زن؛ موجودی فضایی!
خبر از اینجا شروع میشه که یک گوینده بخش هواشناسی در سوئد که گویا بسیار خانوم سکسی هست و خلاصه بر و رویی داره رفته در یک مجله و عکسی گرفته با یک کت که در زیر این کت قسمتی اندک از سینه های ایشون نمایانه. جالبه که این خانوم رو برای مدتی از کار در سیمای سوئد محروم کردن و یه سر و صدای بزرگی روزنامه ها ازش به پا کردن.
راستش رو بخواید من وقتی این خبر رو شنیدم بسیار متعجب شدم و بعدش هم بسیار تاسف خوردم به حال زنها. در جامعه ای مثل سوئد که انقدر بر دموکراسی و آزادی و حقوق زن تاکید میشه، همین قضیه نشون میده که در حد حرفه(مثل خیلی چیزای دیگشون که حالا به مراتب راجع به اونها می نویسم) و عملا باز زن از دید یک کالا دیده میشه. کالایی که هر روز به یمن رسانه های نکبت بار آمریکایی، تبدیل به ملعبه و بازیچه ای شده برای چشمهای همیشه شهوتی مردان.
من امروز حتی به یکی از رادیوهای استکهلم هم زنگ زدم و نظرم رو راجع به همین مورد گفتم. قبل تر ها هم راجع به این مساله در مقاله ای با عنوان"زنان سکسی و مردان ذکر به دست" کاملا توضیح داده ام که چه بلایی این رسانه های آمریکایی دارن نسبت به جنس زن انجام میدن و جالبه هیچ کسی هم ککش نمی گزه.
در جامعه سوئد یک خانوم حق نداره که یک عکس مدل مانند از خودش در یک مجله چاپ کنه و به خودشون این حق رو میدن که به فضاحت ترین وجه ممکنه راجع بهش قضاوت کنن. اگر این اتفاق در کشور دیگری می افتاد جای تعجب نبود ولی اینجا چرا. نمی خوام چیزی بنویسم که باعث کج فهمی و یا سو تفاهم بشه ولی واقعا دلم به حال زن جماعت می سوزه. چرا باید همیشه زنان به عنوان یک موجود فضایی مطرح بشن. مگر زنان انسان نیستند. مگر فقط زنان هستند که سکسی هستند؟ آیا اگر شما در یک پارتی برید و پسری عضلانی با ماهیچه های قوی و خوشتیپ ببینید حس شما تحریک نمیشه؟(این خطاب به خواننده ای زن بود). چرا زن رو موجودی باید ببینیم که فقط تمام خصوصیتش در اندامش خلاصه شده باشه؟ در پستانهای برجسته و باسن خوشکلش که وقتی تکونش بده آب از لب و لوچه جماعت مرد راه بیفته. چرا زن باید فقط به دید یک موجود فضایی دیده بشه که احساساتش هیچ وقت بیان نمیشه و فقط جامعه مرد هست که به دنبال یک سوراخ برای تخلیه جنسی خودش آنهم فقط از نوع فیزیکی باشه و هیچگونه ارزشی برای جنبه روانی سکس قائل نباشه؟
درسته که زنان با اندامشون می تونن به عشوه گری و فریب و یا دلبری بپردازن اما آیا این طوره که زنها همیشه در حال عشوه هستند و مردان هم همیشه خدا حشری؟ توی کدوم فیلم و سریال دیدید که تا زنه دستش رو بگذاره روی زیپ شلوار مرده، مرده وا نده؟ تو گویی که مرد هیچ وقت هیچ کنترلی از خودش نداره و همه چیز فقط به تخت خواب و سکس ختم میشه. در محیط کار، محیط دانشگاه، فضای بیرون و غیرو غیرو.... لعنت به هرچی رسانه آمریکایی مستهجن که افیون کل این دهکده جهانیست. اینها جهان رو دارن به کدوم سمت هدایت می کنن؟ ارزش و مقام زن داره یواش یواش واسم یه لغت اتوپیای احمقانه میشه که انگار می بایستی در فرهنگ لغت به دنبالش گشت....
راستش رو بخواید من وقتی این خبر رو شنیدم بسیار متعجب شدم و بعدش هم بسیار تاسف خوردم به حال زنها. در جامعه ای مثل سوئد که انقدر بر دموکراسی و آزادی و حقوق زن تاکید میشه، همین قضیه نشون میده که در حد حرفه(مثل خیلی چیزای دیگشون که حالا به مراتب راجع به اونها می نویسم) و عملا باز زن از دید یک کالا دیده میشه. کالایی که هر روز به یمن رسانه های نکبت بار آمریکایی، تبدیل به ملعبه و بازیچه ای شده برای چشمهای همیشه شهوتی مردان.
من امروز حتی به یکی از رادیوهای استکهلم هم زنگ زدم و نظرم رو راجع به همین مورد گفتم. قبل تر ها هم راجع به این مساله در مقاله ای با عنوان"زنان سکسی و مردان ذکر به دست" کاملا توضیح داده ام که چه بلایی این رسانه های آمریکایی دارن نسبت به جنس زن انجام میدن و جالبه هیچ کسی هم ککش نمی گزه.
