" /> یه وجب خاکِ اینترنت: December 2006 Archives

« November 2006 | Main | January 2007 »

December 30, 2006

از اعدام صدام تا دموکراسی وارداتی

صبح که بیدار شدم و تصاویر مربوط به اعدام صدام رو دیدم اشکی توی چشمانم حلقه زد مثل همون موقع که آمریکایی ریختن توی بغداد و مجمسه صدام رو سرنگون کردن و من دانشگاه نرفتم و نشستم لحظه به لحظه تصاویر رو از شبکه های خبری دنبال کردم و اشکی که توی چشم بود و بغضی در گلو.

صدام این حیوان وحشی دوپا اعدام شد. او در حالی اعدام شد که وحشت زده و گیج به نظر می رسید. عین اسکولها، در دادگاه هم که با اون فضاحت براش حکم رو خوندن. دیکتاتوری که با جان و مال و ناموس ملت ایران بازی کرد. دیکتاتوری که همین آمریکایی ها و اروپایی های مدافع حقوق بشر، بهش کمک کردن تا به ایران حمله کنه و جنگ تحمیلی رو برای این مردم تازه نفس کشیده از یک انقلاب به ارمغان بیاره. دیکتاتوری که سالهای سال پس از مرگ نکبت بارش اثراتش رو خواهیم دید. نسلهای نسل.

هنوز مدت زیادی از اعدام این خوک صفت نگذشته که توی وبلاگهای فارسی بهش پرداخته شده. عده ای میگن صدام نباید به این زودی ها اعدام می شد تا پرده از جنایاتش برداشته میشد. گویی این وبلاگرهای عزیز، نگاهی به تاریخ اخیر دنیا ننداختن. دوست خوب من، بسیاری از جنایات صدام با پشتیبانی غرب انجام شده نکنه فکر کردی که کشورهای استعمارگر غربی میان و گندکاریهاشون رو برای دنیا رو می کنن؟ فکر کردی مثلا میگذران صدام بیاد از خودش دفاع کنه و بگه این آلمانی ها و اروپایی ها بودند که بمب شیمیایی دادن تا روی سر جوان غیور ایرانی خالی کنم و این همه رنج و بدبختی رو براشون به ارمغان بیارم؟ یا مثلا وزیر دفاع پیشین آمریکا بیاد بگه که چقدر صمیمانه با صدام دست مودت می داده. حالا کاری به پشتیبانی اعراب از صدام ندارم که خود سر درازی داره. بله شاید اگر صدام زنده می بود راجع به جنایات داخلی خودش یه چیزایی می گفت ولی راجع به مسائل بین المللی هرگز بهش چنین اجازه ای رو نمی دادن.

همون بهتر که این خوک صفت اعدام شد و متاسفانه هنوز نتونستم فیلم لحظه اعدامش رو ببینم. امیدوارم بالاخره پخش بشه تا بتونم با همین چشمام جون دادنش رو اون بالا ببینم. این حداقل چیزیه که برای من به عنوان یه بچه ای که آواره دهات و شهرهای ایران شد به همراه خانواده اش چون که زادگاهش توسط آشغالی مثل او بمباران شد و صدای موشک و چشمهای مادران شهید و پلاکهای بدون جسد جوانان این مرز و بوم شد براش خاطرات دوران کودکیش. کودکی که به آتش جنگ سوخت و خاکستر شد.

صدام رفت و حالا موندن مردمی که سر در گم و در فلاکت هستند. جنگهای قومی و مذهبی که توی عراق راه افتاده و می تونه به تجزیه عراق منجر بشه که عملا برای مردم عراق بسیار بدخواهد بود. تجربه صدام به کشور همسایه اش ایران نشون میده که درسته دیکتاتوری نمی مونه ولی بعدش چی؟ مگر مردم ایران انقلاب نکردن ولی بعدش چی شد؟ مفاهیمی مثل دموکراسی و مذهب با هم روی یه صندلی عمرا بشینن. حکومت باید حکومت داریش رو کنه و مذهب باید در نهان خانه دل آدما باشه و بس و در ضمن تا زمانی که ملت یک جا وابستگی به یک خاک نداشت باشن هیچ وقت نمیشه تحت یه پرچم نگهشون داشت و آخر هم بادشون در میره. صدام درسته تونست یکپارچگی عراق رو با قلدری نگه داره ولی بعد از صدام چی؟ به نظر من راه رسیدن عراق به دموکراسی خیلی خیلی طولانیه چرا که مردمش اصلا به این مقوله فکر نمی کنن. ولی لااقل ما ایرانی ها می تونیم ازش درس بگیریم و بیهوده تجربه اونها رو تکرار نکنیم. به امید ایرانی آباد با همه قومیت های زیباش، همه در کنار هم.

December 28, 2006

بالاترین و فلسفه وجود آن

مقدمه: هرچند سایت بالاترین، سایتی نوپاست اما گذشت همین مدت کوتاه نشان داده است که پشتکار و خلاقیت صاحب آن بعلاوه پشتیبانی کاربران حرفه ایش و ایده مشارکت انسانها باعث شده تا با سرعت بسیار زیادی رو به گسترش و بالندگی بگذارد. این سرویس هم مانند هر سرویس دیگری می تواند با خطر سو استفاده و یا مشکلاتی از سوی کاربرانش مواجه شود که در نهایت جلوی رشد و پویایی سایت را خواهد گرفت.

در این سری مقالات سعی شده با توجه به تجربه نسخه های انگلیسی این گونه سایتها و همچنین تجربه کاربری این حقیر و همچنین کند و کاو در نظریات سایر کاربران، اقدام به نوشتن یک سری مقالات پیرامون سایت بالاترین بکنم که امیدوارم در حال و آینده به عنوان مرجع مورد استفاده عزیزان قرار بگیرد. به امید پویایی هرچه بیشتر زبان فارسی بر روی اینترنت و همچنین هوشمندی فزاینده کاربران فارسی زبان و ایرانی این فضای مجازی.

1- بالاترین چیست یا کیست؟
"بالاترین" نام وب سایتی است که توسط مهدی { آدرس وبلاگ او } به تاریخ 15 سپتامبر 2006 آغاز به کار کرد. وب سایت بالاترین از نظر ایده و فلسفه کاری آن به واقع نشات گرفته از سایت معروف اینترنتی digg است. هرچند خود سایت digg هم در سالهای آغازین کاری خود است و به واقع نوپاست. ناگفته نماند که هرچند ایده سایت از نسخه انگلیسی است اما فلسفه وجودی بالاترین و همین طور امکانات و نحوه کار آن در بسیار موارد با نسخه انگلیسی آن متفاوت است و به واقع فقط یک کپی نیست بلکه در بسیاری موارد خلاقیت صاحب سایت و همچنین فعالیت کاربران در رشد و بالندگی آن نقش به سزا داشته.

