در محفل پرویز پرستویی
تازه از مرکز شهر استکهلم برگشتم. امروز یه مراسم گفتگویی برگزار شده بود
با حضور پرویز پرستویی بازیگر خوب کشورمون که حضور پیدا کرد و به سوالات
حضار پاسخ داد. پرستویی به دعوت انجمن "یاری" که یه انجمنی هست گویا پنج شش
ساله درست شده و به نفع بچه های بی سرپرست و خیابانی ایران در سوئد فعالیت
داره و پول جمع می کنه و براشون در داخل ایران مدرسه و این جور چیزا می
سازه، اومده سوئد. با اینکه من توی این غلغله درس و نزدیکی امتحانات زیاد
رغبت نداشتم برم اما چون یار شفیق این جانب توی هیئت مدیره انجمن دانشجویان
مقیم استکلهمه و در واقع این مراسم رو هم اونا برگزار کرده بودن، دیگه یه
جورایی راه نداشت بپیچونم و نرم. اما خب خیلی خوب بود و در حد خودش بسیار
بسیار جذاب برگزار شد. برنامه از ساعت 5 تا حدودای هشت و نیم شب ادامه پیدا
کرد که نیم ساعت آخر هم یه گروه موسیقی سنتی برنامه اجرا کردن.
به جرات می تونم بگم که تک تک اون صد نفری که اومده بودن با پرستویی عکس
تکی انداختن. فقط بدیش این بود که این بنده خدا نمی دونم روی چه اصلی با
هرکی عکس می گرفت مخصوصا با این زنهای غیر محجبه اینجا(!) همچین اخمی کرده
بود که اصلا به اون روحیه لطیفش و زبون طنز گونه اش نمی خورد. از چیزای
جالب اینه که اینجا وقتی می گن ملت خیلی در مراسم فرهنگی از این قبیل
استقبال کردن یعنی چیزی حدود 50 تا صد نفر. یعنی مقیاسهای موفقیت اینجا تا
ایران فرق می کنه.به گفته دوستم قبلنا اصلا از این چیزا نبوده و تازه یه
مدت کوتاهیه که از این اتفاقا می افته و ایرانی های مقیم اینجا این جور
برنامه ها رو تحویل می گیرن. حالا راجع به بافت ایرانی های اینجا بعدا می
نویسم.
و اما همه که عکس گرفتن و من دیدم کسی دور و بر پرستویی نیست رفتم و بهش
گفتم آقا من عکس نمی خوام بگیرم فقط می خوام با شما دست بدم و ببوسمتون.
خیلی حال میده آدم هنرپیشه ای رو که دوست داره باهاش دست بده و ببوستش.
هرچند آخرش باهم عکسم گرفتیم. همراه پرستویی آقای فرخ نژاد (بازیگر فیلم
ارتفاع پست و طبل بزرگ زیر پای چپ) هم بود که اتفاقا اونم آدم شوخی بود و
کلی به فضا سر زندگی داد. از اتفاقات جالبی که افتاد یکی اینکه پرستویی یه
دکلمه قشنگ رو اجرا کرد و آخرش ترانه "عجب رسمیه، رسم زمونه" رو خوند.
هرچند صدای بلند بلندگوهای سالن از زیبایی خوندنش کاست اما خب ملت کلی حال
کردن. یه جا هم یکی از حضار پرسید که آقای پرستویی بازی شما در فیلم
مارمولک بسیار عالی بود و خیلی قشنگ ادا و اطوار آخوندها رو در میاوردین
آیا باهاشون رفت آمد داشتین یا کسی تو فامیلتون بوده که تونستین یاد
بگیرین. پرستویی هم جواب داد که ما 26 ساله داریم بین این جماعت زندگی می
کنیم. این جواب رو که داد ملت اولش خندیدن و بعدش کلی کف زدن.
جمع خیلی صمیمی ایجاد شد و سوالهای خوبی هم رد و بدل شد. پرستویی یه جاهایی
هم گره دلش باز شد و بدون اینکه اسم بیاره از دست دوستان و آشنایان نزدیک
حسودش گله کرد. همونا که باعث شدن تا اکران فیلم مارمولک بعد از 3 هفته در
تهران متوقف باشه. از مشقت های بازیگری و خاطرات کودکی و نوجوانیش گفت. از
کارش گفت که قبلا 10 سال در دادگاه بخش کیفری و جنایی کار کرده و حالا هم
کارمند رسمی فکر کنم وزارت ارشاده در رابطه با تئاتر.تقریبا اکثر جوابها رو
با خنده و شوخی آغاز می کرد و همین کلی ملت رو جذب کرده بود.در آخر هم
بهشون از طرف انجمن دانشجویان مقیم استکلهم( که کلی زحمت کشیده بودن) لوح
تقدیری داده شد. به کسی نگین ها ولی قابلهای لوح تقدیر رو من روز قبلش با
دوستم انتخاب کردم و خریدم ؛)
راستی اگر از استکلهم هستید و این وبلاگ رو می خونید بدونید که یکشنبه همین
هفته تئاتر fans به اجرا در خواهد اومد که حتما اگه
می خواید ببنیدش برید بلیطش رو بگیرید. من که خودم می رم چون دوست دارم کار
تئاترش رو هم ببینم. حالا که اطلاع رسانی شد بگم که ابی هم 15 اکتبر اینجا
کنسرت داره. البته فکر می کنم تا حالا بیشتر بلیطهای سالن گرفته شده. اونم
شاید رفتنی شدیم. اگه می بینید اینجا هم دیر به دیر آپدیت می شه چون درگیر
درسا هستم و تازه دارم به سیستم اینجا عادت می کنم. امروز به من خیلی خوش
گذشت. روز به یادماندنی و شبی به یاد ماندنی تر شد با تو. شبت خوش عشق.
