آغاز تعطیلات کریسمس
ساعت 9 شب. دمای هوا منفی پنج درجه و امروز دومین و در واقع آخرین امتحان
این پریود رو دادم و شوخی شوخی یه ترم کامل تموم شد. حالا میشه یه نفسی
کشید. فقط می تونم بگم من از دنیای اطرافم تا همین الان به جز اخباری که
توی اینترنت خوندم هیچی نمی دونم. تو شهر حتما خیلی خبره چون الان ملت تو
حال و هوای کریسمس هستند و راه به راه بروشور تبلیغاتی دم خونه ها میاد و
دو هفته مونده تا سال نو و همه مغازه ها حراج کردن و دختر و پسر، زن و مرد
ریختن بیرون که بخرن و به قول آبادانی ها مغازه ها رو بروفن.
الانم اومدم دانشگاه که کلی اینترنت بازی کنم و کارام رو انجام بدم. اینجا
یه ماه تعطیله دانشگاه( قابل توجه اونایی که می گن چرا تعطیلات نوروز 15
روزه و انقدر زیاده). این سوئدی ها بدتر از ما هستند توی تعطیلات. تا اونجا
که من شنیدم و همه هم می گن تابستون سوئد که حول و حوش یه بازه دو ماه و
اندی هست اصلا مملکت تعطیله. چون سوئدی های عشق گرما و آفتاب، هجوم می برن
به کشورهای گرم و حاره ای و خلاصه اینجا علی می مونه و حوضش اما به قول
دوستی پس چرا اینا که تعطیلاتشون به راهه انقدر پیشرفت می کنن دیگه جای خود
داره.
امروز امتحان رو که دادم یه گپی هم با هم کلاسی آفریقاییم داشتم. به واقع
یه دوست جدید پیدا کردم. همیشه سلام علیک می کردیم ولی نشده بود که باهم
گرم بگیریم. اهل "روآندا"ست و اومده برای درس و بعدشم بر می گرده. از دید
من سیاه های افریقایی که صد البته مال کشورهای مسلمون نباشن( چون به نظر من
مسلموناشون جنسشون خرابه!) آدمایی خوبی هستن و خیلی کول و ریلکسن. با چند
تایی دیگشون هم که برخورد داشتم همین طوری بود. بی آزارن و اتفاقا مهربون.
کشورشون هم یه ملغمه ای است مثل خیلی کشورهای بی در و پیکر من جمله ایران
خودمون، فقط تصور بکنید که بعضیاشون خیلی کوچیکن و منابع طبیعی ندارن یا
اصلا تکنولوژی ندارن که بخوان ازش بهره برداری کنن. امروز که داشتم با این
دوست جدید حرف می زدم راجع به سوالات امتحان زد زیر خنده و گفت من اصلا
سوالهای انتهایی رو ننوشتم و بعدش گفت آخه بابا من از آفریقا اومدم مردم من
بدیهی ترین چیزها رو ندارن چه بدونن تکنولوژی RFID
به چه دردشون می خوره. راستی همون طور هم که قبلا گفتم ترم بعد یه سری
پروژه داریم توی کشورهای آفریقایی. اگه من بتونم تخصصم رو کامل کنم و وقتش
هم مناسب باشه حتما شرکت می کنم و عضو میشم که برم یه کشور دیگه و پروژه
انجام بدم. کلی تجربه آدم به دست میاره. حالا تا اون موقع.
تو راه برگشت هم یه هم کلاسی فلسطینی دارم که کمی باهم گپ زدیم و یه سوال
کرد که موندم چی بهش جواب بدم. بهم گفت نظر مردم شما راجع به رییس جمهور
جدیدتون چیه و یه نیشخندی هم تحویلم داد. بهم گفت این بشر آخر دردسره و
آخرش باعث میشه کشورتون وارد جنگ بشه. باری به هر جهت کارمون به کجا
کشیده که شدیم مضحکه عام و خاص. راستی برای اولین بار پاسپورت فلسطینی
دیدم! سبز رنگه. آخه دوبی که بودم هیچ فلسطینی ندیدم که پاس داشته باشه.
اینا یه کارت شناسایی دارن و اکثرا تابعیت یه کشور دیگه( که به طور معمول
اردن هست) رو می گیرن و با اون مسافرت می کنن اما امروز فهمیدم که بر اساس
قرارداد اسلو در سال 93 میلادی فلسطینی ها هم می تونن پاسپورت داشته باشن
اما خب یه سری قوانین داره مثل اینکه همه نمی تونن.
