« کانادا و لگد مال کردن آرزوها | Main | دوبلین در نگاه اول »

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ

دوبلین

دو روزیه دوبلین هستم. بعد پرواز بسیار افتضاحی که از استکهلم به دوبلین داشتم و دل و روده ام داخل هواپیما اومد تو دهنم، کل روز اول رو فقط خوابیدم تا خستگیم در بره. امروز هم رفتم که دفتر شرکت رو پیدا کنم. اینجا به طور کلی متفاوته با استکهلم.

تابلوی خیابونها اصلا مشخص نیست. سیستم راست ماشین سواری آدم رو جدا تو خیابونها گیج می کنه. آدم نمی دونه وقتی می خواد از خیابون رد بشه باید کدوم سمت رو نگاه کنه. گاهی حتی روی خیابون نوشتن. راست رو نگاه کن. بعدش که نصف خیابون رو رفتی می نویسه چپ رو نگاه کن ولی باز به این سادگی ها نیست و چهارچشمی حواست باید باشه یهو ماشین زیرت نکنه.

امروز مثل خر راه رفتم. آخرشم مجبور شدم تاکسی بگیرم تا برسم به مقصد ولی راه برگشت رو با اتوبوس اومدم. سیستم حمل و نقلشون خیلی پیچیدس. آدم رو گیج می کنه. تو ایستگاه اتوبوس هرچی زور زدم که بفهمم اینا که تو راهنماشون نوشته یعنی چی، به جایی نرسیدم. هرچند که راننده اتوبوس لعنتی من رو گمراه کرد و بهم گفت با خط شماره 3 نمیشه رفت به آدرسی که می خوام در صورتی که دقیقا میشد. جالبه بدونید باید برای اتوبوساشون تو ایستگاه دست تکون بدید تا بایسته وگرنه اگر مسافری نخواد پیاده بشه حتی اگر سر و مر و گنده مثل من قد بکشید و جلوی ایستگاه بایستید ولی دست تکون ندید راننده خیلی شیک پاش رو می گذاره رو گاز و از جلوت رد میشه. در ضمن اینجا حتما باید پول بلیطت رو کمال و تمام داشته باشی و اگر بیشتر پرداخت کنی، بقیه اش رو بر نمی گردونن.

دوبلین شهر زیباییه. من موقتا، محل سکونتم توی یکی از معروف ترین خیابوناشه که واقعا خیابون زیبا و رویایی هست به نام "گریفیث". اینجا همه چی گرونه و خونه دیگه واویلا. باید تو این چند روزه خونه پیدا کنم. اگر از خواننده ها کسی دوبلین زندگی می کنه حتما ایمیل بزنه. به شدت نیاز به یه هم صحبت دارم. اینجا به کل احساس غربت بهم دست داده الکی. شاید به خاطر اینه که اصلا آشنایی با سیستم ندارم و کلا سیستم متفاوته.

از خصوصیات ایرلندی ها میشه به طبع قلدریشون و اینکه حوصله توضیح ندارن عین خود ما ایرانی ها. یه سوال بپرسی سریع میخواد جوابت رو بده و بره. اعصاب معصاب ندارن. تو فروشگاه هم که بری بیچاره کسی که پشت صندوق کار می کنه همیشه هول که سریع کارت رو راه بندازه بر خلاف سوئد که همه چی آروم و دنیا رو آب ببره، تو رو خواب می بره! یه چیز جالبم اینکه وقتی می رم تو فروشگاه همش چشمم دنبال عنوان سوئدی جنس هاست یا وقتی میرم پای صندوق پرداخت وقتی باهام انگلیسی حرف می زنن جا می خورم، انتظار دارم سوئدی باهام حرف بزنن.

اتاقم اینجا قشنگه و در واقع قسمتی از یک انیستیتو دانشگاهی است که همشون هم ایرلندی هستند. فقط چند تا سیاه خارجی دیدم که اونا هم گویا مثل من در مهمان خانه هستند وگرنه دانشجوها همه ایرلندی. دخترهای ایرلندی قیافه های خاصی دارن و مثلا مو قرمزی توشون زیاده. اینجا اینترنت دسترسی دارم هرچند کنده و متاسفانه امکان وصل کردن لپتاپم نیست برای همین فقط می تونم ایمیلی چک کنم و لاغیر. الانم مطمئن نیستم بتونم این نوشته رو توی وبلاگم آپدیت کنم.

همه اش بارون می باره مثل الان. آسمون خاکستری خاکستری. امیدوارم که زودتر هم خونه پیدا کنم و هم کار رو شروع کنم. اصلا حوصله عقب افتادن کارها رو ندارم. بیشتر از چهارماهه که صبر کردم. سعی می کنم که تو این چند روزه اگر که جیب مبارک یاری کنه، کمی شهر گردی هم بکنم. ایرلند خیلی گرونه. آدم می زاد. صد رحمت به استکهلم. دلم برای استکهلم، همه دوستام و خونه ام تنگ شده.

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.cyberpejman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/288

Comments

بی خیال لپ تاپ و اینترنت. برو چند تا پاینت Guinness بزن جیگرت جلا پیدا کنه. اونجا که هستی اگه تونستی آبجو سازی رو زیارت کنی از طرف من سلام برسون بگو دست بوست هستیم آقا.. اگه دنبال خونه می گردی برو این سایت رو نگاه کن جایی رو که می خوای احتمالا خیلی زود پیدا می کنی.
http://www.gumtree.ie

سلام - شاید باور نکنی این مطلبت رو خوندم اشک تو چشام جم شد ! سلام ما را به گرافتون استریت و ریور لیفی و چلوکبابی زیتون وریحون برسون ! گفتم اینجا همش بارونه کسی باور نکرد گفتم خیلی گرونه کسی باور نکرد ! تو یکی از اون پابهای اطراف ترینیتی کالج یه گینس به یاد ما بزن. موفق باشی

سلام. نگفته بودید که دارید می رید دوبلین ! خنده داره که خواننده ی مطلبت ازت طلبکاره که چرا قبلا برنامه تو اطلاع ندادی نه ؟ آخه وقتی این مطلب رو خوندم نفهمیدم چطور از اونجا سر در آوردی :)

سلام من همیشه اسم وبلاگتونو میخوندم ولی واقعا فرصت پیدا نمیکردم که بشینم و حسابی بخونم الان ساعت هشت و خورده ایی صبح جمعه به وقت بلژیک اینجا هم هوا شدیدا گرفته بارونی و باد شدید دارم وبلاگتو میخونم وقتی از بارون میگی غم عالم میاد رو دلم چون اینجایی که هستم همیشه اسمون ابری و گرفته و بارونی من برات واقعا آرزوی سلامتی و تندرستی میکنم و امیدوارم دلت هیچوقت نگیره نه از بارون و نه از هیچ چیز دیگه امیدوارم دوستان خیلی خوب پیدا کنی و از زندگیت لذت ببری

مرد حسابي، يکدفعه سر از دوبلين در مياري، يه توضيحي بده ببينيم اونجا چي کار ميکني؟ کلا از سوئد رفتي؟

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