در جامعه سوئد یک خانوم حق نداره که یک عکس مدل مانند از خودش در یک مجله چاپ کنه و به خودشون این حق رو میدن که به فضاحت ترین وجه ممکنه راجع بهش قضاوت کنن. اگر این اتفاق در کشور دیگری می افتاد جای تعجب نبود ولی اینجا چرا. نمی خوام چیزی بنویسم که باعث کج فهمی و یا سو تفاهم بشه ولی واقعا دلم به حال زن جماعت می سوزه. چرا باید همیشه زنان به عنوان یک موجود فضایی مطرح بشن. مگر زنان انسان نیستند. مگر فقط زنان هستند که سکسی هستند؟ آیا اگر شما در یک پارتی برید و پسری عضلانی با ماهیچه های قوی و خوشتیپ ببینید حس شما تحریک نمیشه؟(این خطاب به خواننده ای زن بود). چرا زن رو موجودی باید ببینیم که فقط تمام خصوصیتش در اندامش خلاصه شده باشه؟ در پستانهای برجسته و باسن خوشکلش که وقتی تکونش بده آب از لب و لوچه جماعت مرد راه بیفته. چرا زن باید فقط به دید یک موجود فضایی دیده بشه که احساساتش هیچ وقت بیان نمیشه و فقط جامعه مرد هست که به دنبال یک سوراخ برای تخلیه جنسی خودش آنهم فقط از نوع فیزیکی باشه و هیچگونه ارزشی برای جنبه روانی سکس قائل نباشه؟
درسته که زنان با اندامشون می تونن به عشوه گری و فریب و یا دلبری بپردازن اما آیا این طوره که زنها همیشه در حال عشوه هستند و مردان هم همیشه خدا حشری؟ توی کدوم فیلم و سریال دیدید که تا زنه دستش رو بگذاره روی زیپ شلوار مرده، مرده وا نده؟ تو گویی که مرد هیچ وقت هیچ کنترلی از خودش نداره و همه چیز فقط به تخت خواب و سکس ختم میشه. در محیط کار، محیط دانشگاه، فضای بیرون و غیرو غیرو.... لعنت به هرچی رسانه آمریکایی مستهجن که افیون کل این دهکده جهانیست. اینها جهان رو دارن به کدوم سمت هدایت می کنن؟ ارزش و مقام زن داره یواش یواش واسم یه لغت اتوپیای احمقانه میشه که انگار می بایستی در فرهنگ لغت به دنبالش گشت....
Comments
معلوم نیست تا کی قرار به زن به عنوان یک ملوسک نگاه کرد. توی آمریکا بر خلاف چیزی که نشون میدن این دید و این طرز برخورد نسبت به زن خیلی کمتر هست تا توی اروپا. ((در ضمن من قرار بود برای شما یک کاری انجام بدم در ارتباط با پروژه ات ولی متاسفانه دوستم هنوز توی بیمارستان هست فکر نکنم بتونه به شما فعلا با این حالی که داره کمک کنه .)) موفق باشی
========================================
از شما سپاسگزارم
Posted by: شمسی | September 14, 2006 09:56 AM
سلام, من پاراگراف اول رو خوندم و نظرم اينه كه توبيخ اون خانم نه واسه نشون دادن سينه بوده كه اگه آقاي گوينده هم با زيپ باز و نشون دادن قسمتي از بيضه اش عكس مينداخت توبيخ ميشد. قرارداد كار در جلو دوربين چنين هست كه ظاهر اون آدم هم جزيي از قرارداده و بدون اجازه كمپاني نميشه از ظاهرش جاي ديگه استفاده كنه. محض اطلاع گفتم
-----------------------------------------------------
اونچه که بین مردم پچ پچ شده و حرف می زنن مربوط به قرارداد کار نیست. مربوط به همونیه که تو متن نوشتم. اگر مساله کار و قوانین کاری بود من عمرا این متن رو نمی نوشتم چون می دونم شما چی میگی
Posted by: Anonymous | September 16, 2006 01:58 AM
salam Pezhman jan ,
ye enteghad behet daram !
too matlabi ke too webloget gozashti ,ba onvane ZAN ,MOJOODI FAZAEE ;shamshire enteghadeto be samte USA va cinemaye oonja gerefti ,dar hali ke tamame donya dare be farhange lux geraiee zanha daman mizane va ajabaaaaa ! ke zanha khodeshoon be in jarian daman mizanan ,oonha doost daran ke be onvane ye jense lux beheshoon negah beshe ,in mozoo ro be vozooh tooye iran ke hejab elzamiye mishe did . noe arayesh ,lebas pooshidan va raftare khanomaye javoon (hata motaahelash) va hata tahsilkardehash ,khabar az daroone por ashoobe oonha mide ke che hayejan va kesheshi be khod nemai va delfaribi az mardha daran , oonha az in kar lezat mibaran ! chon khelghat oonha ingoonast ,behtare ma mardha khodemoono jaye zanha gharar nadim ,choon ba ehsasat va roohiyate mardoone be gezavat dar morede oonha minshinim . man too jameeie khodemoon va too daneshgah ba har khanomi ke rahat toonestam harf bezanam , fahmidam ke oonha kodeshoon doost daran in jayegaho dashte bashan !!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
من تا یه حدی با حرف تو موافقم در مورد غریزه زنها و چیزی که گفتی اما مقالات و انجمن ها و مبارزه هایی که توسط جنس خود زنها میشه نشون میده که یه ور دیگه سکه هم هست. اما من باز فکر نمی کنم هیچ زنی دوست نداشته باشه که به عنوان یه کالا بهش نگاه کنن.
Posted by: amin Forouzandhe | September 18, 2006 04:09 AM
salam. avalin bari hast ke bloget ro mikhonam. man na mikham begam ke harfat doroste na eshtebah. faghat mikham azat beporsam ke ba in hame enteghad darmorede negahe javame be zan, negahe to be zan chi hast?
Posted by: zahra | October 1, 2006 09:31 AM