2- بالاترین چه امکاناتی می دهد؟ اصلا بالاترین چگونه سایتیست؟
در پاسخ به این سوال باید بگویم که از سال 2004 تا به کنون موج بزرگی دنیای وب رو به تکاپو انداخته. در این پویایی، کاربران اینترنت تجربیات و وبگردی های خودشون رو باهم به اشتراک می گذارن. مثلا من دوست دارم که ویدئوهای سفرم رو با دیگران به اشتراک بگذارم و یا اینکه لینکهای مورد علاقه ام در اینترنت رو می خوام با دوستانم و یا حتی افراد غربیه به اشتراک بگذارم. فلسفه وجودی بالاترین هم در واقع همین نحوه به اشتراک گزاری افرادست به این صورت که کاربران بالاترین می تونن لینکهای مورد علاقه شون رو در این سایت با بقیه به اشتراک بگذارن تا بقیه هم بتونن از اون لینک بازدید کنن.

وایسا. وایسا. من یه سوال برام پیش اومده. چرا مردم و کاربران باید این چیزا رو به اشتراک بگذارن. مگه بیکارن؟ این سوال خوبیه و جوابش اینه که تجربه کارهای گروهی جرقه اش از سال 91 وقتی که لینوس توروالدز، هسته اولیه لینوکس رو نوشت، زده شد. هیچ کسی باور نمی کرد که یه سری برنامه نویس از سرتاسر دنیا مجانی سیستم عامل بنویسن و گسترشش بدن ولی خب این اتفاق افتاد و الان لینوکس یکی از قوی ترین سیستم عاملهای دنیاست. همین اتقاق همون طور که گفتم از سال 2004 در وب با گستردگی هرچه تموم تر شروع شد. کسی جوابت رو شاید نتونه به طور دقیق بده ولی شاید یه دلیلش این باشه که ما انسانیم و انسانها دوست دارن دیدگاه ها و نظراتشون رو با بقیه به اشتراک بگذارن و از این کار لذت می برن. بنابراین فکر نکن که این مردم بیکارن. بلکه دارن در یک فضای مجازی برای خودشون یک اجتماع و شاید به نوعی معروفیت و اعتبار دست و پا می کنن.

3- اگر بخوای توی یه پاراگراف به من بگی بالاترین چطوری کار می کنه چی میگی؟
یه کاربر در بالاترین به طور مجانی و خیلی ساده ثبت نام می کنه، بعدش می تونه راجع به لینکهای دیگران امتیاز بده(مثبت، منفی، خنثی) و یا اینکه کامنت و نظر بده و یا حتی لینک خودش رو پست کنه تا بقیه هم ببینن.

4- آیا سرویس های بالاترین و خدماتش فقط همین مواردیه که گفتی؟
خیر! بالاترین با پشتکار صاحبش از نظر فنی و طراحی سایت، هر روز در حال بهبوده بعلاوه اینکه با توجه به تجربه ای که به مرور زمان بوجود میاد و همچنین نظرات کاربران در هر برهه زمانی امکاناتی به اون افزوده میشه.

5- تو گفتی که من باید ثبت نام کنم و بعدش می تونم از سایت استفاده کنم. اگر ثبت نام نکنم نمیشه؟
اول اینکه چه دلیلی داره که شما ثبت نام نکنی؟ چون مجانیه. دوم اینکه اگر شما ثبت نام نکنی و کاربر سایت نباشی می تونی از لینکهای پست شده توسط سایر کاربرها دیدن کنی و هیچ مشکلی نیست ولی نمی تونی مثلا به لینکها امتیاز بدی و یا نظر بدی و خودت هم لینکی رو به اشتراک بگذاری.

6- آبا هر کسی می تونه در بالاترین عضو بشه؟
تا این لحظه ثبت نام برای همگان آزاده. بالاترین ثابت کرده که به اصول دموکراتیک و آزادی پایبنده و هیچگونه تبعیض و یا بینشی نسبت به کاربرانش در وهله نخست نداره. طبیعیه که در چهارچوب قوانین بالاترین اگر کسی کار خرابی کنه و یا از امکانات سو استفاده کنه، حتما با خطر جریمه رو به رو میشه و یا حتی بسته شدن حساب کاربریش.
سو استفاده یعنی چی اون وقت؟ خب جواب این سوالات رو بگذار برای مقالات بعدی. فعلا اگر کاربر بالاترین هستی سعی کن کاربر فعالی باشی و اگر هم که هنوز ثبت نام نکردی بدو برو بالاترین ثبت نام کن.

December 26, 2006

کیهان بچه ها

پنجاه و یکمین سالگرد کیهان بچه ها هم رسید. سال 1365 و داییم ستوان وظیفه بود. هیچ وقت یادم نمیره وقتی یه بار اومد خونه ما و از توی کوله اش برام یک کیهان بچه ها درآورد. اولین بار بود کیهان بچه ها رو می دیدم. صفحه هاش همه سیاه سفید بود الی دو صفحه آخر که یک داستان مصور گونه(کمیک استریپ) داشت که من عاشقش بودم چون رنگی بود. تازه جدولم داشت و کلی داستانهای جذاب. یادمه شبش نشستیم با داییم و جدولش رو با کمک اون حل کردم و برقی تو چشام افتاده بود از این پیروزی. از اون به بعد بود که پای من به عرصه مطبوعات باز شد و شدم این بدبخت معتادی که هر روز یه تن مقاله و خبر می خونه!

کیهان بچه ها که یه پای قضیه بود تا مدتها. یادمه مجله های اطلاعات هفتگی و دانشمند، دانستنی ها و کامپیوترهای خانگی همیشه خوراکم بود. این میون مجله دانشمند طبیعتا سطح علمیش بالا بود و زیاد چیزی نمی فهمیدم مخصوصا زمان دبستان و اوایل راهنمایی ولی با این وجود عاشق مجلات علمی بودم. شاید به خاطر همین خوندنهای زیاد بود که معلومات عمومیم بسیار بالا رفته بود.

عاشق جدول کیهان بچه ها و صفحه سرگرمیش بودم. مثلا یک آدم بود که باید از راه های پیچ در پیچ خودش رو می رسوند به خونه اش و خواننده مجله می بایست با یه مداد و بدون خوردن به بن بسط اون راه رو پیدا می کرد. جدولش رو اکثر مواقع بدون اشکال حل می کردم و اگر زمانی حل نمی شد منتظر می شدم تا شماره بعدیش بیاد و سریع برم جوابش رو دربیارم. گاهی اوقات حتی نوشته های مجله رو چندین بار می خوندم تا سری بعدش بیاد. نمی دونم الان کیهان بچه ها هنوزم سیاه سفیده یا رنگیش کردن و قیمتش اصلا چند هست. قیمت اون زمان کیهان بچه ها رو هم اصلا یادم نمیاد. شما هم اگر خاطره ای از این یار قدیمی کودکی چندین نسل دارید حتما اینجا بنویسید.

