« غولی به نام مایکروسافت | Main | صدای آمریکا و مهمانان در پیت »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

حس قشنگ احترام

دیروز برای مصاحبه جهت عضو شدن در یک ارگان دانش آموزی رفته بودم شهر منتها صبح زود. هوای خنک بسیار لطیفی بود. بارون هم زده بود و همه چیز دلچسب. طبق معمول این روزها یه روزنامه* از محل مربوطه اش برداشتم و رفتم سوار مترو بشم. شلوغ بود و ملت سر زنده و همه پیش به سوی کار و تلاش. دیدن بچه های دبستانی، نوجوان ها و بقیه که هرکی در کمال آرامش به سمت مقصدش می رفت برایم لذت بخش بود.

چیزی که من در اینجا اکثرا تجربه می کنم و لذت می برم در حالی که در مملکت خودم به ندرت اتفاق افتاده، حس قشنگ احترام به خود و دیگرانه. وقتی به دیگران احترام می گذاری، انگار که یه انرژی مثبت از طرفین به سمت هم پرتاب میشه. بسیاری از مواقع بدون کلام. هیچ نیازی نیست که حتما حرفی زده بشه. اینجا حقوق همدیگه رو در اکثریت موارد بدون نیاز به درخواستی یا توضیحی، احترام میگذارن و این لذت بخشه.

خودم به شدت در حال خوندن سوئدی هستم. تقریبا یک ماهی هست که کلاس میرم هرچند قبل از تابستون اقدام کرده بودم ولی به دلیل کمبود جا جواب رد داده بودن اما بعد یک جلسه گفتن بیا و حسابی سرم شلوغ شده. یادگیری زبان حتی زبانی که به شخصه فکر می کنم آسونه مثل همین سوئدی بازم اولش بسیار سخته و ممکنه گاهی هی کلافه ات کنه. یاد سالهای سال پیش خودم می افتم وقتی که می خواستم انگلیسی یاد بگیرم. فرقش اینه که حالا هم سنم بیشتر شده و هم باید در مدت بسیار کوتاه تری یاد بگیرم و همین شاید کمی کار رو مشکل کنه.

درباره کار هم متاسفانه و متاسفانه زبان سوئدی بسیار اینجا دست و پا گیره. من برای هر کاری که بگید اقدام کردم حتی کارهای بسیار ساده دانشجویی اما متاسفانه همیشه تیر به درهای بسته می خوره. برای تز هم به همین طریق. به جرات می تونم بگم 50 کمپانی اقدام کردم که اکثرا هم در حوزه تخصصی خودم بودن اما باز هم اونجا یا مشکل سوئدی بوده یا نداشتن آشنا و یا اینکه اصلا تز برای ارائه نداشتن که بدهند. هرچند که این جمعه، بسیار سرنوشت ساز خواهد بود. یک مصاحبه دارم. امیدوارم بگیرمش وگرنه مجبور میشم برم دپارتمان و تز رو توی دانشگاه بگیرم. یه کمی سر خورده شده ام اما همچنان تلاش می کنم. بعدا درباره لحظات سخت هم خواهم نوشت. همیشه زندگی بر وفق مراد طبیعتا نمی چرخه.

راستی ماه رمضان هم اومده. البته آدم اگر در غرب زندگی کنه و تنها، غالبا هیچ حسی نمی گیره و از نظر روحی هیچ حسی به آدم دست نمی ده. یاد ماه رمضونهای دوبی بخیر که با بر و بچز کلی خاطره داریم و عکس. و یاد ماه رمضونهای مدرسه بخیر که همیشه چند سری سفره دراز رو سرتاسر پهن می کردن و بچه ها با هم شوخی می کردن و سر سفره رو می گرفتن و می کشیدن. هرچند من همیشه باید نفسم رو از بوی گند جورابهای بچه ها می گرفتم. یاد شبهای احیا و خنده های نصفه شبی بخیر. اول آبغوره اش رو توی مسجد می گرفتیم و بعدش بساط جوک و خنده تو خیابونا بود تا دم صبح که بریم کله پاچه بزنیم. یاد امین بخیر که دو سال و نیمه ندیدمش و عشق کله پاچه داشت و همیشه غر می زد که چرا خدا بچه پولدار نیافریدتش که تو جیبش پول باشه و تا دلش می خواد کله پاچه بخوره. دلم واسه خیلی چیزا تنگ شده. نمی دونم کی بتونم بیام ایران اما به شدت نیاز دارم. یادتون باشه، یکی از زیباترین لذتهای زندگی، صحبت کردن با هم زبونت در مملکت خودت توی یه جای دنج، با کسایی هست که دوستشون داری، قلقشون دستته و می تونی تا دلت بخواد به زبون مادریت از گذشته هات باهاشون حرف بزنی. چیزایی که فقط اونا می فهمن و نه هیچ کس دیگه ای توی دنیا. دلم برای این چیزا تنگ شده.

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.cyberpejman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/218

Comments

دلت تنگ این چیزا نشه همون خوبیهای غرب رو تجربه کن که تو مملکت خودت هیچ وقت گیرت نمیاد. بیست و اندی سال توی ایران بودی حالا هم به بیست و اندی سال فکر کن که باید توی خارج اوونچه رو که نداشتی کسب کنی. پس خوش باش دلتنگی ها زود گذره :)

daste kaloome gole shoma dard nakone :D

darzemn goooooood luck agha pejman :)

jag håller båda tummarna

hi,dear pejman,it was a long time i haven't seen ur weblog .the last time was when u were europe last year.just want to say Hello.
``````````````````````````````````````````````````````````````````

Hi saba and i hope you make the weblog az ur favorite again.

من هر وقت اینجوری میشم و دلم میگیره و کمی می ترسم یاد آخرین اتفاقات سختی که از سر گذروندم میفتم یه پوزخندی میزنم به خودم میگم این نیز مثل آن بگذرد
بعدم یه دست نوازش به سر و روی خودت بکش و به خودت تبریک بگو که اینهمه شهامت داشتی آقا پژمان گل
مشگلی نیست که آسان نشود مرد باید که هراسان نشود

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