مستندی با قدمت 50 سال
امروز نشستم و این مستند 15 دقیقه ای دانشنامه بریتانیکا راجع به ایران رو دیدم. بسیار جالب بود. مستند بر می گرده به سال 1954 و آمارهای بسیار جالبی ارائه میده. اینکه جمعیت ایران فقط 16 میلیون نفر بوده(ای کاش همون مقدار هم می موندیم!) و اینکه 90 درصد جمعیت اون زمان ایران روستا نشین بودن!
جالبه در مستند یک خانواده فقیر روستایی رو نشون میده که مثل بقیه مردم در سیستم فئودالیته و ارباب رعیتی زندگی می کنن. قوت اولیه شون فقط نان هست و گاهی سبزی و بسیار به ندرت گوشت! آب آشامیدنی شان همان آبی ست که ظرفاشون رو در اون می شورن و گوسفندان هم ازش شرب می کنن. در جایی از مستند اشاره می کنه(البته من از زبان خودم می نویسم و نه ترجمه) که پدر این خانواده فقیر به نام "مصطفی" مثل اجداد خودش در طول بیش از 25 قرن(!) فقط لباسش تغییر کرده وگرنه هیچ تغییری در سیستم خان و رعیت و حتی شخم زدن زمین هم صورت نگرفته. هنوز خبری از ماشین آلات و تراکتور برای کشاورزی نیست و طرف با گاوآهن بسیار کوچک داره زمین رو شخم می زنه.
در انتها هم آبادان عزیزم رو نشون میده که بر طبق مستند آن زمان، بزرگترین پالایشگاه نفتی جهان بوده. در آخر هم گزارشگر نوید میده که با یادگیری ایرانی ها از تکنولوژی جدید و غیرو بار دیگر نام اجدادشون و امپراطوری عظیمشون رو زنده خواهند کرد.
داشتم فکر می کردم که ما در پنجاه سال بعد چه کرده ایم؟ از نظر تکنولوژی جلوی جوانها گرفته میشه. امکانات لازم به جوانها برای تحقیقات و تحصیلات عالیه داده نمیشه، جلوی شاهراه آزاد اطلاعات گرفته میشه و تمام مشکلات اجتماعی و سیاسی که هر روزه باهاش در تماسیم. 30 سال تمام عقب گرد داشتیم. شاید اگر از لحاظ تکنولوژیکی خودمون رو به یمن گلوبالیزیشن و عناصر وابسته اش به زور آپدیت کردیم اما از نظر مفاهیم اجتماعی و حقوق شهروندی هنوز در پست ترین جایگاه ها در حال دست و پا زدن هستیم. اینها چیزهایی هستند که نمیشه یه شبه وارد یه مملکت کرد. لباسهامون عوض شده و مدل مو و چسان و فسانمون وگرنه از نظر عقلی و کوتوله بودن فکری همانی هستیم که بودیم. البته طبیعیه که منظورم اکثریت باشند. امید که پنجاه سال بعد به مستندهای امروزی به دید وحشت نگاه کنیم و ایرانی آباد داشته باشیم. قرن های قرنه که تو سری خور بودیم. شاید که این قرن بیست و یک طلسم شکسته شد و غرورمون رو و فرهنگ و جایگاه اصلی مون رو در دنیا با دست خودمون به چنگ بیاوریم. اینم آدرس ثابت اون مستند.
Comments
هر وقت که به ایران میرم و با دوستان و اشناها دور هم جمع تازه متوجه میشم که بیشتر ادمائی که تو مهمونی هستند و ظاهرشون خیلی شیک و گرون هست البته نه همشون ولی طرز تفکرشون چقدر مادی و ظاهری است خیلی دلم میگیره چقدر ارزشها تغییر کرده معیار سنجش آدمیت بعضی ها و متاسفانه بیشتر آدما مادی شده و پول و ظاهر و مارک لباس چقدر دلم میگیره از این جمع متاسفانه جوی است که توی ایران بیشتر میبینم و وقتی بر میگردم اینجا سادگی دوستانم چه در لباس و آرایش و فرم زندگی باورم نمیشد اون اوایل که آمده بودم البته نمیخوام بگم که همه اروپائی ها اینطورند نه لااقل کسانی که دورو بر من هستند خیلی باسواد هستند و تنها چیزی که توجه نمیکنند ظواهر آدماست توی مملکت ما خیلی ارزشها بی ارش شده و همونطوری که گفتید کار یکروز و چند سال نیست ایران مثل خونه ائیه که در و پنچره هاش رو بستند و چراغش رو خاموش کردند
Posted by: ماری | June 24, 2007 03:44 PM
سلام. دو دقیقه است که وبلاگ شما رو دارم میخونم و فکر کنم مشتری دائمی باشم! (به هزار و یک دلیل) موفق باشید. (جالبه، پژمانها جالبند انگار ;))
Posted by: سهیل | June 25, 2007 04:31 AM
سلام دوست عزيز داشتم در مورد تحصيل تو سوئد سرچ ميکردم وبلاگ شما هم اومد من دانشجوی مواد گرايش ريختگری يعنی فوق ديپلم دارم!ميدونم که مدرکم حساب نيست!ميخواستم ببينم شما دانشگاهی رو توی سوئد سراغ نداری که واسه ليسانس من بتونم پذيرش بگيرم و به زبان انگليسی هم باشه؟اگه تونستی تو ياهو بهم ميل بزن يا اگه پی ام بدی بهتره!ممنونم
------------------------------------------------------------
دوست عزیز برای اطلاعات کامل راجع به تحصیلات سوئد به این بروشور مراجعه کنید. جواب تمام سوالاتون اونجاست.
http://www.studyinsweden.se/templates/cs/CommonPage____5092.aspx
Posted by: ardalan | June 26, 2007 12:07 AM