سرمای زمستان هم آمد
با سلام و صلوات مثل اینکه پاییزه اینجا داره تموم میشه و
میریم که این زمستونی رو که همه من رو ازش ترسوندن ببینم. پاییزه اینجا دو
ماه شد. برگها تغییر رنگ دادن. هوا سرد و متغیر شد. یعنی گاهی آفتابی و
گاهی بارونی بود و گاهی هم هر دو! انقدر باد اومد که زد تمام برگای درختا
رو با بی رحمی کند.چند روزه که هوا دور و بر صفر درجه و زیر صفر می چرخه و
پریروز هم یه نمکی برف و بارون قاطی اومد. صبحها چمنها یخ زده و من برای
اولین بار اینجا دیدم که در طول شب ماشینایی رو که بیرون پارک می کنن با
سیم برق وصل می کنن به منبع انرژی که باتری ماشین نخوابه! شیشه همه ماشینها
یخ می زنه و سفید میشه و یه سری برف پاکناشون رو می زنن بالا که فکر می کنم
به خاطر این باشه که نچسبه به سطح شیشه جلوی ماشین.
اینجا روال این طوریه که قبل از اینکه زمستون بیاد یه جعبه های سبز یا سیاه
رنگ( البته ممکنه رنگهای دیگه هم باشه که من ندیده باشم) هر چند متر به چند
متر حالا یا توسط شهرداری یا توسط شرکتهای صاحب املاک نصب میشه که روش
نوشته "شن". آره اینا توش پر شن هست. توی زمستون این شن ها رو می ریزن پشت
یه ماشین هایی شبیه ماشین های گلف و شروع می کنن به شن پاشی سطح خیابون و
پیاده رو. همه جا رو می پاشن. دیگه تریپ تهران نیست که کارگر شهرداری با
بیل پشت کامیون وایسته و شن رو پرتا کنه تو سر و هیکل ملت.من ماه مارس که
اسفندماه خودمون میشه و استکلهم اومده بودم, تشخیص سطح خیابون سخت بود چون
همه اش برف بود. تنها این تابستون که اومدم فهمیدم که اون سری کجاها قدم
گذاشتم!
سرد شدن هوا باعث شد که بالاخره شال و کلاه کنیم بریم مرکز شهر که لباس
خیلی گرم بخرم. اون سری دو تا پلیور خریدم. اینجا خداییش قیمتها با اینکه
روش درصدهای بالای مالیات هم می خوره تا حدی برای بعضی چیزا مناسبه.
پلیورها اینجا قیمتی از 250 کرون* به بالا داره. البته اینجا یه کلکی که
باید بزنی اینه که همون اول فصل نری خرید چون حراجی نیست. مثلا اگر کاپشنی
و پلیوری از پارسال داری بپوشی تا برسه وسط فصل و اون وقت بری خرید. یه سری
از چیزا رو واقعا مفت می تونی گیر بیاری.
امروز یه کاپشن بسیار عالی با قیمت غیر قابل باور 300 کرون خریدم! قیمت
قبلیش 900 کرون بوده. البته یه کاپشن خیلی خفن دیگه خریدم که اون رو قیمتش
رو نمی گم چون خیلی خیلی گرون بود ولی کلی با خودم کلنجار رفتم تا بخرمش.
فکر می کنم هفتاد درصد یا شایدم بیشتر از پر قو درست شده. با خودم دو دو تا
چهار تا کردم و به این نتیجه نورانی رسیدم که تو سوز و سرمای اینجا و اگه
قرار باشه مسافرتی برم سلامتی مهم تره تا اینکه بخوام چهار اره*( به جای
چهار قرون گفتم دیگه :)) صرفه جویی کنم و مثل بید بلرزم. یه کلاه مناسب و
خوشکل و ارزون هم خریدم و صد البته دستکش. اینجا دستکش گرونه. یعنی دستکش
خوب بخوای بخری که آب خیسش نکنه و بشه باهاش برف بازی کرد و خلاصه به درد
زمستون اینجا بخوره از 500 کرون به بالاس. البته بازم من سر به زنگا رسیده
بودم و این سری دستکشها رو حراج کرده بودن و من مفت خریدم!