December 25, 2006

توهم های وبلاگ نویسی

هر از چندگاهی وقتی اتفاقی توی وبلاگستان می افته و این جزایر پراکنده وبلاگی به هم متصل می شن به خاطر اینکه توی یه چیز مشترکن(همگی از جنس بشر هستیم که مشغول نوشتنیم با یه سری خصوصیات مشترک)، بعد این واقعه و یا حتی در خلالش بحث هایی توی وبلاگستان میشه که من به شخصه چندین بار دیده ام و گاها هم تکراری هستند. من در مطالب گذشته ام و به صورت غیر متمرکز به این موضوعات پرداخته ام ولی این بار می خوام نظرم رو بگم تا بلکه یه مرجعی بشه برای آینده دوستانی که می خوان راجع به این طور مسائل نظر بدن یا گاها توهم می گیرتشون. از اون توهم هایی که خوراک فرهنگ ایرانی و ایرانی جماعته.

:: مافیای وبلاگی: این واژه از همان ابتدای وبلاگ نویسی در میون وبلاگرهای ایرانی پدیدار شد و در بسیاری مواقع پیاز داغش زیاد شد. هیچگاه به طور سازمان یافته مافیای وبلاگی وجود نداشته اما همون اوایل به دلیل اینکه هنوز فضای وبلاگها بسته بود، فرهنگ سازی کمی بود، مخاطب کم بود و کم تجربه به مانند خود وبلاگرها، و بسیاری موارد دیگه باعث شد که یه سری که با هم در دنیای مجازی و حقیقی دوست بودن و دست بر قضا وبلاگهاشون هم پر خواننده بود از همدیگه توی بحث ها دفاع کور کورانه کنن و به نحوی شخص مقابل رو ترور شخصیتی کنن. امروزه به دلیل گستردگی زبان فارسی و وبلاگهای فارسی در اینترنت و به دلیل خیل عظیم خوانندگان وبلاگی و پراکندگی که وجود داره حتی برای خوره وبلاگ و اینترنتی مثل من که اینترنت رو مثل اتاقم وجب به وجب می گردم و می خونم و دست از سر کچلش بر نمی دارم، بسیار بزرگ شده و به هیچ عنوان اگر عده ای هم بخوان با هم مافیایی تشکیل بدن عملا کاری از پیش نخواهند برد.

متاسفانه بسیار دیده میشه که وبلاگ نویسهای نوجوان و یا اونهایی که تازه وبلاگ زده اند، در سودای به دست آوردن خواننده بسیار و جلب توجه و بدون یادگیری آداب وبلاگ و فرهنگ وبلاگداری( باور کنید اینها اصطلاحات من درآوردی من نیستند بلکه کلی کتاب راجع بهش نوشته شده) انتظار دارن که همه دست به سینه و بله قربان گویان بهشون لینک بدن و اسم وبلاگشون رو به لیست لینکهاشون اضافه کنن و الی آخر. اون وقت اگر چند نفر این کار رو نکنن، این رو می چسبونن به مافیای وبلاگی و ال و بل.

:: حق آب و گل: بعضی از وبلاگ نویسها انگار فکر می کنن یه طورایی پدرسالار و یا رییس بزرگ قبیله هستند و می تونن فتوا صادر کنن. متاسفانه آدمهای ساده باور هم طبیعتا روی اینترنت پیدا میشن و سنگ این پدر سالارها رو به سینه می زنن، بدون اینکه اصلا متوجه ماهیت اینترنت و اساس وجود وبلاگ باشن. دوستان خوب من! هیچ کسی حق آب و گل در این فضا نداره اما این رو قاطی نکنید با احترام به یکدیگر. من یک وبلاگ نویس قدیمی هستم و برای دو دسته وبلاگر احترام قائلم. دسته اول وبلاگرهایی هستند که مثل خودم هسته اولیه وبلاگهای فارسی رو تشکیل داده اند و اکثرا دوستان نزدیک من هستند و دوم کسانی که دارای وبلاگهای پر محتوا هستند. حال اگر من در وبلاگم به کسی احترام بگذارم دلیل بر این نیست که حق آب و گل به او داده ام و نقش خدایی دارم و یا دارد!

:: چرا وبلاگ پر خواننده و یا کامنت ندارم: متاسفانه این فوبیای دلسرد کننده وبلاگرهای قدیمی و جدیده. من برای وبلاگ خودم مثال می زنم. هرچند که این وبلاگ فیلتر شده و بسیاری از خوانندگان من نمی تونن کامنت بگذارن اما مرور زمان به من تا این لحظه نشون داده که خوانندگان من اصولا اهل کامنت نیستند و بیشتر از طریق ایمیل با من در تماس هستند. ایمیل هایی که گاهی تعجب من رو از تاثیر وبلاگ بر دیگران به تحیر می ندازه. پس من هیچ گاه خودم رو سرزنش نمی کنم. وبلاگ کامپیوتری که دارای محتوای بسیار عالیست ولی براش کامنت نمی گذارن نباید دلسرد بشه. شاید انقدر محتوا خوبه که دیگه جایی برای کامنت نیست.

در جواب اینکه چرا خواننده ندارم باید بگم که وبلاگری مثل هر کار و فعالیت دیگری نیاز به تلاش مداوم و پیوستگی در کار داره. دوستان عزیز شما ماهنامه یا سالنامه درست نمی کنید. شما مسوول سریع ترین رسانه بشری هستید که تا به حال به وجود اومده. اینترنت و وبلاگ بسیار سریع هستند و برای اینکه همیشه بهترین باشید می بایست تلاش مداوم کنید. می دونید یک سایت چند ثانیه وقت داره که یک بازدید کننده رو در صفحه نگاه داره؟ فقط 8 ثانیه! بنابراین تصور نکنید که وقتی مطلبی به اندازه تومارهای قدما می نویسید خواننده رو بتونه به خودش جذب کنه. این رسانه قوانین مربوط به خودش رو داره.

انتظار نداشته باشید هفته ای یک بار آپدیت کنید و بازدید کننده بسیاری داشته باشید. انتظار نداشته باشید بدون رعایت اصول وبلاگی و تبلیغات و نوشتن مقالات مفید و یا تولید محتوا به ویزیتور چهار رقمی بر بخورید. شما می بایست علاوه بر صبر، آگاهی خودتون رو از راه های افزایش خواننده افزایش بدید. متاسفانه در یک جستجوی به فارسی می شود فهمید که چقدر مقالات اندک در این باره نوشته شده است.

