انسان خط کشی شده
وقتی آدمی باشید مثل من که تحصیلاتتون در رشته ای باشه که به جرات می شه گفت هر روز در حال تحوله و اگر قرار باشه ببو گلابی نباشم و شخص مطلعی باشم هر روز باید اخبار و اطلاعاتش رو دنبال کنم، اون وقت گاهی دیدن تبلیغات اینترنتی، کلیپهای موسیقی و کتابهای مدیریتی و از این قبیل می تونه عاملی باشه برای تفکر عمیق که بشر امروزی تا چقدر خودش رو درگیر آمار و خط کشی هایی کرده که باعث فشار روز افزون بهش میشه؟
مثالی بزنم. دنیای آشوب زده موسیقی رو ببینید که چه بلایی سر خواننده ها و شنونده ها آورده. تا 15 سال قبل، هم تعداد خوانندگانی که سواد موسیقیایی در زمینه خود داشتند بیشتر بود و هم علاقه مندان به موسیقی فرصت بیشتری برای تامل در شعرهای یک ترانه و لذت بردن از اون داشتند. اما امروز چطور؟
امروزه در کشور آمریکا این مرز انسان خط کشی شده به حدی رسیده که کارتل های عظیم و غولهای تجاری صوتی و تصویری از هر چیزی بهره برداری می کنن برای شکست دادن رقیب و پر پول کردن جیب خود. امروزه نه تنها با میلی متر که چه عرض کنم بهتره بگم با نانومتر موفقیتهای یک خواننده و یا فیلم رو اندازه گیری می کنن بلکه پا از این هم فراتر رفته و به پیشواز و پیش بینی وقایع هم می پردازن. حالا اگه یه خواننده جدید یک و فقط یه دونه آهنگ بده بیرون بر اساس میزان فروش اون در یک ساعت، یک روز، یک هفته و هزاران مقیاس دیگه پیش بینی می کنن که میشه ازش یه بچه معروف در آورد یا نه.
هرچند این خط کشی ها و اندازه گیری ها و پارامترها در کار تخصصی و حرفه ای لازمه و شرطی غیر قابل خط زدن هست و مسلما آمریکایی ها در تمام دنیا شهره اش هستند و متاسفانه بقیه کشورها هم چاره ای جز دنباله روی ندارن که در غیر این صورت در دهکده جهانی امروز با مشکلات عدیده رو به رو می شن اما از جهاتی باعث سر درگمی بشر امروزی هم میشه.
هیچ وقت نباید فراموش کنیم که یک انسان، روبات نیست و انسان چه از نظر روحی و روانی و چه از نظر فیزیکی محدوده و به فرض اینکه محدود هم نباشه، برای به دست آوردن پتانسیل بالقوه اش زمان و مسیر مناسبی باید موجود باشه تا بتونه به نقطه آرمانی برسه. اما چقدر جای تاسف داره که در این آمار و ارقام و این خط کش غول پیکر که علیرغم اندازه گنده اش هر واحد اندازه اش یک نانومتر است(!) هیچگونه فرصت و شانسی برای ما باقی نمی گذاره.
وقتی که راهنماهای استفاده از نوشتن رزومه کاری، نحوه مصاحبه و از این قبیل می خونم آهی از نهادم بر میاد. اینها همه اش سعی در ایجاد یک چیز نرمال و عرف دارند و برای همین تمام خلاقیت، نوع آوری و خود جوشی یک انسان رو از بین می برن. به تو القا میشه که فقط از این چرت و پرتهاست که می تونی یک زندگی بی دغدغه و خوب داشته باشی. به من و تو القا می شه که چون فشار این خط کشها و آمارها هست، دست مدیران بسته س و دست زیر دستان و بالادستان هم بسته و بسته تر میشه.
در این بین شرکتهای بزرگ و خلاق دنیا رو نگاه کنید که چطور در گزینش افرادشون شانس رو برای آدمهای عجیب ولی دارای قدرت هم میدن و هیچگاه همه راه ها رو نمی بندن و همواره از انسانهای آزاده رو و با کاریزمای نهفته حمایت می کنن.
خط کشها همه جا هستند و من و تو رو مدام اندازه می گیرن. تا اونجا که می تونید مراقب این خط کشها باشید و نگذارید هر چیزی رو اندازه بگیرن. از وجود این خط کشها و صاحبانشون آگاه باشید. خیلی آگاه.
