دوبلین در نگاه اول
امروز بالاخره یه بار دیگه رفتم مرکزشهر، دفتر اتوبوس ها و کلی چیز میز مجانی برداشتم هرچند که آخرش مجبور شدم یه نقشه کامل دوبلین هم بخرم چون برای گرفتن خونه نیازه که دقیقا بفهمم که خونه کجا واقع شده و بعدا هم صد در صد نیاز میشه. یه سری هم به دفتر آیسک بر و بکس ایرلند زدم و یه سری اطلاعات بهم دادن که واقعا ارزشمند بود.
آقا اینجا کشور بارونه. حال آدم بهم می خوره انقدر بارون میاد. هوا دو دقیقه آفتابیه و دو ساعت ابری و بارونی. البته به شهر یه تراوتی میده ولی فکرش رو بکن همه سال این طوری باشه چی میشه. این ابنای بشری خوراکشون آبجو خوری و شهر پر از پاب هست و بعلاوه اینکه بسیار زیاد سیگار می کشن. اکثرا در حال کشیدن سیگارن!
تو استکهلم به ندرت کسی رو ببینی که از وسط خیابون رد بشه اما اینجا از وسط خیابون هم رد می شن مخصوصا وقتی خیابون خلوت باشه. خیابونهاشون خط کشی عابر پیاده نداره مثل سوئد و یا ایران بلکه فقط با یه خط عمودی جدا شده. بنابراین در بار اول هی آدم چشم چشم می کنه که خطهای گورخری رو خیابون ببینه ولی نیست. در ضمن چراغ عابر پیاده دیر به دیر سبز میشه و اگر هم سبز شد زودی قرمز میشه. یعنی چراغاشون هم اعصاب معصاب ندارن. مثلا اگر یه آدم مسن باشید و بخواید از عرض خیابون با سرعت کمتر از معمول یه جوون رد بشید، نرسیده به وسط خیابون چراغ قرمزه. در ضمن چراغای عابر پیاده اش، چراغ زرد هم داره!!!
اینجا صد قدم، صد قدم ایستگاه اتوبوسه. یعنی ایستگاه اتوبوسشون بسیار به هم نزدیک هستند و نکته جالب دیگه اینه که اتوبوساشون ممکنه از یه منبع به مقصد از چندین مسیر برن که باید حواست باشه کدوم مسیر رو انتخاب می کنی. بسیاری از ایستگاه های اتوبوسشون جایی مسقف و یا نشونه بارز ایستگاه نداره(چون گفتم تعدادشون زیاده) و تنها عامل متمایز کننده اش یه میله عمودی هست که سرش علامت"سه قلعه" در یک پشت زمینه آبی رنگ. در ضمن بر خلاف اتوبوسهای استکهلم که هر ایستگاه اعلام می کنه که چه ایستگاهی هست(هم می شنوی و هم روی دستگاه اعلان می تونی بخونی) اینجا اصلا از این خبر مبرا نیست. بنابراین اگر ندونی کدوم گوری میری امکانش زیاده که خیلی راحت گم بشی.
اینجا چند تا سیستم حمل و نقل دارن که فعلا راجع به اتوبوسش می نویسم(ترم زمینی و قطار هم دارن بعلاوه اتوبوس ویژه فرودگاه و اتوبوسهای توریستی و اتوبوس شبانه!) اتوبوسش باید اول حساب کنی که از کجا می خوای به کجا بری بعدش باید یه محاسبه بکنی تا تازه بفهمی چقدر باید پرداخت کنی. همون طور هم که قبلا گفتم اگر زیادی پرداخت کنی و به راننده چیزی نگی، پولی پس نمی گیری فقط من دو چیز رو نفهمیدم:
وقتی آدم پولاش رو همین طوری کیلویی می ریزه توی اون جعبه و راننده بلیط صادر می کنه اومدیم یکی کمتر پرداخت اون وقت راننده از کجا بفهمه چقدر پرداخته؟ چون من دقت کردم ندیدم شمارنده ای چیزی باشه که به راننده بگه طرف چقدر پول ریخته. دوم اینکه اگر من اشتباه محاسبه کردم و یا اصلا از عمد به جای یک یورو و 90 سنت، مقدار 1 یورو و 40 سنت که برای مسیر کوتاه تری هست رو ریختم کی میاد کنترل کنه؟ کنترلر دارن؟ به هر حال شاید اینم باگشونه. ما که تا حالا حسابی پول اتوبوس رفته تو پاچمون.