در این میان بعضی ها می نالند که سایتهای زردی رو می شناسن که ویزیتورهای بالایی دارند. دوست وبلاگر عزیز، اگر شما نیازمند به خواننده سر سری و مطالب نوجوان پسند هستید خب به قولی راه باز و جاده دراز. شما هم یکی راه اندازی کن. اگر به دنبال مخاطب مختص به خود هستی، این فکر مسخره رو از ذهنت بنداز بیرون.

اگر می خواهید وبلاگی پر خواننده داشته باشید و وبلاگتان به قولی معروف بشه فعلا این موارد رو داشته باشید تا سر فرصت. مهم ترین مساله داشتن وبلاگی پر محتواست. مثالهاش هم در بین وبلاگها زیاد هستند که چطور با داشتن محتوای خوب سری بین سرها پیدا کردند. وبلاگتون رو زود به زود آپدیت کنید. از تکنولوژی روز استفاده کنید(مثلا حتما آر اس اس داشته باشید)، از اخبار و موضوعات وبلاگستان مطلع شوید(بهترین روش استفاده از سایت بالاترین هست). شمایل وبلاگتون و از همه مهمتر چیدن عناصر وبلاگی(مانند بلاگرول، پیوندها، سایتهای مورد علاقه، بنرها) در جای مناسبه و صد البته خوانایی فونت نوشتاری یادتون نره. بعلاوه صبر داشته باشید. فکر نکنید یه شبه می تونید ره صد ساله برید. با سایر وبلاگرها به مرور زمان ارتباط پیدا کنید. به دیگران لینک بدهید. درباره وبلاگهای دیگران بحث و گفتگو کنید. سعی کنید مقالات منحصر به فرد یا کاری منحصر به فرد انجام بدهید تا وبلاگرهای دیگر به شما لینک بدهند و در آخر اینکه انقدر به این دنیای مجازی گیر ندید. تجزیه تحلیل های بی خودی نکنید. روزی صدبار کانتر وبلاگتون رو چک نکنید! اینجا ما هر کدوم یه جزیزه ایم و هر کسی به راه و رسم خودش داره زندگی می کنه. همین هم زیبائی این رسانه ست.

December 22, 2006

دیکتاتورها هم گور به گور می شوند!

حتما تا به حال خبر مردن رییس جمهور مادام العمر ترکمنستان رو شنیدید. ترکمنستانی که با داشتن مقام پنجم از نظر ذخایر گازی دنیا یکی از فقیر ترین کشورهای منطقه اش به شمار میره و اونجا هم مثل اینکه به مانند بسیاری از کشورهای همسایه اش، پول نفت و گاز سر از ناکجا آباد در میاره و یا البته در مورد اون ملت بدبخت، به صندوقی که کلیدش دست اعجوبه ای به نام نیازوف بوده.

خودتون برید بخونید ببینید که این شخص که به واقع تو روز روشن ادعای خدایی بر مردمش می کرده و پدر هرچی ترکمن رو درآورده بوده چطور خودش رو پدر ترکمنها هم معرفی می کرده. یه کتابی به نام روحنامه نوشته بوده که توی تمام مدارس تدریس میشده و میشه و حتی اسامی ماه های سال رو به نام ها و صفات خودش و مادرش تغییر داده. به هر حال هرچی چیز عجیب غریب بخواید این آقا انجام داده. جالبه که بدونید همیشه رای مردم بهش بالای 98 درصد بوده.

رییس جمهور مادام العمر که مثل همه دیکتاتورها فکر می کرد جان و مال و ناموس مردم هم پشت قباله اش هست، یه مملکت رو به باد داد و هرچی قتل عام و زورگویی بود انجام داد اما نمی دونست که به زودی گورش کنده می شه. اون مرد و بدبختی و فلاکت رو گذاشت برای یه نسل بدبخت که نمی دونه چه بکنه.

جالبه که این اتفاق همه گوشه دنیا می افته. نکبتیست این دنیا. دیکتاتور پشت سر دیکتاتور. زورگو پشت سر زورگو و این وسط هرکسی یه سلیقه ای داره و هرچی عشقش بکشه انجام میده. اینها نشون میدن که کشورهای ابر قدرت و دارای آزادی نباید سایر ملل رو به حال خودشون رها کنن چرا که این جور آدما دمار ملت رو درمیارن و هیچ وقت آرای این چنینی و درصدهای من درآوردی نمی تونه ملاکی باشه بر مشروعیت یه حکومت و رژیم.

بحثم سیاسی نیست. بحثم مردم بیچاره هستن. همونایی که نسل سوخته میشن، یه جنگ رو تجربه می کنن، یه جنگ داخلی رو تحمل می کنن، گرانی و بدبختی و گرسنگی و فقر و فحشا میاد سراغشون و تا مرز حیوانیت در اخلاق و نحوه زندگی پیش می رن. آرزوی من اینه که دیگه کمتر ببینیم که یه گروهی یه جماعت و یه مملکت رو به یوغ بکشن و زجر بدن.

امسال سال خوبی بود کلی دیکتاتور سابق و در حال یا به درک واصل شد یا خلاصه حالش گرفته شد. امیدوارم که در سال آینده میلادی ملت های بیشتری از شر دیکتاتورها خلاص بشن و در کار مملکتشون گرهی بازشه و سرنوشت مملکتشون رو در دست بگیرن. حداقل تجربه همین منطقه دنیا نشون میده که اگر مردمی نگران سرنوشت مملکت نباشن و همه چیز رو آب دوغ خیاری به امون خدا ول کنن خیلی راحت به فاک فنا می رن. مثال بزنم؟!!!

December 21, 2006

بازی یلدا

وبلاگها رو که می خونم مخصوصا بچه های مهاجر و مقیم خارج یا برگشتن خونه و در کنار خانواده، یا اینکه حداقل یادی از شبهای یلدای گذشته می کنن. برای من داستان اندوهناکه. خونه ما خونه سردی بود که گلهای محبتش کمتر می شکفت. نه عیدی بود و نه شب یلدایی. اگر هم بود کوتاه و مختصر. در تمام زندگیم حتی یک بار هم یادم نمیاد که تمام خانواده در کنار هم بوده باشیم و شب یلدایی بگیریم، هندونه ای بخوریم، تخمه ای بشکنیم و فیلمی ببینیم.

حالا اینجا نشستم توی این اتاق با دنیایی از آرزوهای بزرگ و صبری که هر روز زخمیه بر پشتم. اما هرچی که باشه با خودم میگم از اون هم بدتر میشد. شاید روزی باشه که شب یلدایی رو کنار خانواده باشم و همه باشیم. هرچند خیلی بعید و دور از انتظاره.

