از اعدام صدام تا دموکراسی وارداتی
صبح که بیدار شدم و تصاویر مربوط به اعدام صدام رو دیدم اشکی توی چشمانم حلقه زد مثل همون موقع که آمریکایی ریختن توی بغداد و مجمسه صدام رو سرنگون کردن و من دانشگاه نرفتم و نشستم لحظه به لحظه تصاویر رو از شبکه های خبری دنبال کردم و اشکی که توی چشم بود و بغضی در گلو.
صدام این حیوان وحشی دوپا اعدام شد. او در حالی اعدام شد که وحشت زده و گیج به نظر می رسید. عین اسکولها، در دادگاه هم که با اون فضاحت براش حکم رو خوندن. دیکتاتوری که با جان و مال و ناموس ملت ایران بازی کرد. دیکتاتوری که همین آمریکایی ها و اروپایی های مدافع حقوق بشر، بهش کمک کردن تا به ایران حمله کنه و جنگ تحمیلی رو برای این مردم تازه نفس کشیده از یک انقلاب به ارمغان بیاره. دیکتاتوری که سالهای سال پس از مرگ نکبت بارش اثراتش رو خواهیم دید. نسلهای نسل.
هنوز مدت زیادی از اعدام این خوک صفت نگذشته که توی وبلاگهای فارسی بهش پرداخته شده. عده ای میگن صدام نباید به این زودی ها اعدام می شد تا پرده از جنایاتش برداشته میشد. گویی این وبلاگرهای عزیز، نگاهی به تاریخ اخیر دنیا ننداختن. دوست خوب من، بسیاری از جنایات صدام با پشتیبانی غرب انجام شده نکنه فکر کردی که کشورهای استعمارگر غربی میان و گندکاریهاشون رو برای دنیا رو می کنن؟ فکر کردی مثلا میگذران صدام بیاد از خودش دفاع کنه و بگه این آلمانی ها و اروپایی ها بودند که بمب شیمیایی دادن تا روی سر جوان غیور ایرانی خالی کنم و این همه رنج و بدبختی رو براشون به ارمغان بیارم؟ یا مثلا وزیر دفاع پیشین آمریکا بیاد بگه که چقدر صمیمانه با صدام دست مودت می داده. حالا کاری به پشتیبانی اعراب از صدام ندارم که خود سر درازی داره. بله شاید اگر صدام زنده می بود راجع به جنایات داخلی خودش یه چیزایی می گفت ولی راجع به مسائل بین المللی هرگز بهش چنین اجازه ای رو نمی دادن.
همون بهتر که این خوک صفت اعدام شد و متاسفانه هنوز نتونستم فیلم لحظه اعدامش رو ببینم. امیدوارم بالاخره پخش بشه تا بتونم با همین چشمام جون دادنش رو اون بالا ببینم. این حداقل چیزیه که برای من به عنوان یه بچه ای که آواره دهات و شهرهای ایران شد به همراه خانواده اش چون که زادگاهش توسط آشغالی مثل او بمباران شد و صدای موشک و چشمهای مادران شهید و پلاکهای بدون جسد جوانان این مرز و بوم شد براش خاطرات دوران کودکیش. کودکی که به آتش جنگ سوخت و خاکستر شد.
صدام رفت و حالا موندن مردمی که سر در گم و در فلاکت هستند. جنگهای قومی و مذهبی که توی عراق راه افتاده و می تونه به تجزیه عراق منجر بشه که عملا برای مردم عراق بسیار بدخواهد بود. تجربه صدام به کشور همسایه اش ایران نشون میده که درسته دیکتاتوری نمی مونه ولی بعدش چی؟ مگر مردم ایران انقلاب نکردن ولی بعدش چی شد؟ مفاهیمی مثل دموکراسی و مذهب با هم روی یه صندلی عمرا بشینن. حکومت باید حکومت داریش رو کنه و مذهب باید در نهان خانه دل آدما باشه و بس و در ضمن تا زمانی که ملت یک جا وابستگی به یک خاک نداشت باشن هیچ وقت نمیشه تحت یه پرچم نگهشون داشت و آخر هم بادشون در میره. صدام درسته تونست یکپارچگی عراق رو با قلدری نگه داره ولی بعد از صدام چی؟ به نظر من راه رسیدن عراق به دموکراسی خیلی خیلی طولانیه چرا که مردمش اصلا به این مقوله فکر نمی کنن. ولی لااقل ما ایرانی ها می تونیم ازش درس بگیریم و بیهوده تجربه اونها رو تکرار نکنیم. به امید ایرانی آباد با همه قومیت های زیباش، همه در کنار هم.
صدام این حیوان وحشی دوپا اعدام شد. او در حالی اعدام شد که وحشت زده و گیج به نظر می رسید. عین اسکولها، در دادگاه هم که با اون فضاحت براش حکم رو خوندن. دیکتاتوری که با جان و مال و ناموس ملت ایران بازی کرد. دیکتاتوری که همین آمریکایی ها و اروپایی های مدافع حقوق بشر، بهش کمک کردن تا به ایران حمله کنه و جنگ تحمیلی رو برای این مردم تازه نفس کشیده از یک انقلاب به ارمغان بیاره. دیکتاتوری که سالهای سال پس از مرگ نکبت بارش اثراتش رو خواهیم دید. نسلهای نسل.