توی تعطیلات هم باید درس بخونم. حداقل روزی 5 تا 6 ساعت و بقیه اش هم عشق و
صفا. الان که رفتم غذام رو گرم کنم و بخورم یه سرکی هم توی بقیه اتاقا
کشیدم. اولش من فکر می کردم پاکستانی ها خدای خرخونی هستند ولی الان نظرم
به شدت برگشته. اکثر اتاقا توش چینی نشسته. لامصبا می خوان همه جای دنیا رو
فتح کنن. جالبه چینی ها روز تعطیل مثل اینکه ندارن. این ابنا بشری رو من هر
روز و هر ساعتی که شما دلتون بخواد توی دانشگاه می بینم و به تعداد بسیار
کثیر. تو دیگر خود بخوان این حدیث مفصل را. این آخری هم برای اینکه دست
خالی نرین و یه تفریحی بکنین برین به اینحا
و تریپ بازی بیست سوالیه. من کاندوم رو انتخاب کردم و هاها نتونست حدث بزنه
و آخرش هم به التماس افتاد که جون مادرت چی انتخاب کردی که من نمی تونم حدث
بزنم و خلاصه حال ببیتی فراوون که نتونست حدث بزنه. ولی شما مثل آدم چیز
انتخاب کنید حتما حدثش می زنه!
Comments
خیلی زور داره که فلسطینی هم به ما بخنده! تعطیلات بهت خیلی خوش بگذره
Posted by: ولنتاین | December 18, 2005 09:44 AM
khanom ya aghaye valentin... felestini nakhande ki bekhande? mage gheyre ine ke iran az hameye keshvaraye donya be esh'ghale felestin ahamyat mide va yek sevome bodjeye salaneye ma kharje hezbolaahe lobnan va sorye o felestin mishe?! pejman: natijeye emtehanateto key midan? :d
Posted by: boshkeye ba salighe | December 18, 2005 02:57 PM
پژمان جان هر وقت میگی درسا اینجا سخته لرزه به اندامم میفته که بعد از 2 سال سربازی که لای هیچ جزوه ای رو باز نکردم چطوری میخوام به یک زبونه دیگه درس بخونم... عوضش دارم کم کم میفهمم اوضاع اونجا چطوریه!! 6 ساعت درس خوندن در تعطیلات !!! من پشت کنکور هم که بودم این قدر خر خونی نکردم.
ولی خوبه که اینها رو فهمیدم وگرنه ضربه فنی بودم
Posted by: zaeerb | December 18, 2005 04:01 PM
سلام پژمان جان؛ خوشحالم که امتحانات تموم شده اميدوارم که نتيجه اش هم عالي باشه...
فردا يه ايميل بهت ميزنم خبرهاي خوبي برات دارم...
مواظب خودت باش زياد هم شيطوني نکن...
Posted by: Taha Ebrahimi | December 18, 2005 10:02 PM
سلام پژمان جان؛ خوشحالم که امتحانات تموم شده اميدوارم که نتيجه اش هم عالي باشه...
فردا يه ايميل بهت ميزنم خبرهاي خوبي برات دارم...
مواظب خودت باش زياد هم شيطوني نکن...
Posted by: Taha Ebrahimi | December 18, 2005 10:03 PM
Hi
I have 1 question
Have u ever been in our ABADAN?
Best
Posted by: Asiyeh | December 18, 2005 11:45 PM
شما متاسفانه خودتو گم کردی واب با اسیاب دشمن میریزی اصلا معلوم نیست واقعا اصل و بسب داری یا نه که اینگونه همه چیز مملکت و مردم وفرهنگتو زیر پا له می کنی هر بدبختی که سر ما میاد از دست شما خودباخنه های بی ظرفیت
Posted by: mohammad | December 25, 2005 10:02 PM
Very nice. I hope you'll update very soon. to Compute Stake you should be very Good: http://www.msnbc.msn.com/id/3032542/site/newsweek/ , Black, White, International nothing comparative to Red Standard is feature of Standard Opponents , Chair can Loose Cards when Tournament is Soldier it will Steal Gnome
Posted by: Paul Campbell | December 31, 2005 09:45 PM
www.lalejin.20m.com
Posted by: www.lalejin.20m.com | January 13, 2006 01:02 PM