توهم های وبلاگ نویسی
هر از چندگاهی وقتی اتفاقی توی وبلاگستان می افته و این جزایر پراکنده وبلاگی به هم متصل می شن به خاطر اینکه توی یه چیز مشترکن(همگی از جنس بشر هستیم که مشغول نوشتنیم با یه سری خصوصیات مشترک)، بعد این واقعه و یا حتی در خلالش بحث هایی توی وبلاگستان میشه که من به شخصه چندین بار دیده ام و گاها هم تکراری هستند. من در مطالب گذشته ام و به صورت غیر متمرکز به این موضوعات پرداخته ام ولی این بار می خوام نظرم رو بگم تا بلکه یه مرجعی بشه برای آینده دوستانی که می خوان راجع به این طور مسائل نظر بدن یا گاها توهم می گیرتشون. از اون توهم هایی که خوراک فرهنگ ایرانی و ایرانی جماعته.
:: مافیای وبلاگی: این واژه از همان ابتدای وبلاگ نویسی در میون وبلاگرهای ایرانی پدیدار شد و در بسیاری مواقع پیاز داغش زیاد شد. هیچگاه به طور سازمان یافته مافیای وبلاگی وجود نداشته اما همون اوایل به دلیل اینکه هنوز فضای وبلاگها بسته بود، فرهنگ سازی کمی بود، مخاطب کم بود و کم تجربه به مانند خود وبلاگرها، و بسیاری موارد دیگه باعث شد که یه سری که با هم در دنیای مجازی و حقیقی دوست بودن و دست بر قضا وبلاگهاشون هم پر خواننده بود از همدیگه توی بحث ها دفاع کور کورانه کنن و به نحوی شخص مقابل رو ترور شخصیتی کنن. امروزه به دلیل گستردگی زبان فارسی و وبلاگهای فارسی در اینترنت و به دلیل خیل عظیم خوانندگان وبلاگی و پراکندگی که وجود داره حتی برای خوره وبلاگ و اینترنتی مثل من که اینترنت رو مثل اتاقم وجب به وجب می گردم و می خونم و دست از سر کچلش بر نمی دارم، بسیار بزرگ شده و به هیچ عنوان اگر عده ای هم بخوان با هم مافیایی تشکیل بدن عملا کاری از پیش نخواهند برد.
متاسفانه بسیار دیده میشه که وبلاگ نویسهای نوجوان و یا اونهایی که تازه وبلاگ زده اند، در سودای به دست آوردن خواننده بسیار و جلب توجه و بدون یادگیری آداب وبلاگ و فرهنگ وبلاگداری( باور کنید اینها اصطلاحات من درآوردی من نیستند بلکه کلی کتاب راجع بهش نوشته شده) انتظار دارن که همه دست به سینه و بله قربان گویان بهشون لینک بدن و اسم وبلاگشون رو به لیست لینکهاشون اضافه کنن و الی آخر. اون وقت اگر چند نفر این کار رو نکنن، این رو می چسبونن به مافیای وبلاگی و ال و بل.
:: حق آب و گل: بعضی از وبلاگ نویسها انگار فکر می کنن یه طورایی پدرسالار و یا رییس بزرگ قبیله هستند و می تونن فتوا صادر کنن. متاسفانه آدمهای ساده باور هم طبیعتا روی اینترنت پیدا میشن و سنگ این پدر سالارها رو به سینه می زنن، بدون اینکه اصلا متوجه ماهیت اینترنت و اساس وجود وبلاگ باشن. دوستان خوب من! هیچ کسی حق آب و گل در این فضا نداره اما این رو قاطی نکنید با احترام به یکدیگر. من یک وبلاگ نویس قدیمی هستم و برای دو دسته وبلاگر احترام قائلم. دسته اول وبلاگرهایی هستند که مثل خودم هسته اولیه وبلاگهای فارسی رو تشکیل داده اند و اکثرا دوستان نزدیک من هستند و دوم کسانی که دارای وبلاگهای پر محتوا هستند. حال اگر من در وبلاگم به کسی احترام بگذارم دلیل بر این نیست که حق آب و گل به او داده ام و نقش خدایی دارم و یا دارد!
