« حرفهای ناگفته | Main | هفته جهنمی »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

اندک اندک جمع مجردان می رود!

ضایع س که آدم توی عروسی خیلی از دوستاش نباشه و شلوغ پلوغ نکنه. اما خب این چند ساله همش همین طوری بوده. خلق الله هم که همه عجله دارن زوج بشن، واسه همین سال به سال از جمع دوستان مجرد کاسته میشه و به جمع متاهلین افزوده. امسال هم چند تا از دوستام ازدواج کردن. یعنی بعضی ها زن گرفتن و بعضی ها یه مرده اومد گرفتشون.

اولین روزی که دیدمش خیلی بچه بود هنوز! اما خب دیگه حالا واسه خودش مردی شده و شکمی به هم زده. دیگه وقتش بود که بفرستیمش خونه بخت.بچه ام تو پروفایل ارکاتشم نوشته که توی اتاقش یه آدم چاق خوابالوی حشری رو پیدا می کنن! بهترین خصیصه ظاهریش هم اون لباشه! این جوری هم نوشتم که حسابی یه جاش بسوزه. دوست داشتم شب عروسیش باشم و هم با خودش هم با همسرش گپ می زدیم و خوش و بش دوستانه ای می کردیم.پسر عجب دنیایی شده. مجرداش فینیتو.

بنده از همین تریبون به همه مجردین سابق که از دوستانم بوده اند، تبریک عرض نموده و امیدوارم به زودی بچه در نوکنند که اصلا کار خوبی نیست. خیلی مبارک باشه.   انشالله سیسمونی 3 قلو.بالاخره تو هم یه گاز از سیب سرخ رو زدی...هاها.

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.cyberpejman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/126


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