سلمان یه بازی جالب رو شروع کرده به نام "بازی یلدا". توی این بازی هر وبلاگری پنج نکته از زندگی شخصیش رو که بقیه نمی دونن بیان می کنه و پنج نفر هم معرفی می کنه که به واقع اونا هم باید همین کار رو بکنن. این هم از پنج نکته که شاید شما تا حالا نمی دونستید:

1- لحظه اولین باری که دستهایم آرام و آرام سینه های یک دختر رو لمس کردن تا مدتها پس زمینه ذهن من بود. در اون سن من خودم رو مدتها به خاطر اون کار ملامت کردم اما تا مدتهای بسیاری بعدش افسوس خوردم که چرا اون شب ادامه ندادم و سکس نکردم!
2- من تا مدتهای دور بعد از اتمام سربازی، کابوس سربازی می دیدم و اینکه مجبور شده ام به پادگان برگردم.
3- من در دانشگاه آزاد نجف آباد در رشته مهندسی متالورژی قبول شدم اما هرگز نه رزرو کردم(در اون زمان میشد رزرو کنی) و نه به دانشگاه رفتم چون رشته ام رو دوست نداشتم.

4- در سن 14 سالگی به دلیل ابتلا به بیماری، چند ماهی در خانه بستری شدم و راه رفتن برایم قدغن بود. دکترها ازم قطع امید کردن و تا مرز مرگ هم رفتم. آره من یک بار تا مرز مرگ هم رفته ام. از عواقب اون بیماری بود که باعث شد تا رشد من گرفته بشه و از نظر بنیه ضعیف باشم.
5- اولین باری که به سیگار پک زدم، آبادان بود با دو تا از پسر عموهایم که هر دو از من کوچک تر بودند(سنم بین 16 تا 18 الان دقیق یادم نمیاد) و سیگار کاپیتان بلک کشیدم و من چون چند پک زدم سرم گیج رفت و حالم تا کمی خراب شد.
خب کسائی رو که من دوست دارم معرفی کنم صفا، پرویز، مانیا، سامان و آرش عاشوری.

December 20, 2006

فقر

این مدت چند تا فیلم خوب ایرانی دیدم که درباره دوتاش دوست دارم بنویسم. اولی فیلم"کاغذ بی خط" به کارگردانی ناصر تقوایی و با بازی بسیار خوب هدیه تهرانی و خسرو شکیبایی. داستان یه زن و شوهر که زن بسیار بلند پروازه و آرزوی قصر شاهان توی سرشه و بر خلاف اونچه که همیشه می خواسته گیر شوهری افتاده که از مال دنیا آه در بساط نداره و دو تا بچه هم این وسط مزید بر علت.

کل کل های این زن و شوهر برای من بسیار جالبه. اینکه چطور دو نفر می تونن انقدر توی دست و پای هم بپیچن. تا حدی مرد معمولی ایرانی رو می بینیم که انتظاراتش از زن ایرانی چیه و در مقابل زن هست که با غر و لند کاراش رو انجام میده و البته سعی در پاره کردن پوسته اطرافش داره و شاید هم در آرزوی یه گونی پول ولی چند مساله نمی گذاره که راهش رو به سلامت به انتها برسونه اول اینکه ترسی زنانه همیشه باهاش هست و شجاع نیست، دوم بچه هاش هستند که کلی از کار روزانه و وقتش رو باید با اونها بگذرونه و سوم اخلاق خاله زنکی خودش مثل پچ پچ های زنونه با یه دوست به نام سوسن. در جایی از فیلم زن به مرد می گه که وقتی می خوام راجع به همه بنویسم خیلی راحت می تونم اما به تو که می رسه قلم خشک میشه انگار هیچی ازت نمی دونم. این شاید به ظاهر احمقانه بیاد اما ممکنه برای هر کسی پیش بیاد. یعنی اینکه با کسی که می خوابی، بلند میشی، سکس می کنی، حموم میری، بچه دار می شی رو بعد 10 سال زندگی نمی تونی از ذهنت با یه ترسیم درست بکشی بیرون. یه جور بیگانگی در عین آشنایی.

دومین فیلمی که دیدم فیلم "بچه های آسمان" ساخته مجید مجیدی ست. از موضوع فیلم، انتخاب بازیگرهای فیلم و بازی خود بچه ها و به خصوص پسر بچه بسیار لذت بردم. چیزهای جالبی توی این فیلم بود که گاها خود من هم تجربه شون کردم. بچه های فقر همیشه باید 20 سال از سنشون بزرگتر باشن چون بزرگترهاشون می خوان که زودی عقلشون برسه. که یا کار کنن یا مراقب خونه و خونواده باشن. درس فقط گوشه کوچکی از زندگی اونها رو می گیره و بقیه صرف افکاری میشه که قاعدتا نباید ذهن یک کودک رو مشغول کنه. احساس مسوولیتی که این بچه ها حس می کنن که بسیار بزرگتر از کالبدشون هست. حسرتهایی که می خورن و بعضی اوقات عقده ای بارشون میاره و اختلاف طبقاتی که فقر بوجود میاره و این بچه ها رو با طبقه ای دیگری از جامعه در تضاد می ندازه هرچند که همه اینایی که گفتم توی فیلم نیست و مربوط به فیلم نمی شه. با تمام این حرفا زیبایی صحنه بازی کردن با حبابهای کف در حیاط سخن دیگریست. اینکه بچه ها همیشه دنیای پاک و زیبایی دارن و در خلق دنیای سفید استادن چرا که خودشون سفید و پاکن.

توصیه می کنم این دو فیلم رو حتما ببینید. امروز که در مصاحبه ای ازم پرسیده شد هدفم چیست گفتم: برای من کار بهانه ایست برای شکفتن و برای اینکه بزرگترین تاثیر رو مجموعه کثیری از آدمها بگذارم. برای من دسترسی مردم به اطلاعات به آسان و مجانی بهترین ارمغانه. من تنها با این هدف نیاز به کار دارم. به جایی برای شکفتن و دیگران رو شکوفا کردن. امیدوارم این آخر سالی و ابتدای سال میلادی خبرهای خوبی بشنوم. متاسفانه در این چندماه گذشته سر محدودیتهایی که تحت کنترل من نبود بسیار اذیت شدم. راستی برای دانلود فیلم می تونید به سایت پرشین هاب مراجعه کنید.

December 19, 2006

چشمه کیبرد خشکیده

نه اینکه این مدت هیچ چیزی نداشته باشم برای نوشتن؛ نه اینکه اصلا مطلبی نخونده باشم و یا فیلمی ندیده باشم که بخوام راجع بهش بنویسم؛ نه اینکه اتفاق خاصی نیفتاده باشه که حقیقتا کلی اتفاق جالب برام این مدت افتاده اما نمی دونم چرا دستم به کیبرد نمی ره. بحث از بین رفتن انگیزه و این حرفا نیست فقط نمی دونم چرا دوست ندارم اون رو به ثبت برسونم یا به اشتراک بگذارم. یه بدی این وبلاگ اینه که با اسم مستعار نیست و اگه دلت بخواد یه چیزی رو بنویسی و بعد بگذاری رو اینترنت که کسانی که نمی شناسنت بخونن، نمیشه.