هنوز مدت زیادی از اعدام این خوک صفت نگذشته که توی وبلاگهای فارسی بهش پرداخته شده. عده ای میگن صدام نباید به این زودی ها اعدام می شد تا پرده از جنایاتش برداشته میشد. گویی این وبلاگرهای عزیز، نگاهی به تاریخ اخیر دنیا ننداختن. دوست خوب من، بسیاری از جنایات صدام با پشتیبانی غرب انجام شده نکنه فکر کردی که کشورهای استعمارگر غربی میان و گندکاریهاشون رو برای دنیا رو می کنن؟ فکر کردی مثلا میگذران صدام بیاد از خودش دفاع کنه و بگه این آلمانی ها و اروپایی ها بودند که بمب شیمیایی دادن تا روی سر جوان غیور ایرانی خالی کنم و این همه رنج و بدبختی رو براشون به ارمغان بیارم؟ یا مثلا وزیر دفاع پیشین آمریکا بیاد بگه که چقدر صمیمانه با صدام دست مودت می داده. حالا کاری به پشتیبانی اعراب از صدام ندارم که خود سر درازی داره. بله شاید اگر صدام زنده می بود راجع به جنایات داخلی خودش یه چیزایی می گفت ولی راجع به مسائل بین المللی هرگز بهش چنین اجازه ای رو نمی دادن.
همون بهتر که این خوک صفت اعدام شد و متاسفانه هنوز نتونستم فیلم لحظه اعدامش رو ببینم. امیدوارم بالاخره پخش بشه تا بتونم با همین چشمام جون دادنش رو اون بالا ببینم. این حداقل چیزیه که برای من به عنوان یه بچه ای که آواره دهات و شهرهای ایران شد به همراه خانواده اش چون که زادگاهش توسط آشغالی مثل او بمباران شد و صدای موشک و چشمهای مادران شهید و پلاکهای بدون جسد جوانان این مرز و بوم شد براش خاطرات دوران کودکیش. کودکی که به آتش جنگ سوخت و خاکستر شد.
صدام رفت و حالا موندن مردمی که سر در گم و در فلاکت هستند. جنگهای قومی و مذهبی که توی عراق راه افتاده و می تونه به تجزیه عراق منجر بشه که عملا برای مردم عراق بسیار بدخواهد بود. تجربه صدام به کشور همسایه اش ایران نشون میده که درسته دیکتاتوری نمی مونه ولی بعدش چی؟ مگر مردم ایران انقلاب نکردن ولی بعدش چی شد؟ مفاهیمی مثل دموکراسی و مذهب با هم روی یه صندلی عمرا بشینن. حکومت باید حکومت داریش رو کنه و مذهب باید در نهان خانه دل آدما باشه و بس و در ضمن تا زمانی که ملت یک جا وابستگی به یک خاک نداشت باشن هیچ وقت نمیشه تحت یه پرچم نگهشون داشت و آخر هم بادشون در میره. صدام درسته تونست یکپارچگی عراق رو با قلدری نگه داره ولی بعد از صدام چی؟ به نظر من راه رسیدن عراق به دموکراسی خیلی خیلی طولانیه چرا که مردمش اصلا به این مقوله فکر نمی کنن. ولی لااقل ما ایرانی ها می تونیم ازش درس بگیریم و بیهوده تجربه اونها رو تکرار نکنیم. به امید ایرانی آباد با همه قومیت های زیباش، همه در کنار هم.
Comments
وقتی اعدام صدام رو دیدیم ته دلم گفتم این لحظه لحظه ای هست که خیلی از ایرانیها سالهاست منتظرش بودن . اگرچه این اولین و احتمالا آخرین اعدامی هست که تو عمرم دیدیم اما انصافا همش حس تلخ نبود . قاطیش حس تشکر از خدا هم بود که گذاشت خیلی از قربانی های این خوک ضد ایرانی به چشم خودشون ذلتش رو ببینن.
اگرچه فیلم اعدام صدام هم به سفارش همین اعراب مفت خور حاشیه خلیج فارس پخش شده اما چون دیدم تو هم دلت پره و دوست داری مرگ این زالو رو ببینی گفتم ایمیل بدم خواستی برات فیلم کامل رو بفرستم . در آخر هم برا اینکه دلت خنک تر بشی بهت میگم که اگر فیلم رو خوب ببینی , می بینی که گره دار سمت راست گردن صدامه و نه پشت گردن . این روشی هست که باعث خرد شدن گردن میشه و صدام اعدامی ها رو اینطوری اعدام میکرد و میگن خیلی هم دردناکه . حالا ایندفه نوبت خودش بود .
Posted by: حامد | January 13, 2007 02:09 AM