بولینگ بازی
انقدر که هوای اینجا افتضاحه و متغیر و انقدر که تو اتوبوس ملت اخ و تف می کنن و محض رضای خدا یه دستمال جلو دهنشون نمی گیرن(آخر بی کلاسی)، یه سرمای سخت خوردم. عدل این هفته که کلی مسوولیت حساس دارم مریضی هم افتاد روش. تب دارم و شب اول لرز هم داشتم. بدی من اینه که وقتی مریض می شم نمی تونم تو خونه بخوابم. زیاد خوابم نمی بره و اذیت میشم برای همین به جز روز اول مریضی که نصف روز رو اجازه گرفتم که برم خونه استراحت، امروز پاشدم با این حالم رفتم با بقیه کارآموزها لیزر بازی و بولینگ بازی.
لیزر بازی دو دسته میشید(آبی و قرمز) و یه لباس می پوشید که قسمت جلو و عقبش در وسط لباس دایره ای هست که اگه به اون دایره شلیک کنید یعنی تیر خوردید و برای چند ثانیه نمی تونید از تفنگتون شلیک کنید. هر گروهی که بیشتر شلیک کنه و کمتر هم بخوره، بازی رو برده. گروه ما بازی رو برد. خیلی باحال بود. حساب کنید تب داشته باشید و دارید عین اسب عرق می کنید ولی بازم به ورجه وورجه ادامه بدید! کلی دختر کشتم تو بازی. هاها....
برای اولین بار هم بولینگ بازی کردم. خیلی باحال بود. کلی خوش گذشت. حیف که فقط حالم اصلا مساعد نبود. الانم حسابی تب دارم و از خستگی دارم می میرم. منتظر بودم خواب بیاد به چشمام تا برم تو تخت وگرنه همه اش مجبورم غلت بزنم. فردا، روز حساسیه. مسوول اصلی برگزاری ارتباط من هستم و امیدوارم همه چیز خب پیش بره.
Comments
خوش باشی.. سوپ و مایعات فراوان رو فراموش نکن!!!ا
Posted by: دریا | July 3, 2007 10:51 AM