روزهای نزدیک شدن به کریسمسه. سوئد امسال از نظر بارش برف گند زده و از استکهلم به پایین دریغ از یک دونه برف. بیچاره ها دارن خودشون رو می کشن و دست به دعا شدن بلکه یه کریسمس سفید داشته باشن. چهره شهر زشت شده. تمام درختا برگاشون ریخته و این موقع سال، تنها برفه که می تونه زیباشون کنه که اونم خبری نیست.این وسط هم یار از من شاکیه که چرا هی برف برف می کنم. خب بابا جان من اومدم قطب برف ببینم. آخه چه وضعشه. زمین هم به خدا قاطی کرده. یک ماه گذشته هوا گرم بود یعنی بین 5 تا 12 درجه. تازه از دو روز پیش رفته زیر صفر و همه جا یخ زده ولی میگم خیلی بیخوده. من که مسیحی نیستم به شخصه حس کریسمس نگرفتم.

تمام روزنامه ها و مجلات و بروشورها خودشون رو دارن خفه می کنن با تبلیغات و تخفیف. اینجا مثل ایران نیست که دم عید حسن آقا بقال گوجه اش رو بکنه کیلویی دو هزار تومان و قیمت هندونه رو ده برابر کنه و ملت حسرت یه بال مرغ بکشن. اینجا همه چیز 50 درصد ارزون میشه. کلی بهت تخفیف می دن. از شورت و کرست گرفته تا تلویزیون 42 اینچ پلاسما. هر کدوم به فراخور خودش. مراکز خرید هم زمان کاریشون رو زیادتر کردن و دیرتر می بندن چرا که می دونن ملت می خرن. خود من هم اگر پول داشتم همین کار رو می کردم. همه چیزا رو توی ماه دسامبر می خریدم چون واقعا محشره از نظر قیمتی. البته پارسال کمی تا قسمتی این کار رو کردم!

اتفاقات جالبی هم افتاده که گفتنش زوده. باید به بار بشینه. هنوز میوه اش کامل نیست البته اگر بشه که برسه. متاسفانه خیلی جاها به دلیل نداشتن اقامت دائم و پاسپورت ارزشمند ایرانی، موقعیت ها رو از دست دادم اما به قولی خدا بزرگه. امتحان کلاس سوئدی و یه درس دیگه که راجع به کارآفرینی بود رو دادم(هرچند که دومی باید پروژه تحویل می دادیم) و در مسابقه کارآفرینی هم که شرکت کرده بودم برنده نشدم اما سری دوم مثل اینکه شانس برنده شدن بسیار زیاده بنابراین باید توی تعطیلات روی طرح تجاری(بیزنس پلان)اون کار کنم. این هفته از اون هفته هاس چون چند تا اتفاق مهم قراره بیفته. راستش از خودم خوش میاد چون انقدر مصائب و لحظه های دشوار احساسی و مسوولیتی رو پشت سر گذاشتم که اصلا برام اتفاق خاصی نمی افته اگر که مصاحبه کاری داشته باشم و غیرو…. عین خر می رم سر جلسه با تمام قوا. تازه بعدش که میام بیرون می فهمم چه خری بودم من! فعلا هم مشغول زندگی معمول و البته یادگیری لینوکس پیشرفته هستم(با تکیه بر لینوکس اوبونتو و دبیان محض اطلاع).

December 03, 2006

راهنمای استفاده از نرم افزار سیفون

نرم افزار آنتی فیلتر سیفون { لینک سایت } به تاریخ اول دسامبر 2006 منتشر شده است. در این مقاله سعی می کنم به زبان ساده و محاوره ای اما از نگاه آکادمیک نقاط قوت و ضعف این نرم افزار بعلاوه نحوه کارکرد آن را شرح بدم. لطفا اگر سوالی داشتید می توانید آن را در قسمت کامنت مطرح کنید.

تا اینجا متوجه شدید که سیفون نرم افزاریست برای دور زدن فیلترینگ ولی چطوری کار می کنه؟ در ابتدا باید بگم در دنیای این نرم افزار آدما به دو دسته تقسیم میشن 1- اونایی که تو کشورهایی با اینترنت آزاد و بدون فیلتر زندگی می کنن مثل کشورهای اروپای غربی(سوئد، نروژ، آلمان و غیرو....) 2- کسانی که در کشورهای با فیلترینگ زندگی می کنن مثل ایران و چین و امارات.

نکته اصلی اینجاست که کسانی که در داخل کشورهای فیلتردار هستند مثل ایران هیچگونه نیازی به نصب نرم افزار ندارند. بنابراین شما هیچ نیازی به رفتن به سایت سیفون و دانلود نرم افزار ندارید. پس الکی تکاپو نکنید! پس کی باید نرم افزار رو دانلود کنه؟ دسته اول یعنی کسانی که در کشورهای با اینترنت آزاد زندگی می کنن.

من گیج شدم. چرا دسته اول باید اون نرم افزار رو دانلود کنن؟ مگه پولی بهشون می رسه؟ اصلا چه نفعی می برن؟ جواب این سوال ساده س. نرم افزار سیفون بر اساس احترام به حقوق بشر ساخته شده و طبیعتا انسان ها باید به هم کمک کنن. یک کاربر ایرانی مقیم هلند ناراحته که چرا بسیاری از دوستانش در ایران نمی تونن سایتهای فیلتر شده رو ببینن. این کاربر، اعتقاد داره این حق هم وطناشه که از اینترنت آزاد استفاده کنن، همین انگیزه باعث میشه تا این نرم افزار رو دانلود کنه. کاربر دیگری در آمریکاست. وقتی او خوابه، کامپیوترش بدون استفاده روشن مونده و او با نصب نرم افزار سیفون این امکان رو به هم وطنای ایرانیش میده که از طریق سیفون، فیلترینگ رو دور بزن. اما بریم سراغ نحوه نصب و استفاده از سیفون. یه بار دیگه یادآوری که کسانی که در ایران هستند و پشت فیلتر، نیازی به نصب نرم افزار ندارن. به موقعش میگم چطور شماها از سیفون استفاده کنید. نصب نرم افزار: از سایت مربوطه نرم افزار رو دانلود کنید. { آدرس لینک دانلود). و بعد با کلیک کردن روی آیکون نرم افزار اون رو نصب کنید. نصبش هیچ فرقی با بقیه برنامه ها نداره و خیلی هم راحته. بعد از اینکه نرم افزار نصب شد اون رو اجرا کنید.

