ایرلند کشوریه که در حدود 3 میلیون و نهصد هزار نفر جمعیت داره و بیش تر از یک میلیون نفر در پایتختش زندگی می کنن! همین جا یه توضیحی بدم برای سایر دوستانی که مثل خود من شاید هیچی از این تکه از دنیا ندونن. ایرلند در واقع دو تکه است که یکیش رو میگن جمهوری ایرلند که پایتختش همین دوبلینه(شهری که من در حال حاضر در اون ساکن هستم) و دیگری ایرلند شمالی که پایتختش "بلفاست" هست و تحت کشور انگلستانه. به واقع اگر من بخوام برم بلفاست باید مرز ایرلند به انگلیس رو رد کنم. اینکه حالا این صیغه ایرلند شمالی چیه و چرا اینا خودشون یه کشور نشدن یا اصلا به همین جمهوری ایرلند نپیوستن هم من فعلا نمی دونم و باید بیشتر پرس و جو کنم.
بافت شهر دوبلین بسیار قدیمی است. خانه های به سبک انگلیسی قدیمی از همونایی که در زمان کودکی تو سریالها می دیدیدم ، پر از کلیسا و کوچه و پس کوچه و خبابانهای بسیار باریک. متاسفانه بافت قدیمی شهر اصلا گنجایش این جمعیت رو نداره (بیشتر از یک میلیون جمعیت) و از بسیاری جهات دیگه که حالا میگم دوبلین رو به شهری نامناسب برای سکونت تبدیل می کنه.
دوبلین مترو نداره! و تنها چیزی که می تونه شما رو نجات بده در اکثر موارد اتوبوس دو طبقه هست. گاهی اوقات خط ویژه اتوبوسهای دو طبقه با ماشین های سواری یکی میشه و این باعث میشه که جدول زمان بندی اتوبوسها با تاخیر هم مواجه بشه. البته اینجا ایستگاه های قطار هم هست و ترام(قطار داخل شهری) ولی عملا دردی از شما دوا نمی کنه چون سرعتشون کمه و باز باید تاوانش رو با زمان سپری شده بدید.
دوبلین شهر کثیفیه. مخصوصا مناطق مرکزی شهر. صحنه های بسیار زشتی از ساختمانهای کثیف و گاها مخروبه میشه دید. گدا در خیابون پیدا میشه. مردم اینجا به شدت الکلی هستند. پابها و مشروب فروشی ها تقریبا از همون کله صبح بازن و انقدر آبجو و مشروب می خورن و آروغ می زنن که حالت به هم بخوره.
اینجا قیمت سیگار بسیار گرونه یعنی وحشتناکه(پاکتی 6 یورو) ولی این قیمت بالا باعث نشده که ایرلندی ها سیگار نکشن. من در هفته اول کاملا شوکه شدم وقتی متوجه شدم که ایرلندی ها دارای دندونهای زرد و داغون هستند به دلایل همین سیگار. آشغالای سیگار و قوطی های آبچو رو میشه دید در خیابان. از همه بدتر اینجا بسیار عربده کش هستند و وقتی مست می کنن، از دیوار راست می رن بالا.
دوبلین می تونه بهشت توریستها باشه چون ساختمونهای قدیمی زیادی داره و از بعضی جهات منحصر به فرده مثلا معماری چندین سده مختلف اروپا رو میشه درش دید و سبک خانه ها به طور کلی فرق می کنه اما برای زندگی فکر نمی کنم نظر کسی رو جلب کنه. جدای از شرایط اجتماعی حاکم، آب و هوا هم عامل بسیار موثریه. هوای همیشه ابری و بارونی متداوم، این شهر بندری رو خسته کننده می کنه و انقدر باد می زنه تو فرق سرت که از زندگی بیزار بشی. تازه فکر کنید الان در آستانه تابستون هستیم بعدا که پاییز بشه چه شود.
یه چیز جالب بگم که گویا فقط من نیستم که ازش شاکی هستند. ساختمانهای جدید شهری و سازه های نو، دارای مصالح بسیار آشغال هستند و یه چیزایی تو مایه های خونه های بساز و بنداز خودمونه. آرشیتکت و طراحی فضای داخل اتاقا و خونه ها افتضاحه و اصلا حساب چیزهای اساسی رو نکردن. مصالح آشغال و به درد نخور و این جدا جای تعجبه برای من که آیا این شهری در اروپای غربی است؟ جدای از استاندارد بالای کشورهای اسکاندیناوی و سوئد نازنین و استکهلم زیبا که هر روز دارم بیشتر دلبسته اش می شم، شهرهای دیگری رو هم دیدم که خب بسیار وضعشون از دوبلین بهتر بوده.
هدف از این پست این بود که بدونید، بشر فرقی نمی کنه کجا باشه، اگر زیر ساخت یک شهر درست نباشه و اگر فرهنگ حاکم مخرب و نادرست(مثل مشروب خوری بیش از حد اینا که ضررهای بسیاری به پیکره جامعه شون زده و می زنه)، و اگر مدیران مملکتی نگاهی درست نداشته باشن و کارا نباشن، در هر جایی می تونه هرج و مرج اتفاق بیفته و استرس و فشار کاری بوجود بیاد. با خود ایرلندی ها که این مدت صحبت کردم شاکی بودن از شرایط حاکم بر دوبلین و استرس و مشکلاتش. راستی گرانی اینجا بیداد می کنه.