تحقیر
"راكب موتور سيكلت درحاليكه هنوز باور نميكرد به دليل نداشتن كلاه كاسكت بايد موتورش پنچر شود در كنارم ايستاده بود . مجيد آچار مخصوص خارج كردن كرمك چرخ موتور را چرخاند و صداي خالي شدن باد ، فضا را در بر گرفت . جوان، سرش بالا نمي آمد و ميشد احساس كرد كه غرورش همراه با خالي شدن باد موتورش خرد ميشود . و من همچون مظهري از قدرت بر وجودش سايه افكنده بودم .كارمان كه تمام شد جوان آهي كشيد ، مو تورش را در دست گرفت و من آنقدر قدمهايش را دنبال كردم تا در افق اين خيابانها گم گشت . مجيد كرمك موتور را به كرمكهاي ديگر افزود و گفت:"اين شد 12 تا" و ما ميدانستيم اين عدد بايد به 30 برسد . احتمالا آن جوان در دلش هر چه فحش در چنته داشته نثارمان كرده . شايد نميداند غرور واژه ايست كه خيلي وقت است از يادمان رفته . مطمئنا نميدانست مجيد ، كه با آچاري در دست باد موتورسيكلتها را خالي ميكند ، مهندسي صنايعش را از دانشگاه تهران گرفته . شايد نميدانست اينكار براي ما نشاني از قدرت نيست . بلكه تحقير است . او نميدانست و آنجا هم جاي توضيح دادن نبود .
"34 درصد از تصادفاتي كه منجر به مرگ ميشود مربوط به موتورسيكلت سواران است . در 60 در صد از اين تصادفات ضربه مستقيما به سر وارد ميشود" . من اين چيزها را ميدانم . ولي نميدانم راه كار جديد راهنمايي و رانندگي تهران ، يعني پنچر كردن موتور ، موتور سيكلت سواران فاقد كلاه ، براي گذاشتن كلاه ايمني بر روي سر راكبين موتورسيكلت، چقدر تاثير گذار است و يا اينكه چقدر قانونيست . تنها ميدانم اين كار، كار من نيست . "
گاهی خاطرات افسر وظیفه عزیز رو می خونم. گذشته از شیوایی نوشتارش، چیزهایی میگه که مدتها پیش من لمس کردم. هرچند من یک سرباز عادی بودم و او یک افسر وظیفه تحصیل کرده اما نوشته هاش نشون میده که در مملکت گل و بلبل چقدر حتی مسائل معمولی از پایبست ویرانه و همچنان هم سیر نزولی نکبت بار کم که نمیشه هیچ بیشتر هم میشه. زاویه دید و نگاه افسر وظیفه و قلمش رو دوست دارم. در من احساس ترحم رو ایجاد نمی کنه بلکه با تمام وجودم زجر درونیش رو حس می کنم. نمی دونم شایدم بیشتر به یاد خاطرات مزخرف دوران سربازی خودم می افتم. جا داره همینجا به همه اونایی که شش سال پیش وقتی سربازیم تموم شد بهم گفتن دوران سربازی آدم جز بهترین خاطرات آدم میشه، پوز خندی بزنم و بگم دیدید که اشتباه کردید و من همچنان افسوس سالهای بر باد رفته ام رو می خورم. هرچند شاید باید برای غسل این نفس سرکش باید می دیدم آنچه رو که دیدم. همین!
"34 درصد از تصادفاتي كه منجر به مرگ ميشود مربوط به موتورسيكلت سواران است . در 60 در صد از اين تصادفات ضربه مستقيما به سر وارد ميشود" . من اين چيزها را ميدانم . ولي نميدانم راه كار جديد راهنمايي و رانندگي تهران ، يعني پنچر كردن موتور ، موتور سيكلت سواران فاقد كلاه ، براي گذاشتن كلاه ايمني بر روي سر راكبين موتورسيكلت، چقدر تاثير گذار است و يا اينكه چقدر قانونيست . تنها ميدانم اين كار، كار من نيست . "
گاهی خاطرات افسر وظیفه عزیز رو می خونم. گذشته از شیوایی نوشتارش، چیزهایی میگه که مدتها پیش من لمس کردم. هرچند من یک سرباز عادی بودم و او یک افسر وظیفه تحصیل کرده اما نوشته هاش نشون میده که در مملکت گل و بلبل چقدر حتی مسائل معمولی از پایبست ویرانه و همچنان هم سیر نزولی نکبت بار کم که نمیشه هیچ بیشتر هم میشه. زاویه دید و نگاه افسر وظیفه و قلمش رو دوست دارم. در من احساس ترحم رو ایجاد نمی کنه بلکه با تمام وجودم زجر درونیش رو حس می کنم. نمی دونم شایدم بیشتر به یاد خاطرات مزخرف دوران سربازی خودم می افتم. جا داره همینجا به همه اونایی که شش سال پیش وقتی سربازیم تموم شد بهم گفتن دوران سربازی آدم جز بهترین خاطرات آدم میشه، پوز خندی بزنم و بگم دیدید که اشتباه کردید و من همچنان افسوس سالهای بر باد رفته ام رو می خورم. هرچند شاید باید برای غسل این نفس سرکش باید می دیدم آنچه رو که دیدم. همین!
Comments
didin tahala toye cartoona ye mojodi soghot mikone bad ye ho ye ja gir mikone nejat peyda mikone...? az vaghty inja filter shode man inja hamon tory coment mizaram!!!
I'M ALIVE............ :D
Posted by: boshke ba salighe | July 11, 2006 08:04 PM
باید فرهنگ کشور را بالا برد حالا که دولت این کار را نمی کنه حالا که برای فرهنگ هیچ بودجه ای اختصاص داده نمیشه مردم باید خودشون این کار را انجام بدهند من فکر میکنم خود من کاری که میتونم انجام بدهم این هست که به بچه ام به خواهرم و دوستام ارزشهای اولیه انسان را یاد اوری کنم احترام به حق دیگران و دانستن حق واقعی هر فرد فکر میکنم با این کار شاید در دورهای آینده بچه های ما حداقل این ارزشها براشون به باور رسیده باشه البته نمیدونم این چه ربطی به موضوعی که نوشتی داره ولی گفتم چون واقعا این چیزها به ما کمتر آموزش داده میشه بازم مرسی از نوشته های قشنگت
Posted by: شمسی | July 12, 2006 09:06 AM