اجرای نرم افزار- مرحله اول: با اجرای نرم افزار پنجره ای برای شما باز میشه که در قسمت سمت راست اون سه دکمه start, stop, setup وجود داره. دکمه های استارت استاپ به واقع برای شروع کار نرم افزار و یا متوقف کردن اون هستند. گاهی اوقات شما می خواید استفاده از سیفون رو برای کسانی که به شما وصل شدن به دلایلی متوقف کنید و یا بر عکس شروع کنید از این دو دکمه استفاده می کنید. اما دکمه setup همون طور که از اسمش مشخصه برای تنظیمات هست. روش کلیک کنید. در قسمت بالایی آی پی شما نوشته شده. اصولا این نرم افزار در ابتدای امر آی پی شما رو می گیره از روی سیستم اما برای مطمئن شدن می تونید دکمه get my ip رو بزنید. شما به عنوان یک کاربر معمولی هیچگونه نیازی به تغییر سایر گزینه ها ندارید. پس الکی به بقیه ور نرید. اگر در قسمت پایین پنجره رو نگاه کنید یه لینک به شما داده مثل این : https://10.233.230.110:443/login این آدرس همون آدرسی میشه که شما باید به دوستانتون بدید در ایران تا از طریق شما به سیفون وصل بشن. تا اینجا یک مرحله رو پیش اومدید. اما

مرحله دوم تنظیمات: با کلیک کردن اوکی و بستن پنجره تنظیمات باز وارد پنجره اصلی میشید. حالا اگه دقت کنید در قسمت پایین پنجره، سه دکمه add, edit, remove وجود داره. این سه دکمه ای هست که شما برای مدیریت حساب کاربری برای کسانی که می خوان از سیستم شما استفاده کنن به کار می برید. برای اضافه کردن یک کاربر دکمه add رو بزنید. در پنجره باز شده از شما یک نام کاربری می خواد و پسورد که شما مثلا می نویسید مثلا nader و یه پسورد هم بهش میدید. دادن ایمیل و نام کامل نیازی نیست جز اینکه به شما در کنترل کاربرانتون کمک می کنه. اینو بعدا بیشتر بهش می پردازیم. حالا دکمه Ok رو می زنید. می بینید که کاربر nader به لیست کاربران اضافه شده. به شما تبریک می گم سیستم کاملا آماده استفادس.

مرحله سوم یا کاربر فیلتر شده وارد میشود: خب شما اول یک لینک از آی پی خودتون ساختید(اینو تو مرحله اول شرح دادم) و در مرحله دوم هم یک حساب کاربری برای آقا نادر درست کردید که تو ایران پشت فیلترینگ نشسته منتظر. حالا یا از طریق ایمیل یا از طریق مسنجری چیزی، به ناصر میگی بیا که دیگه سماق مکیدن بسه. بهش اون آدرس لینک رو میدی مثل این که توی مرحله اول گفتم: https://10.233.230.110:443/login/ بعدش بهش یوزر(شناسه کاربر) و پسوردی هم که ساختی میدی. حالا ناصر خوشحال می پره یه پنجره فایرفاکس یا اینترنت اکسپلورر باز می کنه و اون آدرس رو میزنه و می بینه که نوشته لطفا شناسه کاربری(یوزر) و پسورد خودت رو باز کن. خب یوزر و پسورد رو هم که داره( دقت کردی این همونیه که صاحب سیفون در مرحله دوم ساخته بود) وارد می کنه و بعدش یه پنجره میاد که بالاش یه نوار آبیه. حالا شما به طور کامل به اینترنت آزاد دسترسی دارید. تبریک میگم استفاده از سیستم تموم شد. به همین راحتی. حال کنید.

تا اینجای مقاله به زبان بسیار ساده بحث کردم از این به بعد کمی تکنیکی میشه. و سعی می کنم مثل سوال و جواب پاسخ بدم. در سوالات زیر سیفون سرور کسیه که در خارج از کشور نشسته و دسترسی به اینترنت بدون فیلتر داره و نرم افزار سیفون رو با طی کردن مراحل بالا قابل استفاده کرده.

سوال: سیفون چطوری کار میکنه؟ جواب: سیفون در واقع به عنوان یک پروکسی کار می کنه. کسی که در خارج از کشوره و به اینترنت آزاد دسترسی داره، به واقع کامپیوترش رو مثل یک پروکسی می کنه و شما از طریق آدرسی که می گیرید به کامپیوتر اون شخص وصل میشید و از اونجا اینترنت رو می گردید.

سوال: من از کجا یه آدرس سیفون بگیرم؟ جواب: شما باید از دوستی درخواست کنید که در خارج از کشوره تا مراحل بالای این نوشتار رو انجام بده و به شما یه آدرس بده در غیر این صورت نمی تونید از سیفون استفاده کنید.

سوال: آیا کسی که سیفون رو نصب کرده می تونه ببینه من چه سایتهایی رو دارم نگاه می کنم؟ جواب: بله می تونه ببینه هر کاربر به کدوم آدرسا سر زده.

سوال: آیا استفاده از سیفون سرور باعث لو رفتن پسوردهای ایمیلم نمیشه؟ جواب: سوال خوبیه. چون سیفون به صورت پیش فرض از پورت 443 استفاده می کنه و این پورت اطلاعات رو کد می کنه پاسخ خیر است. بنابراین شما می تونید در صورتی که نرم افزار اجازه بده و ساپورت کنه این کار رو بکنید.

سوال: اگر سیفون سرور کامپیوترش رو خاموش کنه چی؟ جواب: اگر سیفون سرور کامپیوترش رو خاموش کنه یا به طور دستی، دکمه استاپ نرم افزار رو بزنه دیگه شما نمی تونید از سیتسم استفاده کنید. پس کامپیوتر طرف مقابل باید روشن باشه و صد البته وصل به اینترنت.

سوال: آیا این آدرس سیفون سرور برای همیشه ثابت می مونه یا هی تغییر می کنه؟ جواب: اگر شخص اجرا کننده سیفون که در خارج از کشور هست، از جایی اینترنت میگیره که دارای آی پی ثابت هست، بله همیشه آدرس سیفون سرور ثابته اما اگر آی پیش داینامیکه و هر بار که به اینترنت وصل میشه، اون آدرس هم تغییر می کنه چون اگر دقت کرده باشید، اون آدرس چیزی نیست جز آی پی طرف بعلاوه پورتی که داریم ازش استفاده می کنیم که در واقع پورت 443 هست.

سوال: اگر آدرس تغییر کنه چطوری متوجه بشیم؟ جواب: اگر سیفون سرور از آی پی داینامیک استفاده می کنه می بایست هر بار که آدرس تغییر میکنه، از طریق ایمیل یا مسنجر به کاربراش آدرس جدید رو اطلاع بدیه. ولی دقت داشته باشید که یوزر و پسورد مثل قدیمه و هیچ نیازی به نگرانی نیست.

