از قدیم گفته اند که ابتدا نیک گوش کن و سپس سخن بگو. در طی یک هفته گذشته نقدها و
پیشنهادات و اوصاف متعددی درباره مجله آنلاین
کاپوچینو که به واقع اولین هفته نامه
الکترونیکی ایران هم هست نوشته شده. کاپوچینو با نامی جذاب و ایده ای در سر عده ای
جوان صورت گرفت که وبلاگ نویسی را پیش از آن عمدتا تجربه کرده بوده اند و بعضا
نویسندگان آنچنانی وبلاگها و به قولی خودمانی بچه معروفهای آن دوران به حساب می
آمدند. کاپوچینو یک مجله آنلاین ست که با کوشش عده ای بوجود آمد و اکنون بعد از
گذشت 2 سال از دیدگاه من رو به سردی می رود. من خود یکی از اعضای خانواده کاپوچینو
هستم و دو ستون از آن را می نویسم اما از ابتدای نگارش این مجله چه زمانی که
خواننده آن بوده ام و چه اکنون که عضوی از آن هستم همیشه از آن انتقاد کرده ام و
بارها و بارها از طریق ایمیل و یا گذاشتن کامنت تلنگری به اعضا و نویسندگان آن زده
ام. می خواهم مجله کاپوچینو را که متعلق به همه ماست از دیدگاه غالب مدیریتی نقد
کنم. کاپوچینو از نظر مدیریت در ضعف بوده است و هنوز هم دارای مشکل بسیار بزرگی
در مدیریت است. با گسترده شدن نام و آوازه آن بعلاوه آنکه همواره در صدد کسب
اعتبار بیشتر و جذب مخاطب بیشتر بوده است، نیاز بیشتری به یک هماهنگ کننده و کسی که
دیگران را به کار گروهی جدی بکشاند، حس می شود و این دقیقا همان جاییست که کشتی
بدون کاپیتان آن، در وسط اقیانوس اینترنت غرق خواهد شد. توصیه می کنم حتما مقالات
انتهای همین نقد را که سایر دوستان در مورد کاپوچینو نوشته اند، بخوانید. در ضمن
نوشته زیر فقط تکه کوچکی از ضعف های مجله ماست. راه درازی در پیش است.
- کاپوچینو نیازی به نقد ندارد: اول آنکه مطرح شده است کاپوچینو میل محسوسی به
پیشرفت نداره و دوم آنکه گفته اند دوستان ما در کاپوچینو اکثرا در جواب دیگران این
طور دفاع کرده اند که اگر کسی نمی خواهد و یا مطالب باب میلش نیست نخواند. من هر
دوی اینها را می پذیرم. از همان ابتدا هم با این جمله مشکل داشته ام که آقا جان اگر
نمی خواهی نخوان. متاسفانه در اکثر بحث هایی که تا کنون بر سر کاپوچینو پیش آمده و
دیگران آن را نقد کرده اند، پتک بزرگ" بچه های کاپوچینو زحمت می کشند و پولی دریافت
نمی کنند" بر سر منتقدینش فرود آمده است. در اینکه مشکلات اعضای کاپوچینو چیست و
اعضایش با چه مصائبی در حال کلنجار رفتن هستند( از لغت کلنجار استفاده می کنم چرا
که به واقع بسیاری از این مشکلات می توانسته با یک مدیریت مناسب حل بشود) شکی نیست
اما در اینکه مدام این را بر فرق سر دیگران بکوبیم کاری بیهوده و دور از عقل است.
خب حالا در مورد اینکه کاپوچینو نیازی به نقد ندارد باید بگویم که شدیدا مخالفم.
هرچند که سیر حرکتی و نحوه برخورد به گونه ای اشتباه برای دیگران این مفهوم را القا
کرده که کاپوچینویی ها علاقه ای به پیشرفت ندارند اما این نادرست است. ما دوست
داریم که پیشرفت کنیم و بسیاری از نقیضه های خودمون رو حل کنیم و یک مجله پرمحتوا
رو هر هفته بر روی اینترنت منتشر کنیم بنابراین نیاز به فیدبک و همچنین نقد دیگران
داریم پس بار دیگه با این جمله مخالفت می کنم. لطفا از کاپوچینو نقد کنید و من به
شخصه به عنوان یکی از اعضا از وقتی که برای مطالب ما می گذارید متشکرم.
- آیا می توان از یک مجله آنلاین پول درآورد؟ در نقدی که حسین درخشان از کاپوچینو
نوشته است اکثریت نگارش وی حول محور بدست آوردن پول از کاپوچینو بوده است. به خاطر
اینکه کاپوچینو به سطحی از مخاطب رسیده است که می شود روی این قضیه فکر کرد. بحث به
دست آوردن پول فراتر از بحث کاپوچینوست. راه اندازی یک مدل تجاری موفق حتی در سطح
بسیار کوچکش که بتوان از آن پول در آورد در شرایط حال حاضر ایران مشکل تمامی دست
اندرکاران مشاغل و صنایع هست. ما در بیزنس آنلاین دارای مشکلات بسیار بزرگی هستیم
که همه میدانند اما این بدین معنا نیست که نمی شود پول در آورد. منتها ضعفی که در
خود کاپوچینو وجود دارد آنست که اولا کسی اعتقادی راسخ به اینکه می شود پول درآورد
( حتی در حد هزینه های نگهداری سایت و کارهای فنی آن) ندارد و دیگر آنکه یک ذهن
فعال و یا متخصص برای این امر در میان اعضایش نیست یا شاید هم انقدر مشغله وجود
دارد که اگر کسی ایده ای هم دارد به خاطر مشکلات زندگی و دوندگی هایش، عطای آن را
به لقایش می بخشد!
