« مردها و پشه ها | Main | پلی از خواب به واقعیت »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

آدمهای بدحساب

مادرم همیشه برای من یک نمونه رفتار حضرت علی(ع) در عدالت بده بستانی مالی بوده است. او بسیار دقیق و با حساب و کتاب است. یادم می آید تا همین چند سال پیش که بعضا سکه های 5 قرانی و یک و دو تومانی در بازار پیدا میشد هیچ وقت حساب همسایه ها را گرد نمی کرد و کاملا آن را می نوشت. مثلا حساب آب آپارتمان(چون فقط یک قبض برای کل ساختمان بود) تقسیم بر تعداد همسایه ها و می شد نفری نهصد و بیست تومان و پنج زار. حالا هرچی به مادر می گفتیم که بی خیال این پنج قران شود او هرگز زیر بار نمی رفت. حتی در قبال همسایه هایی که او را با رفتار و کارهاشان آزار می دادند.

بعدها که سکه پنج تومانی هم در بازار به دیار حق شتافت، مادر درباره 5 قرانی ها کمتر سخت گیری می کرد و اصولا هم همسایه ها پول خرد را از مادر طلب نمی کردند. حساب کنید در جامعه ای که بقالی ها با کمال پر رویی بیست تومان شما را پس نمی دهند و بی خودی حواله بزن به حساب می کنند، مادر در تکاپو بود که دو تومان و پنج قران باقی مانده همسایه ای را هم بدهد. این بود که من مقتدای مادر در حساب و کتاب شدم.

پدر از سویی دیگر، با اینکه یک بازرگان بود، تنها لغتی که در سلولهای خاکتسری مغزش جا خوش نکرده بود حساب و کتاب بود. او بینهایت سخاوتمند به مانند بسیاری از آبادانی ها و دست و دلباز بود و بی وقفه به دیگران کمک می کرد آنقدر که گاهی پول یک بلیط اتوبوس در جیب نداشت که به خانه بازگردد. شاید همین بذل و بخشش های بی مرز و کتاب و مگسان دور شیرینی باعث شد که به خاک سیاه بنشیند و هرکه دورش بود به پولی رسید و خانه ای بهم زد و دبدبه و کب کبه ای راه انداخت و خانواده پدر ما ماند و حوض بی آبش.

خوشبختانه، من در این میان به مانند بسیاری دیگر از صفاتم، بهترین های پدر و مادرم را گرفته ام. حساب و کتاب دقیق را از مادر(البته نه در حد علی وارش!) و سخاوتمندی در مقابل بعضی قشر جامعه مانند فقرا، کمکهای خیریه و دستگیری از دوست در وقت نیاز را از پدر

من به شخصه از آدمهای بد حساب بیزارم. آدمهایی که پولی را از تو می گیرند و هرگز پس نمی دهند. آدمهایی که در هنگام نیاز به پایت هم حاضرند بیفتند ولی همچنان که خرشان از پل گذشت و پول را گرفتند می روند حاجی حاجی مکه. من هیچ وقت نفهمیدم وقتی که کسی نیاز مالیش برآورده شد و می تواند آن پول را باز برگرداند چطور هر روز صبح می تواند در آینه خودش را نگاه کند و بدون فکر اینکه یک بار سنگین بر دوشش افتاده ، راست راست در خیابان راه برود.

دوستان من، اگر از کسی پولی قرض گرفته اید، هرچند کوچک بروید و با احترام به او بازگردانید. چقدر بد است وقتی با دوستی جایی بروید و او پول کم داشته باشد و تو به عنوان قرض به او داده ای( اگر از سر دوستی و رفاقت و لطف باشد آن فرقش از آسمان تا زمین است) و او هرگز به روی خود نیاورد. چقدر بد است وقتی کسی به تو بگوید امروز که به من پول دادی، فردا یا پس فردا همین مبلغ را به تو نقدا می دهم و یا می ریزم به حساب بانکیت و این کار هیچ وقت اتفاق نمی افتد.

بدترین حالت ممکنه که بسیار هم اتفاق می افتاد، دبه در آوردن شخص قرض گیرنده است که واقعا گاهی بی شرمی به تمام معناست. قرض دادن و به کسی کمک کردن یک صفت پسندیده است و باید در جوابش به پسندیده ترین حالت ممکنه رفتار کرد نه اینکه تازه از زیرش شانه خالی کرد. در هر صورت بنشینید با خود فکر کنید و اگر به کسی قرض دارید و باید آن را ادا کنید ولو در حد یک اسکناس کم ارزش، آن را انجام دهید. آدمهای بدحساب از همه جهات در ذهن طرف مقابل، بی اهمیت می شوند و جایگاهشان را از دست می دهند. پس بشتابید و دین خود را ادا کنید و اگر هم دیر شده از طرفتان معذرت هم بخواهید. دنیا با نیکی ها بهتر می شود.

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.cyberpejman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/226

Comments

جریان (ع) چیه؟ شستشوی کامل خلاصه؟

salam pejman aziz ba to movafegham.
rasti che tori mishe to ro online peida kard?

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