:: چرا وبلاگ پر خواننده و یا کامنت ندارم: متاسفانه این فوبیای دلسرد کننده وبلاگرهای قدیمی و جدیده. من برای وبلاگ خودم مثال می زنم. هرچند که این وبلاگ فیلتر شده و بسیاری از خوانندگان من نمی تونن کامنت بگذارن اما مرور زمان به من تا این لحظه نشون داده که خوانندگان من اصولا اهل کامنت نیستند و بیشتر از طریق ایمیل با من در تماس هستند. ایمیل هایی که گاهی تعجب من رو از تاثیر وبلاگ بر دیگران به تحیر می ندازه. پس من هیچ گاه خودم رو سرزنش نمی کنم. وبلاگ کامپیوتری که دارای محتوای بسیار عالیست ولی براش کامنت نمی گذارن نباید دلسرد بشه. شاید انقدر محتوا خوبه که دیگه جایی برای کامنت نیست.
در جواب اینکه چرا خواننده ندارم باید بگم که وبلاگری مثل هر کار و فعالیت دیگری نیاز به تلاش مداوم و پیوستگی در کار داره. دوستان عزیز شما ماهنامه یا سالنامه درست نمی کنید. شما مسوول سریع ترین رسانه بشری هستید که تا به حال به وجود اومده. اینترنت و وبلاگ بسیار سریع هستند و برای اینکه همیشه بهترین باشید می بایست تلاش مداوم کنید. می دونید یک سایت چند ثانیه وقت داره که یک بازدید کننده رو در صفحه نگاه داره؟ فقط 8 ثانیه! بنابراین تصور نکنید که وقتی مطلبی به اندازه تومارهای قدما می نویسید خواننده رو بتونه به خودش جذب کنه. این رسانه قوانین مربوط به خودش رو داره.
انتظار نداشته باشید هفته ای یک بار آپدیت کنید و بازدید کننده بسیاری داشته باشید. انتظار نداشته باشید بدون رعایت اصول وبلاگی و تبلیغات و نوشتن مقالات مفید و یا تولید محتوا به ویزیتور چهار رقمی بر بخورید. شما می بایست علاوه بر صبر، آگاهی خودتون رو از راه های افزایش خواننده افزایش بدید. متاسفانه در یک جستجوی به فارسی می شود فهمید که چقدر مقالات اندک در این باره نوشته شده است.
در این میان بعضی ها می نالند که سایتهای زردی رو می شناسن که ویزیتورهای بالایی دارند. دوست وبلاگر عزیز، اگر شما نیازمند به خواننده سر سری و مطالب نوجوان پسند هستید خب به قولی راه باز و جاده دراز. شما هم یکی راه اندازی کن. اگر به دنبال مخاطب مختص به خود هستی، این فکر مسخره رو از ذهنت بنداز بیرون.
اگر می خواهید وبلاگی پر خواننده داشته باشید و وبلاگتان به قولی معروف بشه فعلا این موارد رو داشته باشید تا سر فرصت. مهم ترین مساله داشتن وبلاگی پر محتواست. مثالهاش هم در بین وبلاگها زیاد هستند که چطور با داشتن محتوای خوب سری بین سرها پیدا کردند. وبلاگتون رو زود به زود آپدیت کنید. از تکنولوژی روز استفاده کنید(مثلا حتما آر اس اس داشته باشید)، از اخبار و موضوعات وبلاگستان مطلع شوید(بهترین روش استفاده از سایت بالاترین هست). شمایل وبلاگتون و از همه مهمتر چیدن عناصر وبلاگی(مانند بلاگرول، پیوندها، سایتهای مورد علاقه، بنرها) در جای مناسبه و صد البته خوانایی فونت نوشتاری یادتون نره. بعلاوه صبر داشته باشید. فکر نکنید یه شبه می تونید ره صد ساله برید. با سایر وبلاگرها به مرور زمان ارتباط پیدا کنید. به دیگران لینک بدهید. درباره وبلاگهای دیگران بحث و گفتگو کنید. سعی کنید مقالات منحصر به فرد یا کاری منحصر به فرد انجام بدهید تا وبلاگرهای دیگر به شما لینک بدهند و در آخر اینکه انقدر به این دنیای مجازی گیر ندید. تجزیه تحلیل های بی خودی نکنید. روزی صدبار کانتر وبلاگتون رو چک نکنید! اینجا ما هر کدوم یه جزیزه ایم و هر کسی به راه و رسم خودش داره زندگی می کنه. همین هم زیبائی این رسانه ست.
