آمریکا و سیصد میلیون جمعیت
خب این طور که خبرها حسابی داغه امروز طرفای ظهر جمعیت آمریکا دقیقا میشه سیصد میلیون و از طریق صفحه رسمی اون می تونید شمارنده اش رو ببینید. در حال حاضر که دارم می نویسم، هشت صد نفر دیگه نیازه. جمعیت آمریکا در سال 1915 صد میلیون شده و در سال 1967 به دویست میلیون رسیده{ منبع }. دقیقا مشخصه که یه رشد بسیار ناباورانه رو تجربه کرده و داره یواش یواش گریبانش رو می گیره.
اسپانیایی زبانهای بیش از اندازه، آسیایی هایی که هیچ گونه آشنایی با زبان انگلیسی ندارن( دقیقا مثل ترکهایی که توی آلمان زندگی می کنن و چهار تا کلمه آلمانی هم به زور حرف می زنن)، از همه مهمتر اینکه به دلیل خیل عظیم مهاجرین که بسیاریشون ممکنه غیر قانونی اومده باشن و یا در شرایط کاری سخت زندگی می کنن و به قولی سگ دو می زنن تا لقمه نونی بهشون برسه، باعث شده که کیفیت زندگی در آمریکا بیاد پایین.
اینکه در آمریکا بسیاری پولدار باشن و یا سرزمین رسیدن به رویاهاست بحثی جداست اما باید بدونیم که اکثریت آدمها در دنیای واقعی در یک سطح معمول و نرمال زندگی می کنن و نیاز به تفریحات سالم، امنیت اجتماعی و رفاه نسبی دارن. خیابانگردها، بالا بودن میزان جرم و جنایت در آمریکا با اون همه سیستمهای پیچیده پلیسی و حداکثر استفاده از تکنولوژی، افزایش بیماری های روانی و استرس، شیوع بیماری های ناشی از فعالیت اندک و ورزش نکردن، عدم توجه به محیط زیست و گند زدن به منابع زمین نه تنها فقط در خود آمریکا و بلکه در سایر کشورها به خصوص با استثمار کشورهای فقیر و بسیاری عوامل دیگه باعث میشه که رسیدن جمعیت آمریکا به سیصد میلیون بر خلاف دو رشد قبلیش جایی برای تشویق و خوشحالی نداشته باشه.
آمریکا تجربه ایست که بشریت در سیصد سال اخیر داشته. مهاجرها، ثروت اندوزی و بسیاری سیستم های پول در آور، مصرف گرایی و غیرو که در اکثریت موارد در منتها الیه خودشون قرار دارن و همین باعث میشه بهش بنازن. اما متاسفانه بوهای گند هم ازش بلند میشه. چیزهایی که قبلا وجود داشته و الانه دیگه شاید در موارد محدودی بشه بهش رسید و بعضی اصول که از بن بست دارای مشکل هستند و قدرت رو رد دست کسانی قراره می ده که دارای پول هستند و دیگر هیچ. از دیدگاه من اگر روال دولت مردی و زندگی به همین طریق پیش بره و با سیل عظیمی از مهاجر تبارهایی رو به رو باشیم که نه سواد چندانی داشته باشند نه امکان صحبت با دیگران و از همه بدتر عدم هماهنگی با ارزشهای جامعه، با جامعه ای از انسانها مواجه خواهیم بود که در یک جنگل زندگی می کنن. آمریکا شاید دارای بسیاری مزایای دهان پر کن باشه، اما خودش رو در موقعیتی بر روی لبه تاریکی قرار داده. امیدوارم روزگاری این تجربه به عنوان تجربه ای تلخ در کتابهای تاریخ آیندگان نخوانند.
اسپانیایی زبانهای بیش از اندازه، آسیایی هایی که هیچ گونه آشنایی با زبان انگلیسی ندارن( دقیقا مثل ترکهایی که توی آلمان زندگی می کنن و چهار تا کلمه آلمانی هم به زور حرف می زنن)، از همه مهمتر اینکه به دلیل خیل عظیم مهاجرین که بسیاریشون ممکنه غیر قانونی اومده باشن و یا در شرایط کاری سخت زندگی می کنن و به قولی سگ دو می زنن تا لقمه نونی بهشون برسه، باعث شده که کیفیت زندگی در آمریکا بیاد پایین.
اینکه در آمریکا بسیاری پولدار باشن و یا سرزمین رسیدن به رویاهاست بحثی جداست اما باید بدونیم که اکثریت آدمها در دنیای واقعی در یک سطح معمول و نرمال زندگی می کنن و نیاز به تفریحات سالم، امنیت اجتماعی و رفاه نسبی دارن. خیابانگردها، بالا بودن میزان جرم و جنایت در آمریکا با اون همه سیستمهای پیچیده پلیسی و حداکثر استفاده از تکنولوژی، افزایش بیماری های روانی و استرس، شیوع بیماری های ناشی از فعالیت اندک و ورزش نکردن، عدم توجه به محیط زیست و گند زدن به منابع زمین نه تنها فقط در خود آمریکا و بلکه در سایر کشورها به خصوص با استثمار کشورهای فقیر و بسیاری عوامل دیگه باعث میشه که رسیدن جمعیت آمریکا به سیصد میلیون بر خلاف دو رشد قبلیش جایی برای تشویق و خوشحالی نداشته باشه.
آمریکا تجربه ایست که بشریت در سیصد سال اخیر داشته. مهاجرها، ثروت اندوزی و بسیاری سیستم های پول در آور، مصرف گرایی و غیرو که در اکثریت موارد در منتها الیه خودشون قرار دارن و همین باعث میشه بهش بنازن. اما متاسفانه بوهای گند هم ازش بلند میشه. چیزهایی که قبلا وجود داشته و الانه دیگه شاید در موارد محدودی بشه بهش رسید و بعضی اصول که از بن بست دارای مشکل هستند و قدرت رو رد دست کسانی قراره می ده که دارای پول هستند و دیگر هیچ. از دیدگاه من اگر روال دولت مردی و زندگی به همین طریق پیش بره و با سیل عظیمی از مهاجر تبارهایی رو به رو باشیم که نه سواد چندانی داشته باشند نه امکان صحبت با دیگران و از همه بدتر عدم هماهنگی با ارزشهای جامعه، با جامعه ای از انسانها مواجه خواهیم بود که در یک جنگل زندگی می کنن. آمریکا شاید دارای بسیاری مزایای دهان پر کن باشه، اما خودش رو در موقعیتی بر روی لبه تاریکی قرار داده. امیدوارم روزگاری این تجربه به عنوان تجربه ای تلخ در کتابهای تاریخ آیندگان نخوانند.
Comments
This is potentially racist. There is no such thing as @paiin umadane sathe zendegi' this is all your speculation. Even if there is it is not due to what you think. This is a typical racist argument. Please dont fall for it and read more.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
maybe that's why i wrote a post about it to learn more :)
Posted by: majid | October 17, 2006 02:50 PM