انسان پر شتاب
به واقع تیتر این مطلب بایست میشد انسان پر شتاب یا وقتی ما از زمان بیشتر عجله داریم. از وقتی که سر و کله کامپیوتر و اینترنت توی زندگی مردم پیدا شد و دنیای آی تی زندگی آدمها رو زیر و رو کرده چیزی حدود 10 سال بیشتر نمی گذره. به واقع این ده سال نفوذ کامپیوتر در خانه های مردم زیاد شد، اینترنت و وب سر و شکلی گرفت و الباقی.
همین طوریش زمان عین برق و باد می گذره. حداقل برای من که این طوره. من اصلا نمی فهمم چطوری زمان با سرعت سرسام آورش در حال حرکته اما انگار این وسط خود ما هم از زمان بیشتر عجله داریم. هنوز دو ماه کامل مونده به تعطیلات کریسمس، تبلیغات جور واجور توی روزنامه ها برای رزرو انواع مسافرتها و فعالیتهای کریسمس. ماشینها اگر تولیدی داشته باشن در فصل آخر سال رو با نام سال بعدی می زنن. مثلا تولیدی که در سپتامبر سال 2006 شده رو به نام ماشین 2007 می فروشن.
این قضیه در نرم افزارها و بازی های کامپیوتری هم داره بیشتر و بیشتر میشه. دقیقا فصل آخر هر سال نرم افزارهای به اسم سال بعد میاد. کمی بعد از نصف یه سال تقویم های سال بعد توی کتابفروشی ها بهت سلام می کنن و همین طور بگیر و برو بالا.
وقتی مقاله می خونم همش دلم غنج می ره که کی 2010 میرسه. کی سال 2015 میشه و یا چه زمانی 2025. انگار که دلم می خواد چرخ زمان رو بگیرم و بچرخونم تا زودی حرکت کنه. تکنولوژی و رویای آسوده و بهتر زندگی کردن باعث میشه که فراموش کنیم ما انسانها هنوز که هنوزه در محدوده جسم و زمان و مکان خودمون اسیریم. اگر حتی من بتونم چرخ زمان رو بچرخونم به سال 2050، اون وقت من سنی در حدود 71 دارم. این رو که نمی تونم دست کاریش بکنم؟ می تونم؟ شاید تکنولوژی ذهن من رو بیش از حد به آینده امیدوار کرده که بگم شاید بشه کاریش کرد. گاهی این کلاف بسیار برام وحشتناک میشه. حتی برای منی که عاشق این سرعت پیشرفت هستم. گاهی فکر می کنم این انقلاب ارتباطی و دنیای فن آوری مرحله گذاری داره که دقیقا من و توی نوعی توش هستیم و خیلی راحت داره فرسودمون می کنه. ما باید چیزهایی رو تست کنیم که آیندگان به راحت الحلقومی استفاده خواهند کرد. مثل گذشتگان ما با این تفاوت که ما سوار یک ماشین فراری هستیم و اونا سوار یک ژیان قراضه بوده اند. سرعت بسیار بالاست. کمربندهاتون رو ببندید. سفت سفت.
همین طوریش زمان عین برق و باد می گذره. حداقل برای من که این طوره. من اصلا نمی فهمم چطوری زمان با سرعت سرسام آورش در حال حرکته اما انگار این وسط خود ما هم از زمان بیشتر عجله داریم. هنوز دو ماه کامل مونده به تعطیلات کریسمس، تبلیغات جور واجور توی روزنامه ها برای رزرو انواع مسافرتها و فعالیتهای کریسمس. ماشینها اگر تولیدی داشته باشن در فصل آخر سال رو با نام سال بعدی می زنن. مثلا تولیدی که در سپتامبر سال 2006 شده رو به نام ماشین 2007 می فروشن.
این قضیه در نرم افزارها و بازی های کامپیوتری هم داره بیشتر و بیشتر میشه. دقیقا فصل آخر هر سال نرم افزارهای به اسم سال بعد میاد. کمی بعد از نصف یه سال تقویم های سال بعد توی کتابفروشی ها بهت سلام می کنن و همین طور بگیر و برو بالا.
وقتی مقاله می خونم همش دلم غنج می ره که کی 2010 میرسه. کی سال 2015 میشه و یا چه زمانی 2025. انگار که دلم می خواد چرخ زمان رو بگیرم و بچرخونم تا زودی حرکت کنه. تکنولوژی و رویای آسوده و بهتر زندگی کردن باعث میشه که فراموش کنیم ما انسانها هنوز که هنوزه در محدوده جسم و زمان و مکان خودمون اسیریم. اگر حتی من بتونم چرخ زمان رو بچرخونم به سال 2050، اون وقت من سنی در حدود 71 دارم. این رو که نمی تونم دست کاریش بکنم؟ می تونم؟ شاید تکنولوژی ذهن من رو بیش از حد به آینده امیدوار کرده که بگم شاید بشه کاریش کرد. گاهی این کلاف بسیار برام وحشتناک میشه. حتی برای منی که عاشق این سرعت پیشرفت هستم. گاهی فکر می کنم این انقلاب ارتباطی و دنیای فن آوری مرحله گذاری داره که دقیقا من و توی نوعی توش هستیم و خیلی راحت داره فرسودمون می کنه. ما باید چیزهایی رو تست کنیم که آیندگان به راحت الحلقومی استفاده خواهند کرد. مثل گذشتگان ما با این تفاوت که ما سوار یک ماشین فراری هستیم و اونا سوار یک ژیان قراضه بوده اند. سرعت بسیار بالاست. کمربندهاتون رو ببندید. سفت سفت.
Comments
گاهي وقتها که فرصهاي چند روزه مثلاً بين دو ترم پيش مي آد اونقدر ذوق زده مي شم که نمي دونم چيکار کنم از چي شروع کنم.. هميشه اونقدر از برنامه هامون عقبيم که حتي به خودمون اجازه فکر کردن به کمي تفريح و خوش گذروني نمي ديم.. گاهي مي گم اين تکنولوژي لعنتي بدجوري اسيرمون کرده اما بعد فکر مي کنم لذت همون چند روز رو فقط من مي فهمم که دو ماه منتظرش بودم!
Posted by: دريا | November 5, 2006 09:10 AM
سلام پزمان جان . من از خوانندگان قدییمی وبلاگت هستم. البته دیر به دیر می خوانم . پارسال بهت میل زدم راجع به تحصیل در سوئد و امسال در استکهلم هستم. در KTH . راهنمایی تو به من کمک کرد. برات آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم حضورا هم اگه مقدور شد ببینمت.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
سلام سعید جان، خوشحالم که اطلاعات من به دردت خورده و امیدوارم که موفق باشی. به امید دیدار
Posted by: saeed | November 5, 2006 06:53 PM