سادیسم و مازوخیسم در روابط دختر و پسر ایرانی
یه چیز جالبی که در این باری که به ایران برگشتم نظرم رو جلب
کرده نحوه رفتار و کردار پسرها و دخترها با همدیگه س. این که چطوری با هم
حرف می زنن. چطوری با هم معاشقه می کنن، چطوری دعوا می کنن و حتی چرا خیانت
می کنن و سایر مسائلی که بین اینگونه رابطه ها پیش میاد. متاسفانه انقدر
فضاش تیره و تاره که من رو می ترسونه و یه جورایی منزجرم می کنه.
با ورود موبایل به عرصه زندگی مردم که دیگه تقریبا و نه کاملا از دید
مردم از حالت یه کالای لوکس و برای پز دادن خارج شده چرا که در دست مردم به
وفور یافت میشه، طبیعتا ارتباط دخترها و پسرها و نحوه پیدا کردن همدیگه هم
در اوقات روز بیشتر شده. خب تا اینجاش مشکلی نیست اما یه مساله ای که به
ذهن من رو مشغول کرده اینه که در روابط امروزی دخترها و پسرها از موبایل
برای پیگیری کردن و یا جاسوسی کردن و بهتر بگوییم به عنوان وسیله ای که با
آن بتوانند هر لحظه متوجه بشوند که دوست دخترشان / پسرشان آیا با کس دیگری
رابطه داره یا خیر استفاده میشه!!!
جو کامل بی اعتمادی بین پسرها و دخترهای ایرانی وجود داره و هیچ کسی هم نمی
تونه منکرش بشه. اینان دائما در حال چک کردن همدیگه هستند تا جاییکه حتی به
یه مازوخیسم و سادیسم تبدیل می شه. مثلا وقتی پسره در ابتدا به دختره میگه
کجا بودی کلی جنگ و دعوا میشه و بعد کلی کشمکش که ممکنه گاهی تا چند ماه
طول بکشه و به شرط اینکه دوستی ادامه پیدا کنه، دختره به یه مازوخیستی می
رسه که آره باید هرجا میره تحت نظارت کامل پسره باشه و دقیقا باید مطابق یه
برده باهاش برخورد بشه. به واقع به این طریق می خوان اون خلا احساسی و
کمبود محبت از جانب پسر رو این طوری حل کنن و یا بهتره بگیم توجیهش کنن.
توی این گیر و دار پسرها هم از فرصت استفاده کرده و به کشمکش های سادیسمی
خودشون با غرور ادامه می دن.
حالا بیایید از طرف دیگه بررسی کنیم وقتی دختر به پسر زنگ می زنه و میگه
کجایی و شروع می کنه به داد و هوار که آره تو یه دوست دختر دیگه ای هم
داری( به واقع یک هووی خیالی همیشه در ذهن دخترای ایرانی هست!) اینجاست که
سادیسم دخترها گل می کنه و چون می دونن این کارها باعث تحریک جنس مخالف
خودشون میشه، دقیقا اقدام به این عمل می کنن. تا پسره گوشی رو بر می داره
با لحنی سرد مواجه میشه که ازش پرسیده میشه کجاست و چرا بهش زنگ نمی زنه و
فراموشش کرده و از این قبیل.
من بارها و بارها وقتی در خیابون بوده ام صدای بلند جوانها رو شنیده ام که
این بگو مگو و کشمکش رو با همدیگه تا سرحد مرگ ادامه دادن و حتی انگار این
اپیدمی در بعضی از نزدیکان و دوستان هم دیده میشه. از نشونه های این
بیماری، عدم اطمینان طرفین به همدیگه، سریع خیانت کردن، همخوابگی و ارتباط
با چندین نفر، ارضا نشدن حسی و روانی و اخطالات رفتاری مثل پرخاشجویی و
دعواست.
به نظر من دختران ما دارن به سمت خروس جنگی پیش می رن و در طرز حرف زدنشون
نوعی لمپنی و بی فرهنگی موج می زنه. حتی اونهایی که ادعاشون میشه. شما اگه
با یه فمینیست و یا هر دختری که داعیه احقاق حقوق دو پهلو حرف بزنی سریعا
با الفاظ لمپنی جوابت رو می دن و اگر زمانی که از حالت خروس جنگی یا بهتره
بگیم مرغ قد قدو در اومدن دلیلش رو بپرسی میگن که همیشه شمشیر رو از رو
بستن که بزنن چون جامعه این طوریه!!! از دیدگاه من در یک سطح فرهنگی، پسرها
بهتر و مودب تر هستند تا دختران مشابهشان.دختران امروز در مرزی به سر می
برند که می خوان احقاق حقوق کنن و فکر می کنن با پرخاش و سر و صدا به این
کار دست پیدا می کنن. حرفهایی مثل به من دستور نده، من هم برای خودم عقیده
دارم، تو حق نداری به من بگی چی درسته یا غلط، همه و همه نشون دهنده
این هست که دختران ما به دنبال تثبیت خود هستند اما هیچگاه یاد نگرفته اند
که چگونه خودشون رو ابراز کنند و اینگونه کمبودها و مشکلات رو برطرف سازند.
ناگفته نماند که طبیعتا مردان و پسران این جامعه نقش به سزایی در ابراز این
گنونه پرخاش ها و رکیک حرف زدن ها از سوی دختران دارند اما آیا این
راه انتخاب شده درست است؟ روابط دختر و پسر در ایران به یک ماراتن خود
آزاری / دگر آزاری تبدیل شده و قسمت خطرناکش اینجاست که از این حرکات
خوششون میاد. از آزار همیدگه و اینکه دست روی نقاط حساس هم بگذارن و
در طول روز بارها و بارها زنگ موبایل و تلفن خونشون به صدا در میاد تا
اینکه باز به دعواها و حرفهای احمقانشون ادامه بدن و مثلا به ازای هر 3 روز
دعوا، 2 ساعت با هم توی کافی شاپ بمونن.در آخر اینکه من فکر نمی کنم در
فضای جامعه امروزی زیاد به این مسائل فکر کنن و دیری نخواهد پایید که با
پسرهایی رو به رو می شویم که نحوه برخورد با یک زن را نمی دانند و دخترانی
که به پسران به مانند مدخلی برای خالی کردن عقده ها و کمبوهای تمام دوران
زندگیشان فکر می کنند.