مثالی بزنم. دنیای آشوب زده موسیقی رو ببینید که چه بلایی سر خواننده ها و شنونده ها آورده. تا 15 سال قبل، هم تعداد خوانندگانی که سواد موسیقیایی در زمینه خود داشتند بیشتر بود و هم علاقه مندان به موسیقی فرصت بیشتری برای تامل در شعرهای یک ترانه و لذت بردن از اون داشتند. اما امروز چطور؟
امروزه در کشور آمریکا این مرز انسان خط کشی شده به حدی رسیده که کارتل های عظیم و غولهای تجاری صوتی و تصویری از هر چیزی بهره برداری می کنن برای شکست دادن رقیب و پر پول کردن جیب خود. امروزه نه تنها با میلی متر که چه عرض کنم بهتره بگم با نانومتر موفقیتهای یک خواننده و یا فیلم رو اندازه گیری می کنن بلکه پا از این هم فراتر رفته و به پیشواز و پیش بینی وقایع هم می پردازن. حالا اگه یه خواننده جدید یک و فقط یه دونه آهنگ بده بیرون بر اساس میزان فروش اون در یک ساعت، یک روز، یک هفته و هزاران مقیاس دیگه پیش بینی می کنن که میشه ازش یه بچه معروف در آورد یا نه.
هرچند این خط کشی ها و اندازه گیری ها و پارامترها در کار تخصصی و حرفه ای لازمه و شرطی غیر قابل خط زدن هست و مسلما آمریکایی ها در تمام دنیا شهره اش هستند و متاسفانه بقیه کشورها هم چاره ای جز دنباله روی ندارن که در غیر این صورت در دهکده جهانی امروز با مشکلات عدیده رو به رو می شن اما از جهاتی باعث سر درگمی بشر امروزی هم میشه.
هیچ وقت نباید فراموش کنیم که یک انسان، روبات نیست و انسان چه از نظر روحی و روانی و چه از نظر فیزیکی محدوده و به فرض اینکه محدود هم نباشه، برای به دست آوردن پتانسیل بالقوه اش زمان و مسیر مناسبی باید موجود باشه تا بتونه به نقطه آرمانی برسه. اما چقدر جای تاسف داره که در این آمار و ارقام و این خط کش غول پیکر که علیرغم اندازه گنده اش هر واحد اندازه اش یک نانومتر است(!) هیچگونه فرصت و شانسی برای ما باقی نمی گذاره.
وقتی که راهنماهای استفاده از نوشتن رزومه کاری، نحوه مصاحبه و از این قبیل می خونم آهی از نهادم بر میاد. اینها همه اش سعی در ایجاد یک چیز نرمال و عرف دارند و برای همین تمام خلاقیت، نوع آوری و خود جوشی یک انسان رو از بین می برن. به تو القا میشه که فقط از این چرت و پرتهاست که می تونی یک زندگی بی دغدغه و خوب داشته باشی. به من و تو القا می شه که چون فشار این خط کشها و آمارها هست، دست مدیران بسته س و دست زیر دستان و بالادستان هم بسته و بسته تر میشه.
در این بین شرکتهای بزرگ و خلاق دنیا رو نگاه کنید که چطور در گزینش افرادشون شانس رو برای آدمهای عجیب ولی دارای قدرت هم میدن و هیچگاه همه راه ها رو نمی بندن و همواره از انسانهای آزاده رو و با کاریزمای نهفته حمایت می کنن.
خط کشها همه جا هستند و من و تو رو مدام اندازه می گیرن. تا اونجا که می تونید مراقب این خط کشها باشید و نگذارید هر چیزی رو اندازه بگیرن. از وجود این خط کشها و صاحبانشون آگاه باشید. خیلی آگاه.
Comments
از وجود خط کشها آگاهیم. ولی چه بخواهیم و چه نخواهیم زور اونا از زور ما بیشتره
Posted by: دزدکی | July 30, 2006 09:25 AM
سلام.ما محصوریم به مکان و زمان،از یک طرف محدود به جامعه ای که داریم توش زندگی می کنیم و از یک طرف محصور در زمانی که در آن به دنیا می آییم و در آن می میریم. انسان آزاده انسانی است که این تعلقات را بتواند کمتر و کم رنگ تر بکند.
موفق باشید.
Posted by: رفیق عشق | August 1, 2006 07:40 PM
vaghean comment mano pak kardi ya man intor fekr mikonam?
-------------------------------------------------------------------------
مجید جان من اصلا کامنتی رو پاک نمی کنم به جز موارد استثنائی. اخیرا هم اصلا. نمی دونم شاید کامنتت قاطی جانکها رفته و پاک شده. این هرز کامنتها بلای جون من شدن.
Posted by: majid | August 5, 2006 03:47 AM