Comments
داری واسه خودت حال میکنی ها آقا پژمان :))
به پا ندزدنت :) نمره هات رو هم صرف نشی روفوزه چپکی یهوری تو کوزه
Posted by: عالیجناب منتقد | October 5, 2005 05:41 PM
خداییش پژمان اگه تهران بهت می گفتم پرویز پرستویی تو فلان سالن می خواد بیاد و واسه مردم درباره خودش و فیلماش بگه، میومدی؟! حالا عکس و بوس پیشکش . راستی پرستویی مجردی اومده بود یا نه :D
Posted by: امیررضا | October 5, 2005 06:43 PM
اميررضاي عزيز،
من پرستويي و فيلماش رو خيلي دوست دارم. هرکجاي ديگري هم بود و مي تونستم برم مي رفتم و مي ديدمش. هر کسي به هر حال در زندگي از يه کسايي خوشش مياد و يه جورايي واسش آدم معروفه هستن ديگه. ولي ديدن هنرمند ايراني در خارج از کشور يه صفايي ديگه داره...نمي دوني چقدر خوشحالي از چشماش معلوم بود وقتي رفت روي سن و مردم کلي براش کف زدن. من واقعا از اون جلسه لذت بردم.
Posted by: پژمان | October 5, 2005 06:46 PM
پژمان جون سلام. بابا نتونستیم تهرون بیبینیمت ایشاله دیدار به یوروپ خیلی دلم تنگ شده. از خوندن نظر خواهیه پست سکست کلی خندیدم ملت رو گذاشتی سر کار. ولی حالا خودمونیم ها میشه یه عکس برام بفرستی از خودتون. سکسی هم نبود no problem
Posted by: dentist | October 5, 2005 07:00 PM
جالبه... اینکه بالاخره تو ایرانی هایی که پاشون میرسه خارج هم حداقل یه صد نفری اتفاقات تو مملکتشون رو دنبال میکنن. من که مدتهاس خیلی هم دنبال نمیکنم. با اینحال اگه پرستویی میومد اینجا، منم بودم میرفتم.
Posted by: ناعمه | October 6, 2005 10:55 AM
منتظریم برامون بگی چه مدلی از اینجا در رفتی!؟
یا حق
Posted by: میلاد قیصری | October 6, 2005 02:46 PM
اوه اوه ميبينم چقدر هم درس ميخوني!!!
Posted by: وحيد | October 6, 2005 06:45 PM
اهان...خوبه...به اقای پرستویی نمیخوره اینجوری باشه.....حداقل اگه ایران ندیدینش اونجا ببینینش....
Posted by: yasi | October 6, 2005 11:13 PM
فرخ نژاد عشق منه-کاش سوئد بودم میومدم و دستهای هنرمندش رو می بوسیدم
Posted by: سمیرا | October 10, 2005 02:17 AM
پژمان جان محفل متعلق به پرافتخارترین بازیگر بین المللی سینمای ایران نیز بوده-تیتری که برای مقالت انتخاب کردی مناسب نیست!!!!!
Posted by: سید امیرموسوی(ابادان) | October 19, 2005 10:44 AM
من وشوهرم 3ساعت رانندگی کردیم تا به این مراسم برسیم متاسفانه نشد ولی برخورد گرم هنرمند عزیز حمید فرخ نژاد در اخرین لحظات مراسم خستگی راه رو از ما گرفت کاش اقای پرستویی رو هم میدیدیم.
Posted by: پریوش -فرهاد | October 22, 2005 12:47 PM
از قدیم گفتن:یا باید خوشگل باشی یا بازیگر-هاهاهااهاهاهاها
Posted by: شیدا شهرامیان | October 29, 2005 12:25 AM
شیدا خانم دهنت رو کاهگل بگیر!تو از اوندسته دخترای سطحی هستی که زیبایی رو توی چشم سبز می بینن_حواست باشه حق نداری به بازیگر محبوب من توهین کنی!
Posted by: صفوراسیدعباسی(ابادان) | November 1, 2005 11:39 PM
به اقای پرستویی نمیخوره اینجوری باشه-فرخ نژاد عشق منه-منتظریم برامون بگی چه مدلی از اینجا در رفتی!؟-داری واسه خودت حال میکنی ها آقا پژمان -از قدیم گفتن:یا باید خوشگل باشی یا بازیگر-من وشوهرم 3ساعت رانندگی کردیم تا به اشیدا خانم دهنت رو کاهگل بگیر!
ین مراسم برسیم متاسفانه نشد
-
Posted by: داوود | November 2, 2005 09:34 AM
اگه همه بدونیم با نوشتن جمله های زیبا چقدر دنیامون زیبا میشه هیچکس کلمات زشت نمینویسه
Posted by: کیوان | December 7, 2005 05:57 AM
Cool site! I'll be back. Table can Lose Round: http://www.cyclingnews.com/ , when Chair is Pair it will Roll Circle Anticipate Table is very good Soldier , Kill Cosmos is very good Mistery Game can Fetch Chair
Posted by: Aaron Clark | December 10, 2005 09:12 PM
برین گمشین همه ی شما
Posted by: میلاد | January 1, 2006 12:32 PM