« سیرک نیروی انتظامی | Main | نرد »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

28 ساله شدم؛ نیمچه بزرگ شدم

کوچک تر که بودم هیچگاه تصور این سنها رو هم نمی کردم. هنوزم باورم نمیشه. شوخی شوخی دارم می رم قاطی بزرگا. این سن برای من یادآور دو چیز است: اول اینکه پدرم در این سن ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد چیزی که من فرسنگها باهاش فاصله دارم و دوم این سن برای من یادآور جوانانی ست که من از کودکی در ذهن دارم.

یک بار بسیار قبلتر در وبلاگم داستان محله کودکی ام رو نوشته بودم. قیطریه. بهار شمالی و کوچه حبیب اللهی. محله ای که آدماش همدیگه رو می شناختن و سلام و علیک داشتن. من و بچه های دیگه، دم تخته بسکتبال جمع می شدیم و نوجوونها و جوونهای اون موقع بازی می کردن و من با اشتیاق بازیشون رو می دیدم. هر کدومشون تیپ خودش رو داشت. عاشق اون فضا بودم. دوست داشتم روزی من هم مثل اونا بشم.

حالا با لیوان چایی پشت پنجره به این هوای بارانی نگاه می کنم و میگم پس کو اون پسر کوچک و حساس. حالا حدود 20 سال می گذره. دم صبح یار زنگ زد و تبریک گفت و بهم گفت که بزرگ شدم. چه واژه تلخی بود برام. امسال دو چیز ذهنم رو به شدت مشغول خواهد کرد یکی استقلال کاری و مالی و به سوی آینده گام نهادن و دیگری ارتباط عاطفی و روابطم با یار. شاید بشه تا حدی مساله اول رو تحت کنترل بگیرم اما دومیش رو واقعا عاجزم. این متن کمی نوستالژیک شد. امیدوارم اطرافیانم از تولد چنین آدمی خوشنود باشن.

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.cyberpejman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/282

Comments

پژمان عزیز تولد ۲۸ سالگیت مبارک باشه. بزرگ شدن اتفاق تلخی نیست اگر که بدونیم دستمون برای رسیدن به هدف ها و آرزوها بازتر میشه. بزرگ شدن اتفاق خوبیه چرا که آدمها رو قوی می‌کنه. امیدوارم در هدف اولت حسابی موفق باشی و در هدف دومت خدا به داد :))

می گم اون ها که تو کوچه بازی می کنن جوون بیست و هشت ساله نیستن بلکه سن شون کمتره. جوون بیست و هشت ساله دنبال امرار معاش و تشکیل خانواده است ؛). خودت می دونی که تو این دوره زمونه دیگه به راحتی گفتن این که "فرسنگ ها با تشکیل خانواده فاصله داری" گربه رو دم حجله نمی شه کشت. خلاصه که تولدت رو بهت تبریک می گم. امیدوارم سال آینده سال خیلی خوبی برات باشه و بتونی خواسته هات رو برآورده کنی.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
آتش حرفت تا حدی درسته ولی من خوب یادمه که سنهای این چنینی هم بینشون بودن که میومدن و بازی می کردن. اونجا شمال شهر بود و مردم متمول بودن و سطح زندگی فرق می کرد. اکثرا خارج از کشور برو بودن اون زمان و طبیعتا پسرها دست بازتر و آزادی بیشتری داشتن برای اینکه مثلا دیرتر ازدواج کنن. اما خب به طور کلی حرفت درسته اما نمی دونم چرا برای من این جوری تداعی میشه.

در مورد قضیه گربه و حجله باور کن ازدواج فقط امضا کردن یه برگه و راحتی یکی از طرفین نیست. ازدواج یعنی باهم بودن و برای هم بودن اگر قضیه بلنگه یه جایی، اون وقت آدم می افته توی یه زندون. نمی دونم شاید من زیادی عجیب غریبم. باید خودم رو کشف کنم!

آقا خیلی تبریک میگم
انشااالله عروسیت :)

زمانی 19سالگی برام اوج بزرگی بود.26ساله شدم ولی اتفاقی نیوفتاد.تولدت میبارک

آقا، تبریک:) نیمچه چیه؟ خیلی بزرگ و آقا شدی:)
البته ایشالله همه‌مون یه جورایی بچه بمونیم. اونجوری دنیا قشنگ‌تره.

جدی نگیر حاجی جون. این فقط یه شوخی بود که خواستم گیر بدم و بگم که نکنه این حرف ها رو می زنی تا گربه رو دم حجله بکشی :-) من کی باشم که دیگران رو به ازدواج ارشاد کنم. ها ها ها

سلام عمو پژمان
خواننده قديمي وبلاگتم از وقتي ايران بودي و تابو ميشكستي
تولدت مبارك. احساسات و افكارت و قلم روانت هميشه برام قابل احترام بوده و هست.
ميخواستم درمورد مطلب قبليت بگم
امروز سومين روز اجراي طرح بود، با چشماي خودم ديدم كه يه خانم سن دار كه لباسش واقعا عادي بود، يه اعتراضكي كرد به رفتارهاي اين پليسهاي زن
اگر بدوني به چي منتهي شد!! دو تا زن چادري گنده گرفتن اون خانومو كشون كشون بردن تو ماشين انداختن
خيلي احساس بي پناهي مي كنم، احساس مي كنم تو كشور خودم بيگانه م ، نميدونم كجا برم . اين صحنه ها رو كه مي بينم فكر مي كنم خودم و همكلاسي هامم با اون بچه هاي فلسطيني كه تو تلويزيون مي بينيم و براشون بغض قورت ميديم فرقي نداريم. با ما هم با خشونت و بي عدالتي رفتار ميشه
باور كن از الان دارم مي لرزم كه چطور فردا برم دانشگاه ... اينجا كشور منه؟ من اينجا سهمي دارم آيا؟
اين روزا خفن احساس بي پناهي مي كنم

Tavalodet Mobarak :) shado pirooz bashi

تولدت مبارک.
ببخشید که با کمی تاخیر تولدت رو تبریک می گم.
منم دقیقاً حس تو رو دارم، بزرگ شدن اتفاق قشنگی نیست! کاش هنوز بچه بودم و بچه می کردم چون ازم در حد همون بچگیم توقع داشتن!
--------------------------------------
از تبریکت سپاسگزارم

اگه دختر بودی و مجرد ، 28 سالگیت رو بهت تسلیت می گفتم آمـــا چون شازده پسری تمام قد بهت تبریک می گم .

زنا از مردا سه چیز می خوان :
1 کلام عاطفی 2 استقلال مــانــی 3 سکس
به همین راحتی ، به همین خوشمزگی .

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