:: مافیای وبلاگی: این واژه از همان ابتدای وبلاگ نویسی در میون وبلاگرهای ایرانی پدیدار شد و در بسیاری مواقع پیاز داغش زیاد شد. هیچگاه به طور سازمان یافته مافیای وبلاگی وجود نداشته اما همون اوایل به دلیل اینکه هنوز فضای وبلاگها بسته بود، فرهنگ سازی کمی بود، مخاطب کم بود و کم تجربه به مانند خود وبلاگرها، و بسیاری موارد دیگه باعث شد که یه سری که با هم در دنیای مجازی و حقیقی دوست بودن و دست بر قضا وبلاگهاشون هم پر خواننده بود از همدیگه توی بحث ها دفاع کور کورانه کنن و به نحوی شخص مقابل رو ترور شخصیتی کنن. امروزه به دلیل گستردگی زبان فارسی و وبلاگهای فارسی در اینترنت و به دلیل خیل عظیم خوانندگان وبلاگی و پراکندگی که وجود داره حتی برای خوره وبلاگ و اینترنتی مثل من که اینترنت رو مثل اتاقم وجب به وجب می گردم و می خونم و دست از سر کچلش بر نمی دارم، بسیار بزرگ شده و به هیچ عنوان اگر عده ای هم بخوان با هم مافیایی تشکیل بدن عملا کاری از پیش نخواهند برد.
متاسفانه بسیار دیده میشه که وبلاگ نویسهای نوجوان و یا اونهایی که تازه وبلاگ زده اند، در سودای به دست آوردن خواننده بسیار و جلب توجه و بدون یادگیری آداب وبلاگ و فرهنگ وبلاگداری( باور کنید اینها اصطلاحات من درآوردی من نیستند بلکه کلی کتاب راجع بهش نوشته شده) انتظار دارن که همه دست به سینه و بله قربان گویان بهشون لینک بدن و اسم وبلاگشون رو به لیست لینکهاشون اضافه کنن و الی آخر. اون وقت اگر چند نفر این کار رو نکنن، این رو می چسبونن به مافیای وبلاگی و ال و بل.
:: حق آب و گل: بعضی از وبلاگ نویسها انگار فکر می کنن یه طورایی پدرسالار و یا رییس بزرگ قبیله هستند و می تونن فتوا صادر کنن. متاسفانه آدمهای ساده باور هم طبیعتا روی اینترنت پیدا میشن و سنگ این پدر سالارها رو به سینه می زنن، بدون اینکه اصلا متوجه ماهیت اینترنت و اساس وجود وبلاگ باشن. دوستان خوب من! هیچ کسی حق آب و گل در این فضا نداره اما این رو قاطی نکنید با احترام به یکدیگر. من یک وبلاگ نویس قدیمی هستم و برای دو دسته وبلاگر احترام قائلم. دسته اول وبلاگرهایی هستند که مثل خودم هسته اولیه وبلاگهای فارسی رو تشکیل داده اند و اکثرا دوستان نزدیک من هستند و دوم کسانی که دارای وبلاگهای پر محتوا هستند. حال اگر من در وبلاگم به کسی احترام بگذارم دلیل بر این نیست که حق آب و گل به او داده ام و نقش خدایی دارم و یا دارد!
:: چرا وبلاگ پر خواننده و یا کامنت ندارم: متاسفانه این فوبیای دلسرد کننده وبلاگرهای قدیمی و جدیده. من برای وبلاگ خودم مثال می زنم. هرچند که این وبلاگ فیلتر شده و بسیاری از خوانندگان من نمی تونن کامنت بگذارن اما مرور زمان به من تا این لحظه نشون داده که خوانندگان من اصولا اهل کامنت نیستند و بیشتر از طریق ایمیل با من در تماس هستند. ایمیل هایی که گاهی تعجب من رو از تاثیر وبلاگ بر دیگران به تحیر می ندازه. پس من هیچ گاه خودم رو سرزنش نمی کنم. وبلاگ کامپیوتری که دارای محتوای بسیار عالیست ولی براش کامنت نمی گذارن نباید دلسرد بشه. شاید انقدر محتوا خوبه که دیگه جایی برای کامنت نیست.