شش ساعت راه رفتن توی مراکز خرید استکلهم و غلغله مردم و شور و هیجانی که
دارن(الان پاهام داره از درد می ترکه). اینجا راستی از الان شروع کردن خرت
و پرت کریسمس فروختن. منم یه چیزایی واسه خونه ام می خوام بگیرم و خوشکلش
می کنم. عید خودمون هم که جای خود دارد. با اینکه الان هوا ساعت سه و نیم
تاریکه(!) اما ملت مخصوصا شبهای جمعه که بعدش هم تعطیلات آخر هفته شروع می
شه می ریزن بیرون و من واقعا حالش رو می برم. از همه بهترش اینه که کسی به
کسی کاری نداره و ترس از هیچی نیست. آدم یه تیپهایی می بینه که همیشه تو
فیلما دیده. مثل تریپای بلک متال و پانک و از این جور چیزا.
بی صبرانه منتظر اومدن برف و یه برف بازی حسابیم. فردا هم که اگر خدا توفیق
بده با یار گرام می خوام برم فنلاند با کشتی. البته فکر نمی کنم اون ور
پیاده بشیم.مثل سری قبله که واسه سمینار رفتم فقط امیدوارم دریا زده نشم
مثل اون بار. از همین جا هم به قادر عزیز که همون ابتدا ما رو دعوت کرده به
فنلاند سلام می کنم و حتما حتما به زودی سر و کله مون تو تورکو و خاک
سردخیز فنلاند پیدا میشه. میایم که آتیش بسوزونیم.
* هر کرون برابر است با 100 اره( به ضم الف و کسر ر مثل Ore). در سه ماه اخیر کرون در مقابل دلار به شدت ارزشش رو از دست داده و یه طورایی شده معضلی برای دولتمردان سوئد. کرون به طور معمول قیمتی معادل 120 تومان در بازار ارز ایران داشته اما اکنون این قیمت به زیر 110 تومان تنزل پیدا کرده که غیر قابل باوره. این در حالیه که چند ماه پیش کرون به 125 تومان هم رسیده بوده. در هر صورت فعلا خوش به حال ما که می خوایم پولمون رو از دلار یا تومان تبدیل به کرون کنیم.
Comments
commente aval! commente aval, commente aval... vay khoda:x:x commente aval:d dashtam mimordam az bas ke avalio nazashte bodam!nazaramo badan minvisam:d
Posted by: boshke ba salighe | November 19, 2005 11:43 AM
کامنت دوم کامنت دوم کامنت دوم
اخ خ خ خ خ خ خ خ جووووووووووون
Posted by: سعید | November 19, 2005 08:17 PM
سلام. ما منتظريم! راستی: اون اتصال برق در حقيقت برای گرم کردن المنتی يه که داخل موتور و با يه هيتر مخصوص، داخل ماشين را هم گرم می کنه! و صبح ماشين گرم و آماده است. قربانت
Posted by: قادر | November 19, 2005 10:20 PM
Hi Pejman,
In your last post you said you are going to ask your prof about how to study a book in a short period of time. If you get the answer I am eager to know, I have the same problem, and I have to study 3 books in a very short time.
Thanks in advance for your answer.
Cheers and good luck wiith your study.
Posted by: S | November 20, 2005 06:57 PM
che goone mashin garm mikonan.tuzih bishtar bedeh
Posted by: ALI | November 21, 2005 07:46 AM
بنت
Posted by: محمد | December 1, 2005 10:20 PM
Cool stuff. Keep up the good work. when Mistery Kill Chips Roll: http://www.hkmdb.com/ , Red is feature of Small Game Corner can Roll Table , International Gnome becomes Tremendous Gnome in final Faithful Round Hedge or not
Posted by: Caleb Bartrim | December 10, 2005 09:11 PM