« سفر به دنياي کارتون هاي کودکي | Main | وقتی پژمان فارغ می شه »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

دردهای بی درمان جامعه ما

از قدیم گفتن حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. متن زیر رو که از وبلاگی کپی می کنم انقدر زیبا و گویا هست که اصلا دلم نمیاد راجع بهش توضیح اضافه بدم چرا که نویسنده اش کمال و تمال حرف دل من رو هم زده. متاسفانه جامعه ما و نسل هایی که پرورش می دیم دارای معضلات بسیار عدیده ای هست که بر خلاف فکر عوام یه شبه حل نمیشه. بعضی از این مشکلات و موانع رو حتی باید برنامه ریزی های 50 ساله کرد! آه گفتم برنامه ریزی؟ توی ایران مگه این لغت معنا هم میده؟ اصل متن رو  از این لینک برداشته ام.

"من به نوبهء خودم در سیستم بیرونی هیچ چیز راضی کننده ای نمی بینم و برای همین فکر می کنم که این جور مشارکت ها بیهوده است ، اما راستش را بخواهید همیشه بیشترین نارضایتی من هم از همین نزدیکیهای خودم بوده : از اینکه با هر جور سازنده و فروشنده که کار می کنی طرفش را اوشگول فرض می کند و می خواهد به نوعی بچاپتش ، از اینکه مردم غرغرو و منفی نگر در خیابانها و محیط های اداری حال آدم را به هم می زنند ، از اینکه از گفتن هیچ دروغی ابا ندارند ، از اینکه هرکس فقط خودش می فهمد و فکر می کند که چرا باید برای هموطنان احمقش که قدر او را نمی دانند کاری را به درستی انجام بدهد ،از اینکه هر آدمی هر چقدر قدرت و اختیار داشته باشد حالا از رئیس آفتابه گرفته تا منشی و مدیر و ... در حد قدرتش می خواهد بقیه را بچزاند، از اینکه پسرهای هم سن و سالم دو سال از بهترین سالهایشان را می گذارند که مثلا مرد بشوند و خدمت مقدس بیاموزند و در عوض تنها چیزی که نصیبشان می شود سطح بالایی از ادب و استفادهء مکرر از فحشهای خوا...است و تنفر از همه چیز و فراموشی آموخته های قبلیشان، از اینکه همه می خواهند از اینجا بروند و حالا به هر قیمتی شده و اگر دلیلش را از خیلی از آنها بپرسی فقط می گویند چون اینجا گه است و فکر نمی کنند که آنجا ها هم اگر چند ایرانی دیگر باز دور هم جمع شوند که از این هم گه تر می شود. ما مردم پر توقع و در عین حال تنبلی هستیم که همیشه ایرادهای محیط بیرونمان را می بینیم و می توانیم به راحتی چندین ساعت در موردشان بحث کنیم ولی نمی فهمیم که چطور خودمان مسئول یک عالمه از این بلاهایی هستیم که سرمان می آید .


