سیرک نیروی انتظامی
چند سالی هست که به طور رسمی با آغاز فصل گرما، تمام هم و غم مسوولان کشوری و لشکری و نیروی انتظامی میشه لچک سر زنان و پاچه های شلوار و لباسهای چسبون ایرانیان. تو گویی انگار هیچ معضل دیگری در کشور وجود نداره جز همین یه دونه. در بلوچستان همه در رفاه هستند و پیر زن عرب خوزستانی از آب گل آلود نمی خوره. هیچ نویسنده ای در زندان نیست و هیچ صدایی خاموش نمیشه و همه چیز مطابق حقوق بشر پیش میره و همه جوانان دسترسی کامل به آخرین فناوری روز و شرایط یکسان برای تحصیل رو دارا هستن.
نیروی انتظامی که می بایست مسوول نظم و آرامش باشه خودش میشه عامل بی نظمی و بی احترامی. عکسهای متعدد مبارزه با بد حجابی امسال رو دیدم. اولا که خیلی ها اصلا بد حجاب نبودن بعدشم اینکه انگار شرم ندارن که ببینن خانومی که جلوشون ایستاده همسن مادرشه! تا صد سال پیش اجنبی خشتکمون رو پرچم می کرد و منابع سرزمین و شرف و نامسمون رو به باد می داد حالا یه صد ساله که خودمون داریم دهن خودمون رو سرویس می کنیم.
ایرانی بر علیه ایرانی. دست در دست هم دهیم میهن خود کنیم آشغال دونی. سطح زندگی واقعا توی ایران اومده پایین. مردم رو کوتوله بار آوردن. انگار که مردم جزیی از زندگیشون شده که مثلا بیان ماهواره هاشون رو بشکنن و تعهد بدن و دوباره یکی دیگه بخرن. انگار پسرها و دخترها عادت کردن که جلوی مامور گوشواره شون رو در بیارن و یا لچک رو بده جلو و بعدش دوباره همون بساط. انقدر ازمون گرفتن که شدیم یه مشت کوتوله در خواسته های ابتداییمون.
نسخه نمی پیچم و انقدر با خودم کلنجار رفتم تا این مطلب رو بنویسم. من در روز ساعت های متمادی مشغول خوندن و غرق شدن در دنیای آی تی هستم. مرد علمم تا مرد سیاست و جامعه شناس اما در حد یک هموطن ایرانی این چیزا جدا ناراحتم می کنه. تا کی می خوایم خودمون پدر خودمون رو در بیاریم. یه پرسشی که در ذهنم موج می زنه اینه: آیندگان درباره ما چه قضاوت خواهند کرد. واقعا نمیگن چقدر پست و فرومایه بودیم که به این همه پستی تن دادیم؟ الان قرن وسطی نیست که هیچی ثبت نشه. الان دنیای اینترنت و فیلم و عکس هست و همه چیز در حال ثبت شدنه. ما ایرانی ها مردمان بسیار غریبی هستیم. در عجبم .
نیروی انتظامی که می بایست مسوول نظم و آرامش باشه خودش میشه عامل بی نظمی و بی احترامی. عکسهای متعدد مبارزه با بد حجابی امسال رو دیدم. اولا که خیلی ها اصلا بد حجاب نبودن بعدشم اینکه انگار شرم ندارن که ببینن خانومی که جلوشون ایستاده همسن مادرشه! تا صد سال پیش اجنبی خشتکمون رو پرچم می کرد و منابع سرزمین و شرف و نامسمون رو به باد می داد حالا یه صد ساله که خودمون داریم دهن خودمون رو سرویس می کنیم.
ایرانی بر علیه ایرانی. دست در دست هم دهیم میهن خود کنیم آشغال دونی. سطح زندگی واقعا توی ایران اومده پایین. مردم رو کوتوله بار آوردن. انگار که مردم جزیی از زندگیشون شده که مثلا بیان ماهواره هاشون رو بشکنن و تعهد بدن و دوباره یکی دیگه بخرن. انگار پسرها و دخترها عادت کردن که جلوی مامور گوشواره شون رو در بیارن و یا لچک رو بده جلو و بعدش دوباره همون بساط. انقدر ازمون گرفتن که شدیم یه مشت کوتوله در خواسته های ابتداییمون.
نسخه نمی پیچم و انقدر با خودم کلنجار رفتم تا این مطلب رو بنویسم. من در روز ساعت های متمادی مشغول خوندن و غرق شدن در دنیای آی تی هستم. مرد علمم تا مرد سیاست و جامعه شناس اما در حد یک هموطن ایرانی این چیزا جدا ناراحتم می کنه. تا کی می خوایم خودمون پدر خودمون رو در بیاریم. یه پرسشی که در ذهنم موج می زنه اینه: آیندگان درباره ما چه قضاوت خواهند کرد. واقعا نمیگن چقدر پست و فرومایه بودیم که به این همه پستی تن دادیم؟ الان قرن وسطی نیست که هیچی ثبت نشه. الان دنیای اینترنت و فیلم و عکس هست و همه چیز در حال ثبت شدنه. ما ایرانی ها مردمان بسیار غریبی هستیم. در عجبم .
Comments
اگر اینهایی که امروز به جوانها در خیابانها گیر می دهند واقعا نگران به فساد کشیده شدن جوانها بودند اول از همه خدمت سربازی را حذف می کردند تا حداقل 2 سال ازدواج جوانها جلو بیفتد.
Posted by: Anonymous | May 2, 2007 03:48 PM