فشار
آدمها وقتی تو زندگی بهشون فشار میاد یا ممکنه که خم بشن و بشکنن و یا
اینکه تمرکز کنن. استرس، کار زیاد و فشارهای عصبی در دورانی که همه چیز با
ثانیه اندازه گیری میشه خیلی طاقت فرساست و طبیعتا اگر نتونی راه حلی براش
پیدا کنی به شدت متاثرت خواهد کرد. شاید یک دلیل اینکه خواننده های بسیاری
هستند که در مقابل فشارهای زندگی یاغی می شن و خشم و فریادشون رو توی
آهنگاشون خالی می کنن همین ترس از خم شدن و شکسته شدن باشه. ترسی که
واقعیتی محضه و نه فقط حاصل از یک فوبیای آنی.
درسته آدم هرچی بهش سخت تر بگذره پوستش کلفت تر میشه اما گاهی واقعا باید
رفت جلوی آینه و گفت: این همه سگ دو زدن برای چیه. آیا من دنبال آرزوهام
هستم. آیا این چیزی بوده که قدیم می خواستم و یا اینکه در حال حاضر با
آمالم می خونه؟ من گاهی این سوال رو از خودم می پرسم. از زندگیم راضی هستم.
خیلی زیاد اما دوست دارم به دنبال رویاهام برم. دوست ندارم آرزوهام رو چال
کنم. می دونم یه روزی به همشون می رسم. رویایی که در اون چیزی جز تلاش برای
رسوندن آدمها به قوای درونیشون نیست. سفر طولانی در پیشه.