مملکت گرون تا حلق! یه بیگ مک خوردم (منوی کامل) شده 6 یورو. دقیقا نصف این رو شما می دیدید و در دوبی خراب شده بیگ مک می خورید و در سوئد هم تقریبا 5 یورو هست. راستی امروز ته و توی این انیستیتو رو درآوردم. آخه دیدم خدایا چرا از هر 100 دانشجو، باور کنید 95 تاش دخترن! همه دختر و تک و توک پسر. امروز که پرس و جو کردم فهمیدم که اینجا معلم پرورش می دن و گویا ایرلند در جذب دانشجویان مرد که بخوان معلم بشن به شدت کمبود داره!
اینجا معماری بسیار منحصر به فردی داره و امروز که به یمن ترافیک زیاد و بارون و اشتباهی سوار اتوبوس شدن، از یه طرف دیگه شهر سر درآوردم تو راهم کلی خونه های باحال دیدم. عین سریال شرلوک هلمز و سری سریالای ایرلندی، انگلیسی که تو تلویزیون ایران زمان بچگی و نوجوونی ما نشون میداد. خیلی باحاله. راستی اینجا پر قدیس بوده قبلا. راه به راه کلیسا و به نام یه قدیسی هست. حتی خیابوناشون هم اسم قدیس زیاد داره. راستی یه چیز جالب راجع به خیابوناش، مثل تهران که مثلا خیابان بهار شمالی و جنوبی داشتیم اینجا خیلی خیابونها هم خیاباون بالا و خیابون پایین دارن. یعنی شمالی و جنوبی از هم تفکیک کردن. فعلا برم باز دنبال خونه بگردم. یه خورده پیدا کردنش مثل پازل شده.
آقا اینجا کشور بارونه. حال آدم بهم می خوره انقدر بارون میاد. هوا دو دقیقه آفتابیه و دو ساعت ابری و بارونی. البته به شهر یه تراوتی میده ولی فکرش رو بکن همه سال این طوری باشه چی میشه. این ابنای بشری خوراکشون آبجو خوری و شهر پر از پاب هست و بعلاوه اینکه بسیار زیاد سیگار می کشن. اکثرا در حال کشیدن سیگارن!
تو استکهلم به ندرت کسی رو ببینی که از وسط خیابون رد بشه اما اینجا از وسط خیابون هم رد می شن مخصوصا وقتی خیابون خلوت باشه. خیابونهاشون خط کشی عابر پیاده نداره مثل سوئد و یا ایران بلکه فقط با یه خط عمودی جدا شده. بنابراین در بار اول هی آدم چشم چشم می کنه که خطهای گورخری رو خیابون ببینه ولی نیست. در ضمن چراغ عابر پیاده دیر به دیر سبز میشه و اگر هم سبز شد زودی قرمز میشه. یعنی چراغاشون هم اعصاب معصاب ندارن. مثلا اگر یه آدم مسن باشید و بخواید از عرض خیابون با سرعت کمتر از معمول یه جوون رد بشید، نرسیده به وسط خیابون چراغ قرمزه. در ضمن چراغای عابر پیاده اش، چراغ زرد هم داره!!!
اینجا صد قدم، صد قدم ایستگاه اتوبوسه. یعنی ایستگاه اتوبوسشون بسیار به هم نزدیک هستند و نکته جالب دیگه اینه که اتوبوساشون ممکنه از یه منبع به مقصد از چندین مسیر برن که باید حواست باشه کدوم مسیر رو انتخاب می کنی. بسیاری از ایستگاه های اتوبوسشون جایی مسقف و یا نشونه بارز ایستگاه نداره(چون گفتم تعدادشون زیاده) و تنها عامل متمایز کننده اش یه میله عمودی هست که سرش علامت"سه قلعه" در یک پشت زمینه آبی رنگ. در ضمن بر خلاف اتوبوسهای استکهلم که هر ایستگاه اعلام می کنه که چه ایستگاهی هست(هم می شنوی و هم روی دستگاه اعلان می تونی بخونی) اینجا اصلا از این خبر مبرا نیست. بنابراین اگر ندونی کدوم گوری میری امکانش زیاده که خیلی راحت گم بشی.