سوال: آیا بیش از یک کاربر می تونه به سیفون سرور وصل بشه؟ جواب: بله. تا زمانی که سیفون سرور برای افرارد یوزر و پسورد بسازه اونا می تونن وصل بشن. مثلا من می تونم برای بیست تا از دوستام، بیست تا حساب بسازم و به همشون یوزر و پسوردش رو بدم تا استفاده کنن و هر کسی با حساب خودش وارد بشه.

سوال: نمیشه یه یوزر و پسورد داد و همه با اون وصل بشن؟ جواب: چرا میشه اما من توصیه نمی کنم. دلیلش اینم که اگر زمانی یه وقت مشکلی پیش اومد شما حداقل بتونید پیگیری کنید که کدوم کاربرتون بوده که مثلا فلان سایت رو دیدن کرده و مشکلات ایجاد کرده.

سوال: چه مشکلاتی ممکنه برای سیفون سرور پیش بیاد؟ جواب: 1- تصور کنید اگر من به عنوان سیفون سرور، بیست تا کاربر داشته باشم و اینا همشون آنلاین بشن و از سیستم استفاده کنن، طبیعتا از پهنای باند اینترنت من می گیره. بنابراین باید یک تعادل بین تعداد کاربر و پهنای اینترنت باشه. یک سناریو رو میگم. اینترنت من الان 10 مگابیت سرعت داره! تصور کنیم تمام کاربران من هم از ایران هستند(مثلا من بیست تا کاربر دارم) خب ایران هم که خدا زده تو سرش، اینترنتش زغالیه یه کاربر حداکثر بتونه با 5 کیلوبایت اطلاعات بگیره. خب 20 ضربدر 5 میشه 100 کیلوبایت در ثانیه اینا همزمان از اینترنت من استفاده می کنن. اینترنت من چقدر بود؟ ده مگابیت! خب کاربران من زیاد باعث مشکل در پهنای باند من نمیشن و برای همین از این نظر می تونه خیالم راحت باشه. پس برای این کار باید محاسبه سر انگشتی بکنید

2- قوانین شرکتی و کشوری: ممکنه یکی هوس کنه سیفون سرور رو روی کامپیوتر شرکتی که کار میکنه راه اندازی کنه. اون وقت جناب ادمین اون شرکت ممکنه یه چیزایی ببینه، و بیاد سراغت. ممکنه یه کاربر از خدا بی خبر مثلا بره سایتهای مربوط به آمیزش جنسی با کودکان ببینه. اون وقت ممکنه برای شما دردسر ساز بشه. برای رفع مشکل اول طبیعتا من توصیه می کنم سیفون رو روی کامپیوتر خودتون نصب کنید نه شرکت مگر اینکه خودتون ادمین شرکت باشید! برای مشکل دوم از کاربرانتون (که در واقع دوستانتون هستن چون این شما بودید که یوزر و پسورد رو بهشون دادید) خواهش کنید که به سایتهایی نرن که دیگه همه جای دنیا روش حساسیت دارن مثلا برن یه سایتی برای ساختن بمب!

3- سیفون سرور مورد حمله هکرها قرار بگیره: یک آدرس سیفون سرور در واقع آی پی شخص دوست شما در خارج از کشوره. بنابراین با لو رفتن این آدرس یک هکر خیلی راحت یه آی پی گیر آورده که می دونه می تونه بهش ور بره و بهش حمله کنه و غیرو... پس لطفا هوشیار باشید و آدرس سیفون سرور رو جلوی هر کسی وارد نکنید.

سوال: آیا کاربر فیلتر شده می تونه یوزر و پسوردش رو به یکی دیگه بده؟ جواب: بله میشه ولی به هیچ عنوان این کار رو نکنید. من توصیه می کنم تا اونجایی که می تونید حتی وقتی توی کافی نت نشستید از زدن آدرس لینک و وارد کردنش یوزر و پسوردتون بپرهیزید. هیچ وقت، کنار کسی دیگه که نشستید این کار رو نکنید. حداقلش اینه که اون شخص آدرس لینک رو به دست میاره.

سوال: تو سوال بالا گفتی که ممکنه یکی به یه طریقی(مثلا توی یه کافی شاپ) اون آدرس رو دید مگه چی میشه؟ جواب: اون آدرس به واقع حاوی آی پی شخص هست که قبلا توضیح دادم می تونه یه جوجه هکر هم ازش استفاده کنه و مشکلات ایجاد کنه.

سوال: آیا سیفون رو میشه فیلتر کرد؟ جواب: این سوال خیلی هاست. برای فیلترینگ دو راه هست یکی اینکه عمو فیلترباف آدرس سیفون سرورها رو به دست بیاره. دوم اینکه پورت رو ببنده.

در مورد اول عمو فیلترباف از کجا بفهمه اون آدرسا کجاست؟ از هیچ جا نمی تونه بفهمه. اینا آدرسهای وب سرور نیستن که بتونه ببنده. اینا آی پی آدمهای معمولی اون ور آب هستن بنابراین عملا این کار غیر ممکنه.

در مورد دوم سیفون از پورت 443 استفاده می کنه، در این حالت ادمین isp می تونه پورت رو ببنده؟ این کار عملا غیر ممکنه چون الان اکثر سیستمهای ایمیل و سایتهایی که نیاز به یوزر و پسورد دارن از پروتکل https استفاده می کنن که از همین پورت استفاده می کنه بنابراین نمیتونه این کار رو بکنه مگر اینکه کلا بساط ایمیل و این چیزا رو تو ایران برداریم. کار دیگه اینکه ادمین نگاه کنه ببین ترافیک کدوم کاربر از این پورت استفاده می کنه. چون این پورتی نیست که شما به طور معمول استفاده کنید. اون وقت می تونه با نگاه کردن به لاگها بفهمه که آدرس سیفون سرور چیه. البته اگر بفهمه و فیلتر کنه، اگر آدرس سیفون سرور داینامیک باشه که در بالا توضیح دادم، اون وقت یه کار احمقانه رو انجام داده.

در ضمن در صفحه تنظیمات سیفون شما حتی می تونید پورت رو هم تغییر بدید. این خیلی باحاله. البته اگر از سایر پورتها استفاده کنید، شاید روی سرعت و کیفیت کانکشن تاثیر بگذاره که از حوصله این مقاله خارجه.

در این مقاله به طور ابتدایی و آسان نحوه استفاده از سیفون رو یاد گرفتید. در آخر خاطر نشان می کنم که این مقاله صرفا جنبه آکادمیک داره و به منظور آگاهی دانشجویان و افراد علاقه مند به شبکه و اینترنت به نگارش در آمده است. امید اینکه شاهراه اطلاعات بشری به صورت رایگان و برای همگان در دسترس باشد.