید. تا چند سال آینده، یعنی
تا همین 2010 خودمون شما می تونید 2 تا زندگی داشته باشید. شما می تونید
توی زندگی واقعی یه قصاب باشید ولی در زندگی مجازی که برای خودتون درست می
کنید یه هنرپیشه سینما بشید! یا حتی یه خواننده یا قاچاقچی. این دنیای
مجازی که دارم ازش صحبت می کنم منظور اینترنت نیست. منظور چت و بازی های
آنلاین نیستند بلکه همه و همه اینها در کنار هم هستند بعلاوه ایجاد یه فضای
سه بعدی.
زندگی مجازی جاییه که شما وارد اون می شید و می تونید شخصیتی متفاوت از
زندگی واقعی و دنیایی خودتون داشته باشید. یه فضای سه بعدی که شما در اون
با یه آواتار نمود پیدا می کنید. آواتار در واقع شمایل ظاهری شماست که بر
طبق سلیقتون تعریف میشه. از این مدل آواتارها توی یاهو مسنجر به صورت یه
آیکون یا تصویر می تونید درست کنید ولی در نوع پیشرفته اش این آواتار حتی
پلک هم می زنه، با یه تن صدای خاص صحبت می کنه، راه میره و با بقیه ارتباط
برقرار می کنه و حتی تماس جنسی برقرار می کنه!
بازی های مثل the sims online تنها آغازی برای
ورود به این دنیای مجازی بوده و شرکتهایی مثل سونی به شدت دارن روش کار می
کنن. توی این فضا یه پول رایج وجود داره و حتی بیلبوردهای تبلیغاتی هم هست.
خلاصه هر آنچه که شما توی دنیای واقعی می بینید توی این دنیای مجازی هم
پیدا میشه. توی این دنیا شما می تونید مسافرت برید، ازدواج کنید و حتی جرم
و جنایت کنید!!!
دنیای مجازی هم مثل هر چیز دیگه ای بشر رو با مزایا و معایبش به چالش می
ندازه. تصور کنید فردی معلول رو در دنیای واقعی که وارد یکی از این دنیاهای
مجازی میشه. اون می تونه یه قهرمان دو باشه. یا یه آدم کم درآمد رو در نظر
بگیرید که بتونه در یکی از این دنیاهای مجازی به صورت سه بعدی سفری به کشور
مورد علاقه اش یا ساحل دوست داشتنی اش در ان سوی دنیا داشته باشه.
اما جدا از خوبی ها، تضادهای دنیای مجازی هم کم نیستند. مثلا اگر کسی به
پخش موارد غیر انسانی در دنیای مجازی دست بزنه چه کسی مسوول خواهد بود؟ اگر
کسی حق دیگری رو ضایع کنه. یعنی به نوعی چگونگی تعریف جرم و جنایت در دنیای
مجازی. چدای از این، وابسته شدن یک انسان به این دنیا می تونه کلی دردسر
ساز باشه. مثلا یک انسانی رو در نظر بگیرید که در دنیای واقعی هیچ دوستی
نداره اما در دنیای مجازی که درست کرده به دلیل اینکه خودش رو اون طور که
دوست داشته خلق کرده(!) کلی دوست و رفیق داره حال این شخص به دلایل روانی
علاقه بیشتری خواهد داشت که در دنیای مجازی سیر کنه و کم کم از دنیای واقعی
جدا میشه و همین باعث میشه تا مشکلات عدیده ای براش بوجود بیاد و اختلالات
روانی زیادی رو براش بوجود بیاره. حتی ممکنه میزان افسردگی حاصل از جدایی
از این دنیای مجازی به حدی باشه که طرف رو با مرگ و یا روان پریشی رو به رو
کنه. در آخر می خوام این سوال رو مطرح کنم که کدام یک از ماها دوست نداریم
که خودمون رو دوباره خلق کنیم و این همون جاییه که واژه "متاورس -
metaverse - یا همون نمایش آنلاین از واقعیت
نمود پیدا می کنه. بشر معلوم نیست می خواد سر از کجا دربیاره. خدا به خیر
کنه این متاورس رو.
Comments
چیز جالبی می شه !
Posted by: Habib | May 7, 2005 09:08 AM
شايد بشه گفت همه ما توي روياهمون يه دنياي مجازي داريم.مثل خود من(ولي متاسفانه حق كپي و تكثيرش منحصرا مال خودمه.و مساله اينجاست كه خودمم بلد نيستم تكثيرش كنم.اين شده كه توي دنيا يه نسخه بيشتر ازش نيست) .
از وقتي خيلي كوچيك بودم اين ددنيا واسم شكل گرفت.كاملا ناخودآگاه.ولي حالا ميفهمم كه اون دنيا سراسر آرزوهاي من بوده.حتي آرزوهايي كه در آينده ممكنه داشته باشم !!!! باورتون ميشه؟
وقتي بچه بودم توي دنياي مجازيم چيزهايي ساخته بودم كه حالا ميبينم اون مسايلي هست كه الان ميخوام.