اینجا چند تا سیستم حمل و نقل دارن که فعلا راجع به اتوبوسش می نویسم(ترم زمینی و قطار هم دارن بعلاوه اتوبوس ویژه فرودگاه و اتوبوسهای توریستی و اتوبوس شبانه!) اتوبوسش باید اول حساب کنی که از کجا می خوای به کجا بری بعدش باید یه محاسبه بکنی تا تازه بفهمی چقدر باید پرداخت کنی. همون طور هم که قبلا گفتم اگر زیادی پرداخت کنی و به راننده چیزی نگی، پولی پس نمی گیری فقط من دو چیز رو نفهمیدم:
وقتی آدم پولاش رو همین طوری کیلویی می ریزه توی اون جعبه و راننده بلیط صادر می کنه اومدیم یکی کمتر پرداخت اون وقت راننده از کجا بفهمه چقدر پرداخته؟ چون من دقت کردم ندیدم شمارنده ای چیزی باشه که به راننده بگه طرف چقدر پول ریخته. دوم اینکه اگر من اشتباه محاسبه کردم و یا اصلا از عمد به جای یک یورو و 90 سنت، مقدار 1 یورو و 40 سنت که برای مسیر کوتاه تری هست رو ریختم کی میاد کنترل کنه؟ کنترلر دارن؟ به هر حال شاید اینم باگشونه. ما که تا حالا حسابی پول اتوبوس رفته تو پاچمون.
مملکت گرون تا حلق! یه بیگ مک خوردم (منوی کامل) شده 6 یورو. دقیقا نصف این رو شما می دیدید و در دوبی خراب شده بیگ مک می خورید و در سوئد هم تقریبا 5 یورو هست. راستی امروز ته و توی این انیستیتو رو درآوردم. آخه دیدم خدایا چرا از هر 100 دانشجو، باور کنید 95 تاش دخترن! همه دختر و تک و توک پسر. امروز که پرس و جو کردم فهمیدم که اینجا معلم پرورش می دن و گویا ایرلند در جذب دانشجویان مرد که بخوان معلم بشن به شدت کمبود داره!
اینجا معماری بسیار منحصر به فردی داره و امروز که به یمن ترافیک زیاد و بارون و اشتباهی سوار اتوبوس شدن، از یه طرف دیگه شهر سر درآوردم تو راهم کلی خونه های باحال دیدم. عین سریال شرلوک هلمز و سری سریالای ایرلندی، انگلیسی که تو تلویزیون ایران زمان بچگی و نوجوونی ما نشون میداد. خیلی باحاله. راستی اینجا پر قدیس بوده قبلا. راه به راه کلیسا و به نام یه قدیسی هست. حتی خیابوناشون هم اسم قدیس زیاد داره. راستی یه چیز جالب راجع به خیابوناش، مثل تهران که مثلا خیابان بهار شمالی و جنوبی داشتیم اینجا خیلی خیابونها هم خیاباون بالا و خیابون پایین دارن. یعنی شمالی و جنوبی از هم تفکیک کردن. فعلا برم باز دنبال خونه بگردم. یه خورده پیدا کردنش مثل پازل شده.
Comments
فوق تمام شد؟ یا این، سفر کاری-تفریحی به حساب میاد؟
(اما) در کل به هر دلیلی هست، خوش بگذره. خبر خوبی بود حتماً بنویس.
مثل همیشه، شاد وموفق باشی.
Posted by: Jumper | May 11, 2007 07:02 PM
ببين اين سيفون که نوشتي بايد اون دوست رو از کجا پيدا کرد مني کهتو ايران 2تا دوست ندارم دوست خارجيم کجا بوده ممنون مي شم اگه يکي رو معرفي کني
--------------------------------------------
vallah dige sharmandeh!
Posted by: amin | May 12, 2007 08:43 PM