در اینکه کاپوچینو بتواند آنقدر در آمد زایی کند که مثلا به هر ستون نویسش پول بدهد
از دیدگاه من فعلا در آن جایگاه نیست. این عادت ما ایرانی هاست که دوست داریم بدون
نقشه و هدف و پلان راه 1 ساله را یک شبه طی کنیم و یا به قولی بسیاری از مراحل را
دور بزنیم. کاپوچینو فعلا باید به دنبال راهی باشد که بتواند حداقل مخارج خود را در
بیاورد دادن دستمزد به نویسندگانش پیش کش. در ضمن کمی محاسبه رقمی درباره میزان
اعطای حق نوشتار به هر نویسنده برای ستون خودش هم خالی از لطف نیست. تجارت با آمار
و ارقام سر و کار دارد نه با احساسات و حرف روی هوا و آقا لنگش کن.
- اگر پول در کار نیست چرا نویسندگان کاپوچینو می نویسند؟ جواب این سوال آنچنان هم
که از دید دیگران مبهم بیان شده از دیدگاه من مبهم نیست. از آنجا که این قضیه هیچ
گونه بعد مالی را برای نویسندگانش در بر ندارد پس می بایست به دنبال اهداف دیگری
بود. از دیدگاه من موارد زیر می توانند پاسخ مناسبی به سوال مذکور باشند
الف: شهرت و کسب نام
ب : تمرین نگارش و مقاله نویسی
هرچند که می تواند این بند ب درست باشد ولی در سطح بسیار محدودیست. متاسفانه بچه
هایی که در کاپوچینو می نویسند و سواد روزنامه نگاری و دید ژورنالیستی دارند حتی در
این 2 سال یک بار هم مقاله ای کوتاه و یا متنی در ارتباط با مواردی که ستون نویسان
کاپوچینو می بایست رعایت کنند بین اعضایشان پخش نکرده اند و یا اگر هم وجود دارد در
جایی در حال خاک خوردن است. به عنوان مثال من چهار ماه است که در کاپوچینو می نویسم
اما به جز چند تذکر شفاهی از خانوم دوکوهکی هیچ راهنمای متنی ولو کوتاه برای من
فرستاده نشده است که موارد مهم و اصول نگارش را برای من بیان کرده باشد و این را من
می گویم یک ضعف بزرگ که صد البته می شود به راحتی حلش کرد.
ج: کسب تجربه کار گروهی. هرچند که شاید بعد از گذشت دو سال این دلیل موجه به حساب
نیاید اما از آنجا که نویسندگان مجله مداوما تعویض شده اند می توان به نوعی آن را
توجیه کرد. کاپوچینو در نوع خود در این باره بی نظیر است. با آنکه چالشها و ضعفهای
بسیاری را پشت سر گذاشته اما تا حدی و فقط تا حدی توانسته این روحیه را در دیگران
تقویت کند که می شود کار گروهی انجام داد و انسجام داشت و به جرات می توان گفت از
این نظر در مقام اول و پیشگام بوده است.
د: ارائه مکانی برای به نمایش گذاشتن نوشته های خود. کاپوچینو معتبر است و بسیاری
آن را می خوانند و نامش بر سر زبانهاست بنابراین فرصت مناسبی برای دیده شدن
نویسندگانش به دیگران می دهد. حال اینکه چه نوع هدفی بر سر این دیده شدن وجود دارد
از بحث خارج است.
ه: انتشار علم و اطلاعات. این یکی را وبلاگ نویسان خوب در این مدت 3 ساله پیدایش
وبلاگ های فارسی درک کرده اند. به اشتراک گذاشتن اطلاعات و دانسته ها با دیگران هدف
مقدس و انسانیست که کار اعضای کاپوچینو را از این نظر با ارزش می کند.
- نحوه انتشار کاپوچینو و اینکه به آن انگ تین ایجری زده اند. کاپوچینو یک هفته
نامه است و به صورت هفتگی منتشر می شود. این که نوشته اند چون اینترنت پویاست پس می
باست مجله هر روز آپدیت شود سخنی بدون تحقیق و بی پایه و اساس است. پویا بودن یا
نبودن یک صفحه اینترنتی به این چیزها نیست بنابراین من مخالف حرفهای هرکسی هستم که
مدت زمانی انتشار مجله را از این نظر زیر سوال برده است. ضمن آنکه حرفهای خانوم
دوکوهکی را در مورد این قضیه تمام و کمال موافقم. خیلی گزیده و زیبا حرفشان را بیان
کرده اند. در باره اینکه کاپوچینو یک مجله تین ایجریست فکر می کنم این یکی را اینجا
در قالب چند خط واقعا نمیشود بحث کرد. اما با این جمله هم موافقم هم مخالفم و دلایل
خاص خود را دارم.
