سوز صبح گاهی
صبحهای خیلی زود رو دوست دارم. مخصوصا بین ساعت 5 تا 6 یا
6:30. هوا تاریکه و وقتی از پرده کرکره اتاقم، بیرون رو دید می زنم هیچ
چراغی تو خونه ها روشن نیست. همه خوابن. شهر سکوت و نم نم برفی که داره
میاد. سوز صبح گاهی رو دوست دارم. البته نه از اونا که تا استخون آدم بره و
اذیت کنه بلکه یه سوزی که همچین بزنه تو صورت و غبار خوابی رو که روی پلکا
نشسته برداره. بهم میگه که پاشو پاشو که وقت تلاشه. ببین ببین که همه خوابن
و تو بیدار توی یه صبح خیلی زود و باید برای یه روز دیگه بجنگی، تلاش کنی.
شاید هم فرصتی برای تفریح.
نمی دونم شایدم به خاطر اینکه این سوز یادآور روزهای زمستونی قیطریه س یا
اون دو تا اردویی که سال 1370 و 1371 با بچه های راهنمایی مفتح که هنوز هم
سر خیابون دولتِ رفتیم مشهد. اون موقع ها بهار هم صبحهای مشهد فوق العاده
سرد بود. یادم میاد وقتی می خواستیم بریم پایین وضو بگیریم برای نماز صبح(
یکی از اردوها همون زمان بود که ماه رمضون افتاده بود تو عید. صفایی داشت.)
یخ می زدیم. از اون سوزهای استخون بر می زد تو سر و صورت و همه تندی می
پریدن دستشویی و بعدش هم وضو و سریع بپر تو نماز خونه مدرسه. جایی که ما
اتراق کرده بودیم در واقع نماز خونه یه مدرسه بود که جای خوبی بود. هم بزرگ
بود و هم خب اون موقع عید بود و تعطیل.
ازداخل رخت شور خونه بیرون رو نگاه می کردم. چراغهای محلی که زندگی می کنم
استاوانه ای و وقتی برفای سرگردون از اون بالا انگار که مثل آدمهای آخر
هفته اینجا مست و پاتیل تلو تول می خورن تا برسن رو زمین، مثل این می مونه
که نه دارن می رقصن و تو نور اون چراغهای استوانه ای خیلی خوشکل می شن.
آسمون رو که می بینم هوا داره یواش یواش روشن میشه و ابرها همه آسمون رو
نپوشوندن ولی می بارن.نور می زنه و تو می تونی همه جا که سفید پوش شده رو
ببینی. استکهلم شهر قشنگیه. هرچند که وقت نکردم خیلی از جاهاش رو ببینم.
Comments
salam
khosh beghzare, ozat behtar shode?
Good luck
Posted by: elahe | February 17, 2006 09:31 PM
اینجا چقدر عوض شده. خوشگل شده هر چند اون درخشندگیه رنگ زرد قالب قبلیتون رو هم دوست داشتم. راجع به پست دهه فجرتون: خاطراتی که نوشتید خیلی برام جالب بود چون من هم همینها رو همونجور که نوشته بودید تجربه کردم: سرودهای زنگ تفریح،میکروفنهای بی جوون کاغذ کشیها... انگار همهء ماها تو هر شهری چه دختر و چه پسر همگی از بهمن ماه تجربیات یکسانی داریم
Posted by: ترنم | February 18, 2006 10:48 AM
albate in systeme acepte comment kheili chize badye! chon man nemifahmam ke belakhare commente avalo daram mizaram ya na:D?
Posted by: boshke ba salighe | February 18, 2006 12:17 PM
!اولی بودم نه؟؟؟؟ بسی مباهات عوض کردی نه؟؟؟... مبارکه
Posted by: ayda alone | February 18, 2006 09:43 PM
negah kardan be adamaye masto patil tu nur ham alami hast dige
inja ke in chiza ro in ghadr ba khiale rahat nemishe did
hamun ja mituni halesh ro bebari koli!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
suze sarmaye dame sobh ro ham koli shust daram
Posted by: sun | February 19, 2006 10:10 AM