عربده کشی جوانان تحصیل کرده سوئدی
خب به لطف اون سه روزی که رفتم کار دانشجویی امروز همه دانشجوهایی که کار کرده بودن دعوت شده بودن برای یک ضیافت شام به همراه نوشیدنی(شراب و آبجو) و جشن گرفتن در بهترین جای استکهلم که به واقع همون خیابون gamlastan هست. کافه ای که انتخاب کرده بودن یه جایی بود توی مایه های سیاه چاله و زیر زمین. اولش کمی احساس خفه گی کردم ولی بعدش عادی شد. این کافه از سال 1897 کار می کنه. بیش تر از 100 سال یعنی!
یه جمع کاملا سوئدی بود اما کلی چیز یاد گرفتم. اول اینو بگم که اینجا هر دانشگاهی برای خودش یه سری آهنگ و مارش داره که عموما و اصولا دانشجوها توی همون سال اول ورودشون اینا رو یاد می گیرن و توی اکثریت مراسمی که برگزار میشه یه چند تاییشون رو می خونن. دیگه امشب دوستان لطف کردن و یه پرینت از همه شعرها گرفته بودن و به هر دو نفر یکی داده بودن که اگه کسی بلد نیست بازم بتونه همراهی کنه. البته خب طبیعتا من مستثنی بودم چون سوئدیم هنوز در حد الفباست.
این شعرها اکثرا هم معنای خاصی ندارن و یه جورایی شاید چرت و پرت باشه ولی جالبیش این بود که هر کدومشون به یه نحوه بسیار خلاقانه ای طرز خوندن خودشون رو داشتند. مثلا یکیش به حالت نعره زدن و آی نفس کش خونده میشه، یکی اولش آرومه بعدش به عربده کشی می رسه، یکیش باید جفت پا بری تو سینه میز و با مشت بکوبی روش، یکیش مثل مارش نظامیه، یکیش حالت دوئت داشت(یعنی دو نفری می خوندن)، یکیش به حالت سوال و جواب بود یعنی دو گروه یکی یه خطش رو می خوند اون گروه جواب می داد و الی آخر. به واقع همه این شعرها برای این بود که بهانه ای بده دست این جوانهای پر از انرژی که وقتی خوردن و مست شدن بتونن به شیوه ای متمدنانه و مودبانه عربده کشی کنن. خیلی باحال بود. من که کلی حال کردم.
سوئدی ها عاشق آبجو هستند و اکثرا هم انقدر آبجو می خورن تا مست کنن. اما یه مساله جالب درباره آبجو تو سوئد اینه که آبجوی سوئدی آشغاله و با اینکه اینا ملتی هستند که عاشق آبجو هستند و جزء لاینفک زندگیشون حساب میشه اما خودشون آبجوی ملی حال بده ای ندارن و خودشون آبجوی ساخت سوئد رو مسخره می کنن و میگن آشغاله.
اینا وقتی مستن، خیلی شیطون میشن. یعنی همونایی که بسیار مودب و با وقار کنارت می شینن در هنگام مستی، ممکنه یه کارایی بکنن که چشمات چهارتا بشه ولی اصولا بازم معقولن. مثلا مقایسه کنید با خر مستای انگلیسی که اصلا نمی فهمن چی کار می کنن وقتی مست و پاتیلن. یه چیز جالب دیگه اینه که اکثریت دیدم سوئدی ها وقتی مست میشن شروع می کنن به حرف زدن از در و دیوار و به قولی اون خجالتشون میره کنار و حراف میشن. ولی مثلا ایرانی ها وقتی مست می شن بعضیا میشینن گریه می کنن، یه سری می رن توی لاک خودشون و حرف نمی زنن، یک سری یه بند خزعبل می بافن، و خلاصه هر کی یه طور ولی تا اونجا که من دیدم سوئدی ها روشون باز میشه و تازه بلند بلند هم حرف می زنن.
اینم از یه تجربه عربده کشی و مستی بر و بکس مو بور. این روزها همچنان دنبال تز هستم و اصلا هم خبرای خوبی بهم نمیرسه. امیدوارم بتونم زودتر از بلا تکلیفی بیام بیرون. یه مدته که درگیر سمینارها و جلسات بزرگترین سازمان دانشجویی دنیا هستم که توی95 کشور دنیا شعبه داره و با تمام تاسف در ایران شعبه نداره و من سر صحبت رو باز کردم که بشه شاید مجابشون کرد و مراحلش رو طی کرد تا توی ایران هم شعبه بزنن. خیلی ضایعس که فطر و امارات جزو این سازمان باشند و ایران نباشه. این هفته هم زمان گزینش افراد برای پیوستن به سازمان هست. یعنی هر کسی نمی تونه عضو بشه. کلی وقتم رو گرفته. بعلاوه اینا، سوئدی خوندن هم اضافه کنید که خداییش سخت نیست ولی باید ماتحت فراخی رو آدم بگذاره کنار و با برنامه ریزی کامل هر روز بخونه. کاری که من هنوز موفق نشدم. می خونم ولی نه طوری که خودم راضی باشم. راضی کردن خودم هم که کار حضرت فیله.