 دور و بریهای خود من همه اوائل انقلاب یک خانه و یک ماشین داشتند و حالا ویلاهای متعدد و خانه های آنچنانی و چندین ماشین و ...در ضمن هیچ کدامشان هم از آن دسته آدمهایی نبودند که بگوییم " نون ریششان را خوردند " و امثالشان هم از قرار معلوم زیادست . من نمی دانم که این جور آدمها وقتی دور هم جمع می شوند و به زمین و زمان فحش می دهند واقعا از چه چیزی ناراضی هستند ؟ دوست دارند چه چیزی تغییر کند ؟ کجای کارشان گره افتاده ؟ چرا باید وقتی یک آدم ابله و پیر از اونور دنیا بگوید فلان کار را بکنید مردم حرفش را باور کنند فقط و فقط به این دلیل که آدم لامذهبی ست و در مقابل به همهء آدمهای مذهبی اینجا فحش بدهند و بعد سالی یک بار سفرهء حضرت ...بیندازند که خانوم های فامیل که همه شیک پوشند و هر کدام لباسشان در مجموع نیم متر پارچه برده است بیایند و روی مبل های استیل طلائی زشت صاحب خانه بنشینند و با بی سوادیی که در زبان عربی دارند به زور قرآن بخوانند ، چرا بعد از این همه سال از گذشت دورهء قاجار باز هم برگشتیم به جایی که مامان ها برای گل پسرهایشان توی استخرهای عمومی زن پیدا کنند و بعد هم که وصلت سر گرفت و عروس به تیپ و تاپشون زد بگویند که جوانهای این روزها خیلی بد شدند و ما ال بودیم و بل بودیم . من همجنس بازی را تایید و یا تکذیب نمی کنم اگر از روی بیماری باشد اما به نظر شما یک جامعه اگر سالم باشد باید تا این حد همجنس بازی توی آن رواج داشته باشد ؟ سیستم آموزشی ما بالکل آشغال است و برای همین هم هر نسلی که تربیت می شود از قبلی بدتر است ، پس چرا خودمان هم این کثافت را بیشتر هم می زنیم و بچه هایمان را آنقدر نفهم بار می آوریم و همه وقتشان را با کلاسهای اجق وجق پر می کنیم که یک وقت از فلانی کم نیاورد ؟ چرا سهام می خریم ، سمند می خریم ، کار دولتی می کنیم و بعد فحش می دهیم که اینجا بد است ؟ چرا هر چیزی که مثل تب می افتد به جانمان به جای اینکه تب بر بخوریم و از دسترس بقیهء مریض ها دور باشیم بیشتر خودمان را قاطی می کنیم ؟ یک روز همه می خواهند نقاش شوند و زیر دست همه توی خیابان از این تابلوهای رنگ روغن می بینی که همه شان شبیه همند و از روی نمونهء زشت تر کار استادی در طبقهء آخر بازار قائم کشیده شده اند که تازه کپی هم هست ، روز بعد روی کول همه کیف گیتار می بینی ، بعدش یوگا مد می شود و همه می گویند که می خواهند دنبال آرامش بگردند ، ...واقعا اینجور چیزها هیچ کدام به تنهایی ایرادی ندارد اگر اینقدر مدلش جوگیرانه نباشد. حالا هم همه با هم مبارزهء منفی می کنیم ...من نمی گویم برویم رای بدهیم چون خود من هم نمی خواهم این کار را بکنم ولی تو را به خدا راجع به مسائل تمیز فکر کنیم و کارهای خودمان را هم ببینیم . اگر می خواهیم ایرانی باشیم ایرانی باشیم وگرنه همه چیزمان باید به همه چیز بیاید."

Comments

mishe motmean bood ke age in nevisandeh emkaanat e kaafi dashte bashe khodesham eyne hamoon adam haee mishe ke tarifeshoono mikard..moshkele maa ine ke ghabl az in khodemoono beshnasim va moshkelaat e khodemoono ba khodemoon hal konim nevisande mishim va ghorghor mikonim badesh taze az ghorghor kardan e mardom ham toye matn iraad migirim!!!! ajab mojoodate jaalebi hastim maa irani haa, hich jaye donya lengeye maa dige peyda nemishe

Dear Friend

In these critical times in our history we need to unite around our goverment in order to preserve our national dignity. I am not a deep supporter of our goverment but I love Iran and see it fit to participate in upcoming election to secure our country for wrong doing of America and other evil nations.

WE VOTE FOR IRAN

Good luck

ممنونم دوست عزیز ! به این دوستتوتن هم می گم این جور کلی قضاوت کردن ساده ترین راهه...

سلام پژمان عزیز
چی بگم؟؟؟
یا علی

دوست عزیز
خیلی وقت بود حرف حسابی نشنیده بودم. عالی بود.

Take your time to check out some relevant pages in the field of poker party poker party http://www.upthekazoo.com/ http://www.upthekazoo.com/ - Tons of interesdting stuff!!!

You can also check out some information about viagra viagra http://www.health-livening.com/ http://www.health-livening.com/ - Tons of interesdting stuff!!!

Nice job. I'm planning to come back here in the future. Revelations of John: http://www.pcmcourseware.com , Port aBuayar

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