در جواب اینکه چرا خواننده ندارم باید بگم که وبلاگری مثل هر کار و فعالیت دیگری نیاز به تلاش مداوم و پیوستگی در کار داره. دوستان عزیز شما ماهنامه یا سالنامه درست نمی کنید. شما مسوول سریع ترین رسانه بشری هستید که تا به حال به وجود اومده. اینترنت و وبلاگ بسیار سریع هستند و برای اینکه همیشه بهترین باشید می بایست تلاش مداوم کنید. می دونید یک سایت چند ثانیه وقت داره که یک بازدید کننده رو در صفحه نگاه داره؟ فقط 8 ثانیه! بنابراین تصور نکنید که وقتی مطلبی به اندازه تومارهای قدما می نویسید خواننده رو بتونه به خودش جذب کنه. این رسانه قوانین مربوط به خودش رو داره.
انتظار نداشته باشید هفته ای یک بار آپدیت کنید و بازدید کننده بسیاری داشته باشید. انتظار نداشته باشید بدون رعایت اصول وبلاگی و تبلیغات و نوشتن مقالات مفید و یا تولید محتوا به ویزیتور چهار رقمی بر بخورید. شما می بایست علاوه بر صبر، آگاهی خودتون رو از راه های افزایش خواننده افزایش بدید. متاسفانه در یک جستجوی به فارسی می شود فهمید که چقدر مقالات اندک در این باره نوشته شده است.
در این میان بعضی ها می نالند که سایتهای زردی رو می شناسن که ویزیتورهای بالایی دارند. دوست وبلاگر عزیز، اگر شما نیازمند به خواننده سر سری و مطالب نوجوان پسند هستید خب به قولی راه باز و جاده دراز. شما هم یکی راه اندازی کن. اگر به دنبال مخاطب مختص به خود هستی، این فکر مسخره رو از ذهنت بنداز بیرون.
اگر می خواهید وبلاگی پر خواننده داشته باشید و وبلاگتان به قولی معروف بشه فعلا این موارد رو داشته باشید تا سر فرصت. مهم ترین مساله داشتن وبلاگی پر محتواست. مثالهاش هم در بین وبلاگها زیاد هستند که چطور با داشتن محتوای خوب سری بین سرها پیدا کردند. وبلاگتون رو زود به زود آپدیت کنید. از تکنولوژی روز استفاده کنید(مثلا حتما آر اس اس داشته باشید)، از اخبار و موضوعات وبلاگستان مطلع شوید(بهترین روش استفاده از سایت بالاترین هست). شمایل وبلاگتون و از همه مهمتر چیدن عناصر وبلاگی(مانند بلاگرول، پیوندها، سایتهای مورد علاقه، بنرها) در جای مناسبه و صد البته خوانایی فونت نوشتاری یادتون نره. بعلاوه صبر داشته باشید. فکر نکنید یه شبه می تونید ره صد ساله برید. با سایر وبلاگرها به مرور زمان ارتباط پیدا کنید. به دیگران لینک بدهید. درباره وبلاگهای دیگران بحث و گفتگو کنید. سعی کنید مقالات منحصر به فرد یا کاری منحصر به فرد انجام بدهید تا وبلاگرهای دیگر به شما لینک بدهند و در آخر اینکه انقدر به این دنیای مجازی گیر ندید. تجزیه تحلیل های بی خودی نکنید. روزی صدبار کانتر وبلاگتون رو چک نکنید! اینجا ما هر کدوم یه جزیزه ایم و هر کسی به راه و رسم خودش داره زندگی می کنه. همین هم زیبائی این رسانه ست.
Comments
ممنون به خاطر این مطلب. واقعاً مفید بود. خسته نباشی.
Posted by: Jumper | December 25, 2006 09:20 AM
مطلبت بسیار متین بود. من همیشه وبلاگت را میخونم اما معمولا کامنت نمیذارم حتی ایمیل هم نمیدم . اما میخونم و لذت میبرم
Posted by: m | December 25, 2006 11:07 AM
man ke yeki khannadehay paro pa ghors blog to hastam, nemitonam begam che hessi bem mide vaghti matnhay toro mikhanma, man ziad ahle khondan weblog nistam, vali inja ra kheili dost daram. elahi kheir az javonit bebari maaadar, hamishe benevis ;)
++++++++++++++++++++++++++++++++++++
aragh dar haale chekidan :D
Posted by: shamssi | December 25, 2006 02:21 PM
خوب من که تا به حال به این مافیا بر نخوردم.. راستش هیچ وقت هم از کسی نخواستم لینکم رو بذاره. فقط می نویسم برای دل خودم...
Posted by: دریا | December 25, 2006 06:51 PM