- محتوا و مطالب کاپوچینو. در اینکه کاپوچینو ضعفهای بسیاری در محتوا و مطالبش داره
شکی نیست. بسیاری از ستون های آن واقعا مطلب جذابی ندارند و یا اگر عنوان مناسبی
دارند از نگارشی جذاب برای جذب مخاطب استفاده نشده است. این یکی از مواردیست که
باعث مخاطب گریزی مجله شده است. عدم ارسال مطالب حرفه ای و یا عدم اطلاع
رسانی خوب در میان اعضای آن در مورد نحوه نگارش یکی از علتهای اساسی این معضل است
که بار دیگر تاکید می کنم می توانسته برطرف بشه اما همچنان بر پایه بی اساس خود
باقیست.
در نقدهایی که خواندم نکات بسیار ظریف و ریز و بسیار به جا در مورد کاپوچینو دیدم
که واقعا در یک یا دو مقاله و نویسه نمی شود به همگی آنان جواب داد و یا بررسی شان
کرد. به طور کلی علاوه بر خوبی هایی که مجله دارد و دلیلی نمی بینم که اینجا
مطرحشان کنم چرا که بارها و بارها از آنها یاد شده، مجله دارای ضعفهای بزرگیست و از
دیدگاه من این ضعف ها از چند منبع سرچشمه می گیرد. اول آنکه کسانی که در کاپوچینو
می نویسند آن روح اولیه ایجاد کنندگانش را ندارند و این عقیده و روحیه منتقل نشده
است. کمتر کسی برای مجله وقت می گذارد و با توجه به رشد مخاطب مجله در این 2 سال(
هرچند که خودم با این جمله مخالفت دارم ولی بگذارید به طور ضمنی بپذیریم) می بایست
همت بیشتری گذاشت شود و وقت بیشتر و برنامه ریزی دقیق تری اعمال شود وگرنه
کاپوچینوی عزیز ما سرد خواهد شد. نکته دیگر آنکه حرفها در کاپوچینو روی هوا می
ماند. در جلسات کاپوچینو که توفیق حضور داشته ایم( خداوند شما رو هم بی نصیب نکنه)
تا صحبت حرف جدی به میان می آد یکی با گوشی موبایلش حرف می زنه و یکی از خاطرات سفر
میگه و یکی هم مشغول سوت زدن می شه. انگار که به نوعی به خودمان القا می کنیم که
کار جدی انجام ندیم. کاپوچینو نیازمند یک هماهنگی گسترده و زمان بندی مناسب هست که
در گرو همکاری همه اعضای آن بعلاوه عنصری کلیدی که دارای قدرت مدیریتی باشد. نمی
خواهم قضیه را خیلی به دید منفی نگاه کنم اما گر دیر بجنبیم این کشتی بی کاپیتان
غرق خواهد شد و این حقیقت تلخیست که باید از الان به فکر چاره آن باشیم. یادمان
باشد دیگر این تجربه نیست. این تاریخ کشور ماست. کشور ما همواره بر پایه های لرزان
بنا شده و تمام زیر ساختارهای آن مانند صنایع، بازار تجاری، و حتی مجلات و مطبوعات
آن( به تبع آنکه مردمان نیاز به پول برای معیشت دارند) از بی برنامگی رنج می برند.
بنابراین اگر بخواهم کلام آخر را بگویم آنکه اگر کاپوچینو تا سال بعد دوام بیاورد و
محتوای خود را مخاطب پسند و جذاب و مفیدتر از قبل ارائه کند باید بگوییم که یک سنت
شکنی کرده است. حال باید دید آیا ایجاد کنندگان آن، اعضای فعلی آن و یا اعضای
آینده، این سرنوشت را برایش رقم خواهند زد یا خیر و هرگز فراموش نکنیم همیشه در هر
کار گروهی یک رهبر مقید و یک تصمیم گیرنده نهایی وجود دارد که به دیگران میل به
پیشرفت و از همه مهمتر راه را نشان می دهد. پس هوشیار باشیم. در پایان از تمام
عزیزانی که برای کاپوچینو نقد نوشته اند بار دیگر سپاسگزاری می کنم. به شخصه بسیاری
از موارد رو یادداشت کرده ام و حداقل به عنوان یک تجربه شخصی و شغلی از آن استفاده
خواهم کرد. حق یارتان.
کاپوچينو، کاپيتانی که خوب بازی نمی
کند ... خوابگرد
تنها راه فرار از متوسط
بودن ... حسین درخشان
چشم هايتان کاپيتان می بیند ... نیما رسولزاده
موضع دو گانه در برابر
کاپوچينو ... زن نوشت
چرا کاپوچینو را دوست ندارم؟ مطلب 30
ژوئن 2004 آن را بخوانید