« یک هفته تا رهایی... | Main | آمار جامعه ایرانیان سوئد »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

نمایشگاه پروژه های دانشگاهی 2006

بالاخره این پروژه پنج ماهه هم تموم شد و امروز زمان برگزاری نمایشگاه بود. همه 18 گروه شرکت کردن و برای خودشون غرفه داشتن. البته کمی از طرف گروه معلم ها بی برنامگی شده بود چون از نظر زمانی بسیار دیر برگزار شد و بازدید کننده ها خیلی کم بودن و اکثرا شامل خود بچه های تیم های دیگه می شدن.

نمره ها رو هنوز اعلام نکردن ولی امیدوارم حداکثر نمره رو بگیرم. کلی براش زحمت کشیدم. امروز با مسوول اصلی پروژه که به واقع اسپانسرمون هم هست کلی گپ زدم و معلوم بود که از کارمون راضیه. متاسفانه پروژه ما از همون ابتدا وارد مشکلات بسیاری شد که اولیش از دست دادن یه عضو تیم بود چون اول پنج نفر بودیم و دیگه اون پسره پاکستانیه که دست به سیاه و سفید نمی زد و آخرشم مجبور شدم با تیپ پا از تیم پرتابش کنم بیرون. عملا سه نفر آدم مجبور شدیم کلی کار کنیم. هرچند بعد میان ترم یه نفر چهارم بهمون اضافه شد اما بازم فشار رومون زیاد بود. فقط برای اینکه توی ذهنم برای همیشه بمونه باید بگم از داخل پروژه ما چیزی حدود چهارتا پایان نامه فوق لیسانس در اومد!!!

گروه معلمها اول فکر می کردن که باید اون وقت تمام این کارها رو ما انجام بدیم! یه بار انقدر عصبانی بودم که توی جلسه بهشون گفتم" نکنه شماها فکر کردید ما جادوگریم یا خواب دیدید که یه شبه این پروژه تموم میشه" که هیچی هم نداشتن تو جواب بگن چون حسابی اشتباه کرده بودن مساله ای که بارها بهش اقرار کردن.

باری به هر جهت همون طور که همون اول به همه گروه گفتم که بالاخره این پروژه هم تموم میشه و بیایید کنار هم کار کنیم و با هم رفیق باشیم. حالا با هم رفقیم و قراره شنبه شب خونه دوست سوئدیمون جشن بگیریم و بنوشیم و هورا بکشیم. البته فکر نکنید که ایرانی مرامش رو نمی گذاره ها. من قبلا همین سوئدی رو به یه ناهار جانانه ایرانی در یکی از رستورانهای معروف اینجا برده بودم.

به عنوان یه مدیر پروژه من خیلی چیزا یاد گرفتم هرچند هرگز از پروژه ای که توش افتادم راضی نبودم. وقتی هم کلاسی هات و هم گروهیا تحت فشار باشن کنترلشون خیلی سخت میشه. بسیاری مواقع مجبوری فکر کنی که چطور مشکلات رو حل کنی، چطور دستور بدی که همه اجرا کنن، چطور نفوذت رو ارائه بدی، چطور با گروه معلم ها حرف بزنی چون اونا خیلی خشک هستن و اگر راه مذاکره رو باهاشون بلد نباشی زیر خواسته های جور و واجور داغونت می کنن. چطور گزارش بنویسی. تقسیم وظایف کنی، کنترل کنی و مسائل داخلی بین همکارات رو بفهمی. چطور از بروز شایعات جلوگیری کنی. کاری کنی که هم گروهیا نترسن یا آشفته نشن که حالا نتوستن کاری کنن و خیلی چیزای دیگه.

مادرم همیشه می گه وقتی مسوولیتی داری به نحو احسنت انجامش بده که روز حسابرسی هیچ کسی نتونه چیزی بهت بگه. منظورش از روز حسابرسی روزیه که باید کارت رو تحویل بدی حالا تو هر کاری که می خواد باشه. خوشحالم که گروه ما هیچ چیزی رو مخفی نکرد و همه چیز رو مهیا کرد تا هیچ صحبتی پشتش نباشه. خوشحالم که اعتباری برای خودم به دست آوردم تا در آینده حرف بدی راجع به من و گروه امسال زده نشه.

الانم اومدم دانشگاه تو اتاقی که چیزی حدود پنج ماه از زندگیم رو توش طی کردم. مباحث تئوریک تموم شد و باید بگردم دنبال پایان نامه. امیدوارم بتونم توی شرکت خوبی پایان نامه بگیرم که هم پول بهم بدن و هم یه پایان نامه درشت تحویلشون بدم. چی کار کنم. جون تو جونم کنن توی چیزهایی که مد نظرم هست ایده آلیست بوده ام. یه خسته نباشید اساسی به خودم(کسی که ما رو تحویل نمی گیره...هاها)

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.cyberpejman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/168

Comments

خسته نباشی !

خسته نباشی

akhey khaste nabashi! :)
Omidvaram tabeston khobi dashte bashi!

خسته نباشی. این همه تلاش قابل تقدیره.

پژمان جان سلام خسته نباشی
امیدوارم نمره خوبی بگیری بچه های امثال تو در خارج هر چه پیش رفت کنند
باعث سرافرازی ماست فقط باید قول بدی اگه کارت گرفت هوای بقیه ایرانیا را داشته باشی
من با این که فوق لیسانس ادبیات فارسی هستم اما معتقدم رشته های فنی امروز بیشتر
به درد این مملکت میخوره راستی وبلاگت تو شهر ما جدیدا فیلتر شده مگه تو حرف سیاسی
هم تو اینجا مطرح کردی ؟ به امید روزی که دمکراسی وارد خون این مردم بشه جوری که دیگه
نتونند ازش بگیرند و اون موقع ما به امثال شما که خارج رفتید نیاز داریم تا برگردید وتجربه خودتونو
در اختیار مملکتتون قرار بدید به امید اون روز
سعید اهل درچه پیاز اصفهان

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