« دریچه ای برای آغازی دیگر | Main | معتادان قبرستان نشین »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

نوکرهای تا کمر خم شده

داشتم این ویدئو رو توی یوتوب می دیدم. مستندی از زندگی شاه در سال 1978 هست. قسمتهای جالبی داره. از زندگی روزانه اش گرفته تا تولد رضا پهلوی نوجوان که همین دیروز در صدای آمریکا حضور داشت و حالا نشیبی سفید کرده و یا دید و بازدیدهای شاه فقید یا به زعم بعضی شاه مزدور از شهرستانها و مراسم تشریفات و غیرو. چند تا چیز توی این ویدئوها نظرم رو جلب کرد.

اول اینکه نوکرهای شاه و اطرافیانش تا کمر جلوش دولا می شن و دستش رو می بوسن. شاه هم از خدا خواسته. این صحنه ها حالم رو بهم زد. تصور اینکه یه آدم جلوی دیگری تا کمر دولا بشه و به ظاهر یا باطن فرقی نمی کنه بخواد ادای احترام بگذاره اصلا برام قابل قبول نیست. تا بوده همین بوده. یکی اون بالاست و بقیه هم اوامر رو اجرا می کنن. یه مشت عروسک خیمه شب بازی حال بهم زن.

یه قسمتیش هست که فرح داره از جایی دیدن می کنه و زنها از پشت میله می ریزن که بغلش کنن و دستی بهش بکشن و بوسش کنن و نامه بهش بدن. مردم بدبختی که معلوم نیست هر کدوم چه مصیبتی دارن و دست آخر به ملکه توکل کردن و نامه نوشتن که کارشون راه بیفته. تاریخ تکرار می شه نه؟

اگر شاه انقدر مستبد نبود و توی رویا فکر نمی کرد و کمی هم به حرف اطرافیانی که سرشون به تنشون می ارزید گوش می کرد و از همه مهم تر مثل موش تو سوراخ نمی رفت و از مملکت فلنگ رو نمی بست الان این وضعیت فلاکت بار هزاران هزار ایرانی خارج از کشور و داخل ایران نبود. این روزا دلم خونه. دلم خونه از این ملیت بی ارزشه به فاک فنا رفته که به لعنت خدا هم نمی ارزه و جلوی پیشرفتم رو گرفته. نسل لجن مالی هستیم که تا ابد بوی گندش گریبانگیرمونه بی آنکه تقصیری داشته باشیم. این بزرگترهای ما بودند که آرمانگرایی و رفاه چشماشون رو کور کرد. مملکتی داریم به قرآن.بیشتر ننویسم بهتره.

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.cyberpejman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/253

Comments

سلام پژمان جان
با آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه خوانندگان وبلاگ و شما .
با همه جملاتت هم نظرم جز در مورد فرار شاه .در اون موقعیت اگر شاه نمیرفت باید جلوی مردم می ایستاد و دستش به خون ملت آغشته میشد . کاری که صدام کرد و کاری که آخوندا از انجامش ترسی ندارند ! با همه انتقاد هایی که به شاه وارد هست خصوصا بخاطر استبدادش ولی رفتنش از ایران قابل تحصین هست . البته تو عرصه سیاست نظرها خیلی متفاوت ولی داستان شاه جز تاریخ هست و خوب هر کس که نقطه نظر خودش رو بگه میتونه از این جهت که باعث به چالش کشیدن ذهن مخاطب ها میشه مفید باشه .
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
درود
با احترام به عقیده ات باید بگویم به هیچ عنوان با نظرت موافق نیستم و حرفی که می زنی تنها در حد حرفه و بس. شاه مستبد بود و حرف دیگران رو گوش نمی کرد. این رو در چند سال آخر حکومتش به طور وضوح می شه دید که چطور می خواست یگانه مرد ایران زمین باشه و هرکی آب می خوره باید از زیر نظر او می گذشت، البته اینها هم دلیل داره که چرا این طوری شد ولی این بزرگترین اشتباه شاه بود برای اینکه مردم هر اتفاقی که براشون می افتاد فکر می کردند دست نامرئی شاه تو کاره و یه فحشی بهش می دادن!

شاه در دوران بحران، کابینه بختیار رو داشت ولی باز خودکامگیش کار دستش داد. دوست عزیز هیچ کسی فکر نمی کرد که به این سادگی انقلابی در مملکت ما بشه.شما فکر می کنی جدا ما خیلی خون دادیم تا انقلاب بشه؟ جوابش قطعا خیر هست. در پستی راجع به پشتیانی های نظراتم خواهم نوشت اما بدون که شاه به این مردم، سالهای سال خیانت کرد و آخرش هم در غربت با اون وضعیت جان داد.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