بعضي وقتا با خودم فكر ميكنم آدما چه موجودات عجيبي ميتونن باشن.واقعا خداوند چه قابليتهايي در ما گذاشته ،رويا: شايد يه جور قرص مسكن واسه اون چه كه نداريم. و يا يه جور محرك واسه اينكه تصميم بگيريم كه چه چيزي رو دقيقا ميخوايم تا به دستش بياريم.
Posted by: عاطفه | May 7, 2005 01:52 PM
خدايا قدرتي ده تا انچه را که مي توانم تغيير دهم
شهامتي تا انچه را که نمي توانم بپذيرم
و نيز توانايي تشخيص اين دو را از هم
اين زيباترين دعايي که من تا به حال شنيده ام
دانستن اينکه در درد کشيدن تنها نيستي شايد کمي کمکت کنه
دردت انقدر اشناست که دلم نيامد برايت چند کلمه اي ننويسم!
اگر به قران اعتقاد داري شايد اين چند کلمه بهت ارامش بده:الله خيرالحافظ و هو ارحم الراحمين
اوني که عاشقانه دوست داري به او بسپار او بهترين حافظه اين به اين معني نيست که خدا دعاي تو را اجابت ميکند به اين معني که او بهترين کار را ميکند
از او بخواهيم که به ما صبر بده
ميدانم که خيلي سخته اما از کشيدن اينهمه بار اسان تره
اين چند کلمه را از دل يک خواهر هم سن وهم درد خودت گوش کن برايت د عا ميکنم
Posted by: مهرنوش | May 8, 2005 12:00 AM
سلام
تازگيها مترصد فرصت بودم تا كمي سرم خلوت بشه بيام چند كلمه اي در مورد بهبود كيفيت نوشته هاتون بنويسم. حالا كه اومدم بنويسمشون مي بينم مطلبي رو به بحث گذاشتيد كه صلاح ديدم به جاي كامنت به وسيله ميل مزاحمتون بشم. ولي از اونجا كه هر كاري كردم نتونستم ميل رو ارسال كنم توي اين پست كپيش مي كنم
قبل ترها گاهي مسائلي رو محور كلامتون قرار مي داديد كه خيلي دوست داشتم بيام و كامنت بذارم، اما به خاطر طرز بيانتون منصرف مي شدم، چون در انتخاب كلماتتون مراعات برخي اصول اخلاقي رو نمي كرديد. مطمئنا خواننده هاي ديگري هم داشتيد كه به خاطر همين مسئله از گذاشتن كامنت صرف نظر مي كردند. هميشه خيلي رك نوشتيد و اين خيلي خوبه. اما مسلما ميشه هم رك نوشت هم عفت كلام رو لحاظ كرد. تازگيها متوجه شده بودم كه بين رك گويي و حفظ نكردن عفت كلام تمايز قائل مي شيد و از به كار بردن مستقيم بعضي كلمات ابا داريد.اين شد كه به طور مرتب و البته مفصل مزاحمتون مي شدم.اما باز امروز مي بينم كه ......
اقا پژمان ميشه در مورد تمام مسائلي كه به بشر مربوط مي شه خيلي بي پرده مطلب نوشت به خصوص در وبلاگ، اما خيلي راحت هم ميشه اين موضوعات بي پرده رو با حفظ حرمتها و مراعات سنين مختلفي كه خواننده مطلب هستند به بحث گذاشت.
مطلب ديگه اي كه مد نظر داشتم خدمتتون عرض كنم درباره كلماتي هست كه در مورد خداوند به كار مي بريد. از نوشتهاتون اينجور استنباط مي شه كه خيلي راحت و دوستانه با خداوند صحبت مي كنيد اما خوب تفاوت هست بين دوستانه گفتن و شرك گفتن. اينكه در شرايط ناراحتيهاي ذهني و روحيتون مي فرماييد لعنت به حكمت خدا كه....!!! چند بار از اين موارد در وبلاگتون خوندم. اين نشون دهنده اين هست كه گاها وسواس لازم رو در استفاده از كلمات فراموش مي كنيد.
ارزوي سلامتي و سعادت براتون دارم.
Posted by: taranom | May 10, 2005 12:24 AM
You can also check some relevant information on play texas holdem play texas holdem http://www.atlantis-asia.com/ http://www.atlantis-asia.com/ ...
Posted by: texas holdem poker | July 20, 2005 06:19 AM
You can also check some relevant information on play texas holdem play texas holdem http://www.atlantis-asia.com/ http://www.atlantis-asia.com/ ...
Posted by: texas holdem poker | July 20, 2005 06:20 AM